گزارشی از اعتراضات سپرده‌گذاران و غارت‌شدگان-گفتگو با مثیم ناهید

اندازه متن
Aa Aa

برنامه سرخط ۱۹ مهر۱۳۹۶- بررسی اعتراضات سپرده‌گذاران و غارت‌شدگان در گفتگو با میثم ناهید

به سختی می‌توان گفت در جای جهان و یا در جای از تاریخ حکومتی به فاسدی رژیم ولایت فقیه می‌توان پیدا کرد، در روز روشن و با علم و کتل مؤسسه مالی و اعتباری و البته با تبلیغات کر کننده صدا و سیمای رژیم سرمایه‌های مردم را گرفته‌اند و خورده‌اند و بالا کشیده‌اند، و الآن که زمان پاسخگویی به مردم است به بهانه‌های مختلف مثل غیرمجاز بودنشان، مردم را سر می‌دوانند،

اما مردم هم با تجمعات و اعتراضاتشان رژیم را در استیصال و بن‌بست قرار داده‌اند گزارشی را در این رابطه ببینیم.

گزارشی هر چند کوتاه از بحران مالباختگان را دیدیم برای اشراف هرچه بیشتر با این پدیده همراه می‌شویم با میثم ناهید

س) اگر بخواهیم نگاهی به وضعیت جامعه ایران در چند روز گذشته بکنیم، چه تصویری دیده می شود؟

ج) کماکان جامعه ملتهب هست. این را هم از گسترش و تعمیق حرکتهای اعتراضی می شود فهمید. اگر نگاهی

اعتراضات گسترش یابنده غارت‌شدگان

اعتراضات گسترش یابنده غارت‌شدگان

به آمار بکنیم پاسخ روشن است. از اول مهر تا امروز که ۱۹ مهر است نزدیک به ۳۰۰ حرکت اعتراضی در سراسر ایران بوده است.

به‌طور میانگین روزانه حدود ۱۶حرکت اعتراضی در سراسر ایران.
از طرف دیگر شعارها هم بسیار جدی‌تر شده‌اند.

از شعار «یا حجت ا‌بن الحسن، ریشه ظلم رو بکن» «روحانی ننگت باد، سیف سیف مرگت باد» تا شعار «مرگ بر خامنه‌ای» در اهواز و بعد هم آتش زدن ساختمان مرکز غارت رژیم در این شهر.

این جامعه کماکان ملتهب است و این التهاب را به تشدید است.

س) شما تشدید التهاب را به لحاظ سیاسی می گوید. اما شاهد هستیم که تا این لحظه رژیم اقدامی در مورد مالباختگان نکرده است، انگار موضوعی جدای از خودش است. آیا این نشاندهنده تسلط رژیم به اوضاع نیست؟

ج) اتفاقاً اگر رژیم مسلط بود، پول سپرده‌گذاران را پس می‌داد و این موضوع را تمام می کرد.

اما شاهد هستیم که رژیم چنین کاری نمی کند و این نشاندهنده عدم ثبات آن است. زیرا باید پاسخ میلیونها مالباخته را بدهد. حدود ۲۰ میلیون مالباخته در ایران است.

از طرفی می آید سرکوب کند. الآن روزهاست که غارت‌شدگان کاسپین جلوی قوه قضاییه متحصن هستند چند بار گاردهای ضدشورش فرستاده اند که آنها را سرکوب کند اما نتوانسته اند. مردم نه تنها متحدتر شده اند بلکه بقیه هم به کمک آمده و نیروی انتظامی را پس رانده‌اند. اگر رژیم می توانست اگر ثبات داشت یا با سرکوب یا با دادن پول این مالباختگان این قضیه را فیصله می داد.

