بررسی علت پرداخت نکردن حقوق کارگران و چگونگیهای آن- گفتگو با حسین میرداماد

اندازه متن
Aa Aa

اشتراک گذاری:

سرخط ۲۸ مهر ۱۳۹۶- بررسی علت پرداخت نکردن حقوق کارگران در گفتگو با حسین میرداماد

فریاد غارت‌شدگان را دیدیم آیا موضوع به همین جا خاتمه پیدا می‌کند؟ خیر. این موضوع مربوط به سایر اقشار میهنمان نیز هست. قیام برای نان! وقتی اعتراضات برای نان و شکم گرسنه صورت می‌گیرد، شدت شکاف طبقاتی در یک جامعه را نشان می‌دهد.

یکطرف اندکی برخوردار از همه چیز و در طرف دیگر که اکثریت را تشکیل می‌دهد، حتی نان شب هم ندارند. این داستان اعتراضات کارگرانی است که طی روزهای اخیر شاهد اعتراضاتشان از جای جای میهن به گوش می‌رسد. در این قسمت از برنامه گزارشی را می‌بینیم و سپس گفتگوی خواهیم داشت حول حقوق کارگران.

گزارش را دیدیم و همراه هستیم با حسین میرداماد تا به بررسی مشکلات و مسائل کارگری بپردازیم. همان‌طور که در گزارش دیدیم اعتراضات گسترده‌یی از کارگران را شاهد بودیم که به‌طور عمده نسبت به نپرداختن حقوق از ۴ماه و ۵ ماه تا ۱۴ ماه و ۲۱ ماه هم داشتیم.

س) چرا وضعیت به این صورت است؟ آیا اینها شرکتهای دولتی هستند که دستمزد کارگران را نمی‌دهند یا شرکتهای خصوصی یا هر ترکیبی از اینها هستند؟

ج) دلایل عدم پرداخت حقوق کارگران دلایل متداولی مانند کمبود نقدینگی، بفروش نرفتن تولیدات شرکتها به‌دلیل پایین بودن قدرت خرید مردم. ولی آن چیزی که ما شاهد آن هستیم شرکتهای دولتی و البته شبه دولتی یا خصولتی به‌خصوص آنهایی که وابسته به سپاه هستند در غارت حقوق کارگران سقفهایی می‌زنند که در هیچ کشوری در دنیا چنین دزدیهایی از حقوق طبقه کارگر نمی‌شود. مثلاً الآن اعتراضات کارگران فازهای ۲۲ و ۲۴ پارس جنوبی یا شرکت توان گستر نفتی بندرعباس را در گزارشتان داشتید. اساساً تمامی فازهای پارس جنوبی در عسلویه در چنگ سپاه پاسداران است، با این‌که درآمدهای هنگفتی از استخراج نفت و گاز در این فازها دارند اما ماهها حقوق کارگرانش را می‌خورند.

 

تجمع اعتراضي كارگران بلبرينگ سازي

تجمع اعتراضي كارگران بلبرينگ سازي

س) یعنی مشکل نبودن پول نیست؟

ج) خیر در اینجا اصلاً مسأله کمبود نقدینگی یا مشکلات تولید نیست بلکه چیزی جز زورگویی برای بالا کشیدن حقوق کارگران نیست. یا شهرداریها.

اگر نگاه کنید در حدود ۱۰-۲۰ درصد اعتراضات کارگران مربوط به اعتراضات کارگران شهرداریها در همه شهرهای کشور از خرمشهر و آبادان بگیرید تا خراسان و نیشابور و بجنورد و از چابهار و سیستان و بلوچستان تا ارومیه و آذربایجان غربی مرتب خبر تجمع و اعتراض و تحصن این کارگران را می‌شنویم در حالی که شهرداریها درآمدهای هنگفتی دارند.

 یک کلیپی اخیراً از صحبتهای شهردار مشکین دشت در استان البرز با کارگران معترضی که ماهها حقوقشون پرداخت نشده و در اینترنت گذاشته شده را ببینیم و بعد به صحبت ادامه بدهیم.

«شهردار مشکین دشت: عین شما نیرو تو شهر زیاده… بیخود کردی شما
یک کارگر: میرم شکایت می‌کنم از دست شما
شهردار: برو شکایت کن به همین راحتی هیچ مسأله‌ای نیست. آقا تصفیه حساب کن برو بیرون. شرکتی که بیاد یک ساعت این کارو انجام بده اصلاً یک ساعتشم نگهش نمیداریم. همه شما تصفیه حساب. همین الآن من می‌گم. نیروی جدید توی شهر زیاده. آقا تمام شد. آقای گلستانی شما دست منو بوسیدی اومدی.
کارگر: بوسیدم اومدم قرار نیست که حقوق نگیرم. بعد شما می‌گید کسی بیاد جای ما. گردنشو می شکنم
شهردار: هیچ کاری نمیتونی بکنی.»

