ممانعت رژیم از تردد خودروهای شخصی حامل کمک های مردمی به زلزله زدگان

اندازه متن
Aa Aa

سرخط ۳۰ آبان ۱۳۹۶

  • کمک های مردمی به زلزله زدگان نمادی جدید از همبستگی مردم ایران در زلزله کرمانشاه. گفتگوی روز

  • پیامهای همبستگی اشرف نشانها

  • پیام شعار لاریجانی اعدام باید گرد در تظاهرات غارت شدگان.

    یکی ازخبرهای تکان دهنده دفن پیکرهای قربانیان زلزله اخیر درگورهای دسته جمعی است درکلیپی که بدست مارسیده هموطنی از دفن ۳۵ جسد درگودالهای جمعی می‌گوید :

    هموطن کرد: اون شب ما ساعت ۱۰ در… بودیم اصلاً جرقه ،جرقه فوری زد کلا ۲دقیقه بیشتر طول نکشیده بود برق رفته بود هوا تاریک شده بود کسی به داد کسی نمی رسید تا صبح ، صبح این جنازه ها را خودمان بیرون کشیدیم هیچگونه وسیله ی دولتی یا شخصی نبود

    گزارشگر: خودتون ، اهالی روستا خودتون

    هموطن : خودمون

    گزارشگر: چند تا جنازه

    هموطن: کوئیک سیفوری ۳۵ جنازه ( گزارشگر: ۳۵ جنازه اینجا قبرستون کل کوئیکها ست  )

    هموطن : این ردیف همه تازه هستند

    گزارشگر: چجوری دفن شدند

    هموطن: با اطلس، بیل

    گزارشگر: آهان بیل مکانیکی

    هموطن:  تو هر ردیف ۵تا ۶ دفن شده اند

    این گوشه ای دیگر از فجایع این حاکمیت ضد مردمی است که هموطنان ما مجبور هستند که جنازه عزیزانشان را درگور جمعی دفن کنند

    برخلاف تبلیغات رسانه های رژیم که سعی میکنند که خسارات زلزله را خیلی کم و ناچیز نشون بدند رئیس خانه صنعت و معدن رژیم گفته که بیش از ۷۰٪ کارخانه ها در منطقه سر پل ذهاب  خراب شده است.

    ازاونجاییکه مردم ما هیچ اعتمادی به سازمانهاو کارگزاران حکومتی ندارند خودشان مستقیما کمکهارا برای اینکه توسط عوامل رژیم به سرقت نره به مناطق زلزله زده میرسونند بهمین دلیل رژیم ضدبشری خمینی تردد خودروهای شخصی به مناطق زلزله‌زده را ممنوع کرد به عکسی از ازدحام این خودروهای حامل کمکهای مردمی توجه کنید

    عکسی داریم از محموله کمکهای مردمی از طرف  کارکنان شرکت سنگ آهن گهر زمین سیرجان به مناطق زلزله‌زده کرمانشاه ، کمکهای مردمی در بی عملی دستگاههای حکومتی جلوه ای بود از همبستگی ملی

    بازهم نبودن کمک درساعات اولیه وبیرون کشیدن جنازه های عزیزان با دستان خالی

    خبرنگار : شما چندنفر از خانواده را ازدست دادید؟

    جوان: من مادرم ، عموم ، دختر عموم ، یه پسر عموی شش ساله اونم بعدش عمه ام ، دختر عمه ام بعد ، عموزاده های پدرم شش ، هفت تاشون مردند کلا بگین از ۱۰ تا بالازیادتره ما فوتی داریم درخونه مون من مادرخودم را با دست خودم درآوردم بخدا خفه شده بود از آوار خاک رفته بود تودهنش هرچی کردیم زنده نشد بردیمش به بیمارستان ، بیمارستان هیچی نداشت شاید اگر دکتر بود یک امکاناتی بود شاید احیا میشد هیچی نبود خیلیها مردند یارو بود خون ازدهنش میاومد مادرم مرد ول کردم رفتم سراغ اون کمک کردم به بقیه پرستارها بودن اما هیچی نداشتند شاید اگر سرم داشتند نفرات زنده میموندن

    جوان دیگر: اون شب یک قیامتی بود تا صبحش که از زیر آوار درآوردیم و دفنشون کردیم مصیبت بود مادر عزیزم را خودم همین جا دفن کردم مصیبت از این بزرگتر وجود نداره قبرعمه ام اون طرفها بود بخدا قبر عموم و پسر عموم را بلد نیستم