س) به چه دلیل رژیم نمی کند؟

ج) خمینی و خامنه‌ای بارها گفتن که حفظ نظام اوجب واجبات است. پس در چنین حالتی، وقتی اعتراضات هم

اعتراضات مالباختگان

اعتراضات مالباختگان

گسترده‌تر و هم رادیکالتر می شود، این قضیه را چرا فیصله نمی دهند، رژیم نه می خواهد و نه می تواند. بگذارید یک مثال بزنم. الآن شاهد هستیم در کشورهای دیگر هم اعتصاب وجود دارد. همین الآن پرسنل خطوط هوایی فرانسه در اعتصاب هستند. همواره هم شاهد هستیم که در نهایت، دولت و سندیکاهای اعتصاب‌کنندگان به یک توافق می‌رسند. اما آیا در ایرانی که رژیم ولایت‌فقیه در حاکمیت هست، چنین امکانی واقعیه؟ اصلا! چرا؟

چون در رژیم اساس و بنیان بر پایه دیکتاتوری است، تمام دستگاه از غارت و چپاول چیده شده است. برای همین هم نمی توانند از این چپاول کوتاه بیایند و نمی توانند مال این مالباختگان را به آنها پس بدهند.

مثل این می‌ماند به یک دزد که از خانه‌ای دزدی کرده بگویید بیا و اموال دزدی شده را پس بده! آن مال دزدی اساس و پایه انگیزه آن دزد است. برای همین اصلاً حاضر به برگرداندن نیست.

در رابطه با اینکه پایه این نظام بر چپاول است مطلبی بود در روزنامه اعتماد. موضوع صندوق ذخیره فرهنگیان هست و مطلب را هم روزنامه حکومتی اعتماد چاپ کرده است:

«این صندوق بیش از ٢٨ شرکت اقتصادی ایجاد کرد که بسیاری از آنها در جهت منافع فرهنگیان نیستند… فرهنگیان دائم مراجعه می‌کنند و خواستار شغل برای فرزندان‌شان هستند این صندوق مال آنهاست و حق‌شان است ولی کارکنان آن بیشتر فامیل‌های مدیران هستند… بیمه معلم که مال خود فرهنگیان است را کنار گذاشتند و بیمه آتیه را آوردند که پول کلانی را از معلمان می‌گیرد اما خدمات نمی‌دهد.

به جای بیمه تکمیلی در دیگر کشورها دفتر زدند… بنا‌ به گفته کوچکی‌نژاد عضو مجلس ارتجاع هر کدام از اعضای هیأت‌مدیره در چند صندوق و شرکت هیأت‌مدیره عضو هستند و دریافت‌های نجومی دارند. کوچکی‌نژاد در

ادامه سخنانش به فساد مالی یکی از شرکتهای زیرمجموعه صندوق فرهنگیان اشاره کرد. او گفت: در بانک سرمایه، بانکی که مال فرهنگیان است در طول ٢ سال ٦ مدیرعامل تعویض شده است. در نهایت دیدند که نمی‌توانند کنترل کنند مدیرعامل فعلی صندوق مدتی سرپرست بانک شد.

بسیاری از فسادها و مشکلاتی که در این بانک پیش آمد با این پوشش مدیرعامل و سرپرست بانک رخ داد… یک نفر ٣ هزار و ٩٠٠ میلیارد تومان به بانک بدهکار است اما به یک فرهنگی ٢ میلیون تومان هم وام نمی‌دهند…»

س) چرا رژیم نمی‌تواند جلوی تبدیل این بحرانهای اجتماعی را بگیرد و از تبدیل شدن آن به بحران سیاسی جلوگیری کند؟

ج) اگر بر فرض بخواهند مطالبات مالباخته‌ها و اقشار دیگه را بدهند، باید از بودجه قسمتهای دیگر کم کنند. اساس بودجه این رژیم هم بودجه دفاعیش هست.

بودجه دفاعی هم یعنی پول ارگانهای سرکوب و صدور جنگ و تروریسم به سوریه، عراق، یمن و… در یک کلام هم یعنی بودجه ۲پای نگهدارنده نظام ولایت! سرکوب در داخل-صدور ارتجاع در خارج.

رژیم می داند زدن از بودجه این قسمتها یعنی تضعیف این دو ستون نظام که همین الآن هم بسیار متزلزل هست و در نتیجه بالا بردن احتمال فروریختن آنها.