س) آیا در مورد نپرداختن حقوق این کارگران شما چه تفسیری از گفتگو بین شهردار به‌عنوان کارفرما و کارگران دارید؟

ج) این یک کلیپ خیلی خوبی است. این نمونه‌ای از گفتگویی که هر روز بین کارگران و کارفرماهای حکومتی در جریان است و حق کارگران را همینطوری می‌خورند. سه ویژگی در صحبتهای او هست:

  • اول این‌که شما حق اعتراض ندارید. کارگر شرکتی که بیاد اعتراض بکند یکساعت هم نباید نگهش داشت. یعنی نداشتن حق اعتراض
  • دوم این‌که شکایت هم بکنید هیچ اتفاقی نمی‌افتد چون قضاییه پشت غارتگران است.
  • سوم این‌که نیروی کار زیاد است و اگر صدای‌تان در بیاید انبوهی نیروی کار هست که آماده هستند بیایند جای شما.

 

  • تجمع اعتراضي كارگران ارگ قديم

    تجمع اعتراضي كارگران ارگ قديم

چرا حقوق کارگران رو نمی‌دهند؟ ببینید شهردار نمی‌گوید نقدینگی ندارم. نمی‌گوید من قرض دارم. حرفش این است که شرکتی حق ندارد بیاید اینجا و عرض اندام بکند که من حقوق نگرفتم. زور را اینطوری نهادینه می‌کند. محور کارش را روی بیکارانی گذاشته که در جامعه زیاد است و برای ندادن حقوق کارگران چماق اخراج را بالای سر آنها نگه می‌دارد.

س) فکر می‌کنم که مشابه همان کاری است که با پرستارها می‌کنند. به‌نظر می‌رسد یک سری افرادی که تحصیلاتشان کمتر هست را وارد می‌کند تا حقوق آنها را پایین بیاورد؟

ج) بله. غارت حقوق کارگران یک روش عمومی در دستگاه رژیم است. بعد هم که کارگر می‌گوید شکایت می‌کنیم می‌گوید برو به هر کس که می‌خواهی شکایت بکن. این پشتگرمی او را به قضاییه نشان می‌دهد. به قول مالباخته‌ها: لاریجانی قاضیه    با دزدها همبازیه. بعد هم با اهرم این‌که بیکار زیاد است حقوق اینها را چپاول می‌کند اینها دلایل اصلی چپاول حقوق کارگران توسط سپاه و شرکتهای دولتی در ایران تحت حاکمیت آخوندهاست.

س) در مورد شرکتهای خصوصی آیا مشکلی که آنها روبه‌رو هستند رکود سنگین و فروش کم و نداشتن نقدینگی مناسب برای توزیع بین کارگران نیست؟

ج) محدوده اختیارات کارخانه‌های خصوصی بسیار کم است. همین که با بحران مواجه می‌شوند کارگران را اخراج می‌کنند. بیشترین مشکل در ارتباط با آنها اخراج کارگران و امنیت شغلی است. اما اساساً چیزی به اسم شرکت خصوصی در ایران باقی نمانده است. یک اقتصاددان رژیم به نام فرشاد مؤمنی روز ۲۶ مهر در مطلبی تحت عنوان توزیع رانت به اسم خصوصی‌سازی که در ایلنا منتشر شده اشاره می‌کند و می‌گوید: «آنچه تحت عنوان خصوصی‌سازی رخ داده، نه در جهت توسعه اقتصاد ملی بوده و نه مطابق با الگوهای کشورهای موفق توسعه یافته صورت گرفته؛ بلکه رویکردِ معطوف به توزیعرانت بود »

 

تجمع اعتراضي كارگران كمباين سازي تبريز

تجمع اعتراضي كارگران كمباين سازي تبريز

«از نظر حجم و اندازه واگذاریها بر اساس گزارشهای رسمی در فاصله سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۳، ارزش کل داراییهای بینِ نسلی واگذار شده تحت عنوان خصوصی‌سازی چیزی حدود ۲۹۵۰ میلیارد تومان بوده؛ بر اساس همین گزارشات، در فاصله ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰، ارزش داراییهای واگذار شده بیش از ۱۱۰ هزار میلیارد تومان بوده، یعنی در یک دوره نزدیک به شش ساله، چیزی نزدیک به چهل برابر یک دوره شانزده ساله، واگذاری داشتیم».

«خصوصی سازی؛ شگردی برای شکل‌گیری مناسبات مافیایی در بخش مالی فاجعه آمیزترین کارهایی که از این زاویه در تجربه‌خصوصی‌سازی در ایران صورت گرفته مربوط به‌خصوصی‌سازی بانکهاست و برآورد من این است که تمام ظلم‌ها و خطاها و نابخردی‌هایی که در همه انواع خصوصی‌سازی‌ها، طی این نزدیک به سه دهه وجود داشته است ،

از نظر شدت مخرب بودن، هیچ‌کدام به گردِ خصوصی سازیِ بانکها نمی‌رسد و ماجرای دامن زدن به شکل گیریِ مناسبات مافیایی در بخش مالی ایران… برای این‌که برخی مافیاها تبدیل به یک انحصارگرِ مالی بشوند، اقتصاد ملی و توسعه ایران و بخشهای مولد و عامه مردم، چه هزینه‌های طاقت سوز و نابرابرساز و واقعاً فاجعه آمیزی را متحمل شده‌اند».

