علی فلاحیان: اعترافات تکاندهنده راجع به حکم خمینی در مورد قتل عام ۶۷

اندازه متن
Aa Aa

 

  • اعتراف علی فلاحیان به اعدامهای سال۶۷طبق حکم خمینی

  • فلاحیان :اگر اينها را نمي گرفتيم و نمي كشتيم كه كشوري نبود مملكتي نبود

  • علت اصلی اعدام مجاهدین نه اسلحه بلکه اعتقاد آنها بود

درحالي که جنبش دادخواهي خون شهيدان قتل عام ۶۷بالا مي گيرد، آخوند دژخيم علي فلاحيان، وزير سابق اطلاعات رژيم و از مسئولان پليدترين عمليات تروريستي و کشتار اطلاعات بدنام آخوندها درداخل و خارج کشور، در اعترافهاي تکان دهنده يي راجع به حکم خميني براي قتل عام و نسل کشي

مجاهدين گفت: اگر اينها را نمي گرفتيم و نمي كشتيم كه كشوري نبود مملكتي نبود اين حرف من نيست حرف خميني است. وي تصريح مي کند که صرفنظر از اينکه اسيران مجاهد چه عملي انجام داده باشند، مواضع و اعتقادات آنها علت اعدام جمعي آنها بوده است.

توجه شما را به بخشهايي از اين اعترافها، که  سندهاي ديگري براي محاکمه سران رژيم آخوند هاست، جلب مي‌کنيم:

 

دهباشي: يكي از سوالاتي كه در اين ماه هاي اخير بيشتر هم مطرح شده ماجراي چيزي هست كه به اعدامهاي سال 67 مطرح هست درواقع بعد از انتشار فايل صوتي آقاي منتظري و يكسري ازآقايون محترمي كه پيش شون رفته بودنددرواقع اين بيشتر سوال ايجاد شد در فقره سال 67 اين نظر كارشناسي وزارت اطلاعات بود خدمت حضرت امام كه به اين ترتيب برخورد بشه با زندانيان منافق؟

فلاحيان: حكمش اعدامه حالا پس اين يك بخشي مي مانه اونوقت هم دعوا بود اصلا كه آقاي موسوي كه دادستان كل انقلاب بود ميگفت اصلا محاكمه نميخواد و به همين دليل

دهباشي: آقاي موسوي تبريزي

فلاحيان : آره اصلا محاكمه نميخواد چيزي كه داره با ما ميجنگه كه معنا نداره ما محاكمه بكنيم يك عده اي ديگه از آقايون معتقد بودند كه حالا در هر صورت اين اونهايي كه دستگير ميشوند محاكمه بشوند حالا يا از باب احتياط بود يا فتواشون بود يا هر چي بود رأفت اسلامي بود ولي امام مرتبا تاكيد داشت كه اينها مواظب باشيد از دست تون در نروند اينها بروند دومرتبه مي روند يك نفر رو ميكشند حفظ جان مسلمان كه واجبه درسته؟ لذا امام هميشه اين تاكيد ميگفت احتياط از اين طرف بكنيد

دهباشي: احتياط از موضع سخت گيري چون ما در مورد دماء بايد احتياط بكنيم چه جوري بايد احتياط بكنيم؟ مثلا اگر شبهه اي شد كسي كسي رو كشته يا نكشته شبهه هست

دهباشي: بنا را بر نكشتن بگذاريد

فلاحيان: ولي در مورد منافقين ايشون ميگفت به عكس شما اينها من اينها را ميشناسم اينها

دهباشي: به اشد مجازات برسونيد

فلاحيان: اشد مجازات نه, از دست تون در نروند و اينها حكمشون هميشه اعدامه اصلا حكم ولايي ايشون بود چه قبل اين جريان 67 چه بعدش

دهباشي: ببخشيد فرمايش تون رو قطع ميكنم اين افراد كه مصداق بغي محسوب ميشدند بعضي ها شون سالها بود در زندان بودند چطور اون موقع

فلاحيان: من الان توضيح ميدهم براي شما توضيح بدهم پس بنابراين اين يك بحثي است كه بعضي ها ميگند كه همين نكته اي كه شما ميگيد كه آيا اينها محاكمه شده بودند؟ محكوم شده بودند دومرتبه اينها محاكمه شدند اين چه اتفاقي افتاد؟ چرا اينها دومرتبه محكوم به اعدام شدند پس اين اولا تو ذهن باشه كه حكم اينها اعدامه حتي اگر حاكم شرعي هم حكم به اعدام نداده باشه خلاف كرده چون طرف آدم كشته يا الان داره ميگه من اگر آزاد بشم چيه؟ ميكشم, خب حالا اگر يكنفر دستگير شد محاربه مسلح دستگير شد آيا حكمش اعدامه؟ آدم كشته يا نكشته؟ ميگند حكمش اعدامه

 در مورد 67 چه اتفاقي افتاد؟ 67 وقتي كه عمليات مرصاد انجام شد شورش شد در زندان

دهباشي: شورش شد؟ همه زندانها؟

فلاحيان : زندانها منافقين فهميدند ديگه عمليات خيلي عجيب بود خطرناك هم بود بلنسبه خودش درسته؟ عمليات مرصاد خيلي كار چيزي بود اينها تا نزديك چارزبر يعني نزديك كرمانشاه آمدند اسلام آباد هم آمدند بالاخره يك كار ديوانه واري كردند درسته؟ معلوم بود كه صدام هم بهشون گفته بود معلومه محكوميد به شكست ولي جو گير شده بودند فكر ميكردند اينها پس فردا مي آيند تهران خب