برای همین هیچگاه حاضر نیست بودجه این قسمتها را کم کند، بلکه همین روحانی هر سال به این بودجه اضافه هم می‌کند.

س) آیا رژیم میتواند این وضعیت را در همین نقطه که هست مهار و به‌اصطلاح فریز کند؟

ج) این یک فرضیه ذهنی هست. به همین یک‌سال گذشته نگاه کنید. یک سال پیش شعار همین مال باختگان «پول من کو» بود. اما این هفته به شعار مرگ بر خامنه‌ای هم بالغ شد و ساختمان حکومتی را هم به آتش کشیدند. به چندین شهر گسترش پیدا کرده است. پس موضوعی نیست که یک جا بایستد.

از طرفی نباید مسائل را یک بعدی دید. موضوع اعتراضات اجتماعی، یکی از چند بحران مرگباری هست که گریبان رژیم را گرفته اند.

از یک طرف فشارهای بسیار سنگین و خردکننده جهانی به رژیم است؛ که تحولات آنرا در بعد بین المللی می بینیم. بحران بعدی رژیم بحران منطقه‌یی هست. رژیم در منطقه در محاصره کشورهایی هست که همه بر ضد آن هستند.

تجمعات اوج یابنده مالباختگان

تجمعات اوج یابنده مالباختگان

بحران بعدی شقه و شکاف درونی رژیم هست. هفته گذشته در جنگ و دعوای جدی بین روحانی و آملی لاریجانی نمود پیدا کرد.

روحانی گفت بیکار هستید و نفرات را دستگیر می‌کنید که اشاره به دستگیری برادر جهانگیری و سایر مهره های باندش بود، لاریجانی هم گفت ما بیکار نیستیم، و اگر بخواهید حرف اضافه بزنید بقیه را هم دستگیر می‌کنیم.

جالب بود که دیشب تلویزیون رژیم گزارشی در همین زمینه داد. این بحرانها روی هم تاثیر می گذارند وضعیت اعتراضی جامعه ایران تاثیر خودش را روی بحران جهانی رژیم می گذارد و بحرانهای جهانی نیز روی بحرانهای اجتماعی تاثیر خودش را گذاشته و به مردم روحیه می دهد.

وضعیت شقه و شکاف رژیم هم نشان می دهد که جامعه در نقطه ای است که می تواند به اعتراضات بیشتر دامن بزنند.

گزارش دیشب تلویزیون رژیم شامل یک کرنولوژی از دعوای روحانی و آملی لاریجانی می شد و گفت که از مسئولین خواهش می کنیم دعواهای خود را به اتاقهای دربسته ببرند و نه در رسانه ها و ادامه داد به این علت که ما درگیر بحران جهانی و بحران اجتماعی هستیم. اخطار می داد که در چنین حالتی این دعواها خطرناک است بنابر این فریز نگه داشتن اوضاع واقعی نیست.

س) منظورش از اینکه شرایط خطرناک است چیست؟

ج) منظور تاثیر متقابل بحرانها بر روی همدیگر. این شقه و شکاف باعث گسترش و تعمیق اعتراضات در جامعه می شود.

یکی از بازتاب های این شرایط خطرناک در فضای مجازی است. مردم به شدت در فضای مجازی به این موضوع دامن می زنند. برای همین شب گذشته منتظری دادستان کل رژیم با وحشت گفت: «مسئولان برای حال اورژانسی فضای مجازی فکر چاره باشند. باید قبول کنیم حال این فضا اورژانسیه. مسئولان اگر در کنار همدیگه ننشینند و هم‌افزایی لازم را نداشته باشند و فکری برای این مسأله نکنند، دمار از روزگار جامعه در میاره!».

بیشتر بخوانید:

حرکتهای اعتراضی اقشار مختلف مردم علیه چپاول و ستم آخوندی

حمله به مراکز بسیج و چند بانک توسط جوانان در تهران

چالش سنگ، گدازه‌های نخست خشم متراکم توده‌ها