پس می‌بینید موضوع خصوصی‌سازی همان باندهای مافیایی رژیم است که زیر چتر نظام سرکوبگر ولایت فقیه حقوق کارگران را غارت می‌کنند.

س) آیا این به‌دلیل ساختاری است یا دلایل دیگر دارد؟

ج) نظام ولایت فقیه ساختار اقتصاد ایران را فاسد و تبهکارانه کرده است. نمونه دیگر همین چند روز پیش یعنی ۲۴ مهر یک مهرهٴ باند خامنه‌ای به اسم سعید زیباکلام نامه‌یی به صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه رژیم نوشته و اعترافات جالبی در مورد این ساختار فاسد و تبهکار کرده می‌نویسد:

«سابقاً در دوران رژیم استبدادی ستم‌شاهی ”دربار پهلوی“ خوانده می‌شد. آن دربار که پیشتر دارای دو بازوی زر و زور بود به‌علت تعطیل ساختاری آن مقوله حیاتی بنیانی، و ورود گسترده حوزویان در عرصه قدرت، امروزه در هیأت ”دربار زر و زور و تزویر“ بسیار قدرتمندتر و زوال‌ناپذیرتر می‌نماید».

تزویر هم مشخص است این پایمال کردن حقوق کارگران از دوره خمینی شروع شد. هزاران کارگر تظاهرات می‌کردند و حقوق خود را می‌خواستند خمینی می‌گفت: خدا هم کارگر است. عرق کارگر تا خشک نشده باید حقش را داد. بنوعی خودش را طرفدار حق کارگر نشان می‌داد ولی حقش را می‌خورد. در هیچ کجای دنیا این رفتاری که دستگاه قضاییه رژیم با کارگران دارد را ندارد. حکم شلاق برای کارگری که معترض است و حقوقش را می‌خواهد.

علاوه بر حقوق کارگران حق بیمه را هم نمی‌دهند. ماهانه ۷ الی ۱۰ درصد از پول کارگر برای حق بیمه کسر می‌کنند ولی اینرا در بیمه‌های اجتماعی واریز نمی‌کنند که وقتی کارگر به بیمارستان مراجعه می‌کند درمان شود. مشابه آن کاری بود که آخوند جنایتکار موحدی کرمانی توی نمایش نماز جمعه خطاب به مالباختگانی که هستی‌شان را سپاه غارت کرده گفت مبادا ربا بخورید این‌که شما پول در مؤسسه مالی به حساب سود گذاشتید این ربا خواری است. پس سپاه و بیت خامنه‌ای که این مؤسسات را درست کردند ربا نمی‌خورند ولی یقه مردمی که چند میلیون در این مؤسسات گذاشته‌اند که معیشت خود را فراهم کنند می‌گیرد. این همان تزویر و دجالیت است.

س) بالاخره با همه این بحثها راه‌کار جامعه کارگری ایران برای برون‌رفت از این وضعیت چیست؟

ج) ببینید امروز نه تنها کارگران بلکه همه اقشار جامعه ایران روشن شده است که این رژیم به هیچ‌وجه حاضر به پرداخت حقوق مردم نیست. کارگر، بازنشسته فرهنگی دانشجو بازاری حتی کسی که سهام بانکهای رژیم را می‌خرد. بنابراین مشابه شعاری که الآن در پهنه اجتماعی با آن مواجه هستیم می‌گوید: می‌جنگیم می‌میریم ذلت نمی‌پذیریم. و یا می‌میرم ولی حقم را پس می‌گیرم.

چرا این را می‌گویند؟ برای این‌که در عمل به آن رسیده‌اند. ما ماه گذشته تظاهرات و درگیریهای شرکتهای هپکو و آذرآب اراک را داشتیم که بالاخره کارگزاران رژیم رو عقب راندند. چرا چون اتحاد همبستگی داشتند. مستمر ایستادند. از حقوقشان و خواسته‌هایشان کوتاه نیامدن و از هارت و پورت و گاز اشک‌آور و باتون نیروی انتظامی هم نترسیدند. با این ویژگیها حق خودشان را از حلقوم رژیم بیرون کشیدند. هر چه ایستادگی بیشتر باشد می‌توانند حق خودشان را از حلقوم اینها بیرون بکشند.

بیشتر بخوانید:

تجمع اعتراضی کارگران بلبرینگ‌سازی تبریز

سامانه ثبت قراردادهای کار یا مرگ تدریجی کارگران

ایران:‌ درگیری کارگران خشمگین با نیروهای سرکوبگر در اراک و بازداشت دهها کارگر

اشتراک گذاری: