سالگرد کودتای ۲۸ مرداد – کودتای ننگین استعماری ارتجاعی علیه دولت ملی دکتر مصدق در سال ۱۳۳۲

اندازه متن
Aa Aa

  •  مصاحبه محافظ دكتر مصدق: تمام ديوارهاي اطاق آقاي دكتر مصدق گلوله بهش خورده بود و ميخورد و صداي مهيب ميداد تا يكي از گلوله ها وارد اطاق ميشه يك گلوله رسام تانك ميخورده توي اطاق آقاي دكتر مصدق حركت نميكنه. آقاي دكتر صديقي ميگه آقا اجازه بديد بريم از اطاق بيرون اونجا …. نه! تخت منو از اينجا برداريد بذاريد اينجا

  • دکتر مصدق: اين ملت آنجا كه پاي شرافت واستقلال مملكت در ميان باشد مرگ را بر زندگاني آلوده به ننگ و رسوايي ترجيح ميدهد و به هيچ قيمت از ادامه نهضتي كه آنرا به بهاي خون فرزندان خود خريده است باز نخواهد ايستاد .

 بيست و هشتم مرداد ماه , سالگرد كودتاي 28 مرداد سال 1332روزي كه مثلث شوم دربار و ارتجاع و استعمار، دست در دست هم، در يك كودتاي ننگين، به حكومت دكتر محمد مصدق، تنها حكومت ملي پس از مشروطه در ايران پايان داد.

دكتر مصدق، پيشواي نهضت ضد استعماري مردم ايران، خود در آخرين بخش دفاعياتش در بيدادگاه نظامي شاه، در بارة اين كودتا و علت آن چنين گفت: «… تنها گناه من، گناه بزرگ و بسيار بزرگ من، اين است كه صنعت نفت ايران را ملي كرده‌ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سياسي و اقتصادي عظيم‌ترين امپراتوري جهان را از اين مملكت برچيده‌ام و پنجه در پنجهٌ مخوفترين سازمانهاي استعماري و جاسوسي بين‌المللي درافكنده‌ام و به قيمت از بين رفتن خود و خانواده‌ام و به قيمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفيق عطا كرد تا با همت و ارادهٌ مردم آزادهٌ اين مملكت بساط اين دستگاه وحشت‌انگيز را درنوردم. من طي اين همه فشار و ناملايمات، اين همه تهديد و تضييقات از علت اساسي و اصلي گرفتاري خود غافل نيستم و به‌خوبي مي‌دانم كه سرنوشت من بايد مايهٌ عبرت مرداني شود كه ممكن است در آتيه در سراسر خاورميانه درصدد گسيختن زنجير بندگي و بردگي استعمار بر‌آيند».

دكتر مصدق سپس با خضوعي شايسته و بايستة رادمردي چون او، در برابر ملت و تاريخ ايران افزوده بود:…حيات و عِرض و مال و موجوديت من و امثال من در برابر حيات و استقلال و عظمت و  سرافرازي ميليونها ايراني و نسلهاي متوالي اين ملت كوچكترين ارزشي ندارد و از آن‌چه برايم پيش آورده‌اند، هيچ تأسف ندارم و يقين دارم وظيفهٌ تاريخي خود را تا سر‌حد امكان انجام داده‌ام. من به حس و عيان مي‌بينم كه اين نهال برومند در خلال تمام مشقتهايي كه امروز گريبان همه را گرفته، به ثمر رسيده است و خواهد رسيد. عمر من و شما و هر كس، چند صباحي دير يا زود، به پايان مي‌رسد، ولي آن‌چه مي‌ماند حيات و سرافرازي يك ملت مظلوم و ستمديده است…»

مسعود رجوی22 بهمن 1377: پيشواي نهضت ملي ايران با استفاده هوشيارانه از شرايط موجود بين المللي و داخلي پرچم نهضت ملي شدن نفت را در سطح  سراسري برافراشت. اما افسوس كه دولت مصدق  ديري نپاييد و در برابر كودتاچيها بلا دفاع بود. بعد از  اين كه قواي مسلح ارتجاع و استعمار در كودتاي 28مرداد سال 1332 بر سرش ريختند، به تلخي بر اين نكته انگشت گذاشت  و گفت كه اينجانب قوايي در اختيار نداشتم.

پيشواي نهضت ملي با اين جمله كوتاه ولي بسيار پر معني بر مهمترين حلقه مفقوده جنبشهاي مغلوب ملت ايران در يك قرن اخير يعني فقدان يك ارتش آزاديبخش ملي و ميهني انگشت گذاشت: « فرزندان عزيز وطن، با چشمان باز و بيدار مراقب سرنوشت خانه كهنسال خود باشيد تا مبادا تاريخ فردا از نسل امروز به زشتي ياد كند».