مجري: شما كه ميدونستيد نمي تونند بيايند تهران

فلاحيان : خب ما ها هم كه نظامي بوديم ديگه حالا نظامي ميدونسته يا نمي دونسته جنگه بله ما كه ميگيم اصلا همه دنيا رو ميگيريم اينكه شما داريد ميگيد ما ميدونستيم مگه ميخواهيم چه نتيجه اي ازش بگيريم پس بنابراين اين رو در زندان اينكار رو كردند, بحث بود كه چه اونهاشون كه اعدامي بودند و اعدام نشدند و چه اونهايي كه اعدامي بودند ولي حكم اعدام نگرفتند يك گروهي؛ امام كه نظرشون بود چرا نگه داشتيد , اينها كه داره ميگه همين حالا كه تو زندانه ميگه اگر من رو رها كنيد مسلسل دستم بيفتم همين زندان مي زنم

دهباشي: به همين صراحت؟ همه شون هم ميگفتند؟

فلاحيان: به همين صراحت بله اصلا بحثي نداشتند ميگفتند ما ديگه جنگ مون با شما تمام عياره , امام فرمود حالا اونهاشون كه اين حرف رو ميزنند اونهاشون كه سر موضع هستند اقلا اينها رو يك اعدام كنيد

دهباشي: ملاک سر موضع بودن چي بود؟

فلاحيان : سر موضع يعني سازمان را قبول دارم شما را هم قبول ندارم و رها هم بشم عليه شما مي جنگم

دهباشي: خب اين که ديوانگيه

فلاحيان: ديوانگي را مي کردند

دهباشي: حاج آقا ما داريم در مورد چند نفر داريم صحبت ميكنيم؟ چند تا اعدامي؟

فلاحيان: من الان دقيق اعدامي ها را نميدانم اگر بخواهيم بگيم خب اونها از ما چقدر كشتند؟

دهباشي: اونها از ما 17هزار تا

فلاحيان: 17هزار تا كشتند ما هم نميدانم از اونها ما از اونها چقدر كشتيم چون تو خيابان هم كشته شدند تو عمليات ها هم كشته شدند تو زندان هم كشته شدند

دهباشي: نه تو زندان مثلا عدد ما همون حدود 17هزار تا است؟

فلاحيان : فكر نمي كنم من الان دقيق اونها رو ديگه بايد از دادستان كل بپرسيد

دهباشي: اما تو همين حدود چندين هزار تا است, خيلي خب راهنمايي خيلي خوبي كرديد يك راستي آقاي رئيسي كه خودشون در اون شورا عضويت داشتند اعضاي ديگه چي بودند چون تو ايام انتخابات اخير خب مطرح شد نام ايشان 

فلاحيان : آره بنده خدا هر چي ميگفت من حكم ندادم حكمشون قبلا صادر شده اصلا كسي گوش به حرفش نمي دادند ميگفتند نه شما و فكر هم ميكردند اونها بيگناه اند خب اونها آدم كشته بودند حكمشون اين بود اصلا محارب بودند اگر ما اونها رو نمي گرفتيم نمي كشتيم كه يك كشوري نبود مملكتي نبود اين حرف من نيست حرف امامه حرف همه بزرگانه.

 

دهباشي: متوجه شدم شما كه فرموديد كه اين افراد كه اعدام نشدند؟ اينهايي كه حكم ثانوي اشكال آقاي منتظري كجا بود؟

فلاحيان: اقاي منتظري يک مسأله ديگه يي برايش پيش اومد که با امام هم اختلاف پيدا کردند ابتدا هم اقاي منتظري نظرش همين بود و يک نظري پيدا شد که اين اعدامها نهايتا باعت مي شود تاريخ عليه ما قضاوت كنه عليه اسلام قضاوت بکنه  بنابراين ما خوبه که اين کار رو نکنيم  که بعدها قلم به دست دشمن مي افته  ما رو اينجوري  خلاصه لجن مال نکند که امام مي فرمود که نه شما وظيفه شرعي تون را انجام بدهيد منتظر قضاوت  تاريخ نباشيد

دهباشي: حاج آقا از اين بحث ميخواهيم رد بشيم فقط من براي اطمينان خودم ميخواهم بپرسم كه همه كساني كه اعدام شدند با اسلحه دستگير شده بودند؟   يعني شورش مسلحانه  کرده بودند؟

فلاحيان: نه همه شون که شورش مسلحانه كرده بودند ولي افرادي که دستگير شدند خيليهاشون خونه تيمي بود ما مي  رفتيم اونجا مثلا يکي دو تا اسلحه بيشتر نبود يا تو خيابون مثلا مي گرفتيم شون اسلحه نداشتند خيليهاشون

دهباشي: خوب اين جوري مي شد مصداق شورش مسلحانه

فلاحيان: اينها جز اون سازمان بودند

دهباشي: نبايد خودش شخص شخصا اينكار رو بكنه؟

فلاحيان: نه وقتي كه كسي عضو يك جريان يك لشگري هست اون لشگر كه مثل مسلحانه داره ميجنگه حالا چه مسلح باشه اون فرد چه نباشه.

دهباشي: ولو اينكه با يك روزنامه گرفته باشندش؟

فلاحيان:  بله اينها جزو  ان سازمان بودند يعني امادگي عمليات داشتند حالا يک کسي ممکنه بره امروز براي اين خونه تيمي نون بخره يکي بره مثلا امکانات ديگه تهيه کنه

دهباشي: يا اصلا نيروي عملياتي نباشه نيروي تبليغاتي باشه

فلاحيان: بله بلاخره جزو اينهاست بالاخره يک يگاني که مي جنگنه همه چيز داره ديگه همه همه که فقط اسلحه  ندارند درسته؟ واحد تدارکات هم دارند ديگه

دهباشي: اينها اسير محسوب نمي شوند

فلاحيان: نه