روزها و یادها از ۲۵ تا ۲۸ شهریور

اندازه متن
Aa Aa

بیست و ششم شهریور ۱۳۶۰ شهادت میلیشیای مجاهد فاطمه مصباح

مجاهد قهرمان فاطمه مصباح یکی از فرزندان خانواده کبیر مصباح بود که در بخش دانش آموزی سازمان مجاهدین فعالیت می‌کرد. فاطمه عشق به آزادی و آرمانهای توحیدی را در کانون گرم و پرشور خانواده قهرمانش آموخت. او در دوران مبارزه سیاسی و افشاگرانه علیه ارتجاع خمینی، بارها مورد حمله چماقداران قرار گرفت،

روزها و یادها از ۲۵ تا ۲۸ شهریور

 شهید مجاهد فاطمه مصباح

یکبار حتی با آجر سرش را شکستند. سرانجام در تظاهرات مسلحانه ۲۵شهریور دستگیر شد و مورد شکنجه‌ قرار گرفت. فاطمه ۱۳ساله با مقاومت شگرف خود شکنجه‌گران را به زانو در آورد. اما تسلیم نشد. از این‌رو جنایتکاران برخلاف همه قوانین، و ابتدائی‌ترین حقوق‌بشر، خون پاک این مجاهد ۱۳ساله را بر زمین ریختند. اما حماسه پایداری این دختر مجاهد، و خانوادهٴ قهرمانش بر زبانها جاری شد و هنوز هم در رگان دختران و پسران ایران‌زمین، خون قیام را به جوشش وامی‌دارد.


۲۷ شهریور۸۸، قیام بزرگ مردم علیه رژیم ولایت‌فقیه

خمینی از بدو روی کار آمدن رژیمش در ایران، مناسبتهای مختلفی را برای پیش‌بردن مطامع ارتجاعی‌اش به تصویب رساند. از جمله آنها روز قدس است، روز به‌اصطلاح اعلام همبستگی با فلسطین ادعا شده. ولی واقعیت این است که هدف خمینی پیش‌بردن سیاست صدور ارتجاع در خارج از ایران، برای در سایه قرار دادن سرکوب داخلی بود. سالها روز قدس روز دجالگری خمینی و خامنه‌ای، علیه مردم فلسطین و مردم ایران بود.

اما سال ۸۸، در روز ۲۷ شهریور مردم ایران برخلاف دجالگریهای رژیم، این نمایش را به خیزشی برای آزادی تبدیل کردند. . شعارهایی هم‌چون ”نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران“، ”مرگ بر دیکتاتور“ و ”زندانی سیاسی آزاد باید گردد“، همهٴ خیابانهای تهران، و شهرهای دیگر را پر کرد. به‌ویژه شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، یک رویارویی آشکار با رژیم پلید ولایت‌فقیه بود.

روزها و یادها از ۲۵ تا ۲۸ شهریور

     قیام بزرگ مردم علیه رژیم ولایت فقیه

پس از آن قیام بزرگ، خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، به مردم دلیر تهران و دیگر شهرهای ایران که نمایش روز قدس رژیم را به خیزشی برای آزادی تبدیل کردند، درود فرستاد و خطاب به آنها گفت: قیام امروز شما پیروزی بزرگی علیه خامنه‌ای و احمدی‌نژاد است که با بسیج تمام قوای خود، با به کارگیری وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها و تجاوز‌ها علیه دختران و پسران زندانی و با حمله وحشیانه به اشرف نتوانستند مانع شما شوند.


۲۸ شهریور۱۳۶۰ به‌شهادت رساندن دهها تن از زندانیان مجاهد در زندان اوین، و شهادت آیت‌الله مجاهد حبیب‌الله آشوری و میلیشیای مجاهد خلق گیتی‌السادات جوزی

سحرگاه ۲۸ شهریور سال ۶۰ در روزهایی که خمینی با محو آخرین آثار آزادی، جوخه‌های اعدام را در اوین و دیگر شکنجه‌گاههایش در سراسر کشور برپا کرده و مأمورانش در کار کشتار رشیدترین فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران بودند، خبر اعدام دهها تن از مجاهدان از جمله آیت‌الله مجاهد حبیب‌الله آشوری، مجاهد خلق گیتی‌السادات جوزی، و مجاهد خلق محمد صادق گلزاده غفوری از رسانه‌های رژیم اعلام شد. مجاهد شهید حبیب‌الله آشوری از زندانیان سیاسی زمان شاه بود که همواره از مجاهدین دفاع می‌کرد.

رژیم خمینی که از این مواضع او به‌شدت گزیده بود، در سال ۵۹ او را دستگیر کرد و مورد شکنجه قرار داد. اما آشوری با ایمان و وفاداری به اسلام انقلابی و مجاهدین، در برابر تمامی شکنجه‌ها مقاومت کرد. رژیم آخوندی سرانجام او را در ۲۸ شهریور سال ۶۰ پس از ۹ ماه اسارت به جرم هواداری از مجاهدین و حمایت از مبارزه مسلحانه به جوخه تیرباران سپرد. آشوری قهرمان، از مرگ سرخ استقبال کرد و جان خود را فدیه آزادی خلق و پالایش اسلام انقلابی نمود. مجاهد قهرمان گیتی السادات جوزی نیز یکی از دهها مجاهدی بود که همان روز پس از مقاومت در برابر شکنجه‌ها سر و جان در راه آزادی خلق و میهنشان نهاد. به قسمتی از وصیتنامه‌این شهید توجه کنید

روزها و یادها از ۲۵ تا ۲۸ شهریور

آیت الله حبیب‌الله آشوری و شهید مجاهد گیتی‌السادات جوزی    

قسمتی از وصیتنامه گیتی‌السادات جوزی: من گیتی السادات جوزی فرزند احمد با ایمان کامل به توحید و کلیه اصول عقاید ایدئولوژی مترقی و انقلابی اسلام، آخرین شب را برای رسیدن به دیار رفیق اعلی ثانیه به شمارم. پس از عرض سلام که از تک‌تک یاخته‌های وجودم نشأت می‌گیرد از دور همه‌اتان را می‌بوسم و برای همگی به‌خصوص مامان خیلی خیلی دلسوز و مهربونم که در همه زندگی به‌خاطر وجود خانواده خود چون شمعی سوخت و زندگیمان را روشنی و گرما بخشید و بابای ماه و دوست داشتنی که همه هستی و عمر خود را در راه سعادت ما گذاشت و برگ سبز وجودش هنوز تابستان وجود را نپیموده به پاییز گرائید، از خداوند متعال صبر و استقامت می‌خواهم، مامان جون، به همه بگو که من با کمال افتخار و سربلندی در این راه رفته‌ام با این امید که شایدجون ناچیز من هدیه‌ای باشه در راه آزادی همه محرومان دنیا.

 انشاالله روزی که حداقل شما نظاره‌گر آن جامعه قسط و توحیدی باشید.