گسترش فقر و شکاف طبقاتی در ایران

اندازه متن
Aa Aa

سرخط ۲۱ آذر ۱۳۹۶ – این روزها شنیدن آمارها و خبرهای مربوط به بیکاران، فقرا، کارتن خوابها و کسانی که در سطلهای زباله دنبال نان می‌گردند عادی شده. چرا؟ از طرف دیگه شاهد انباشت ثروت در کارگزاران رژیم هستیم که این روزها به ژن خوب ها مشهور شده اند.  دلائل گسترش فقر در ایران چیه و این نابرابری ناشی از چیه؟ همراه هستیم با آقای ابوالفتح فروزنده تا به موضوع شکاف طبقاتی در ایران بپردازیم. با سلام به شما و خوش آمدید به برنامه

ابوالفتح فروزنده: با سلام به شما و بینندگان گرامی

سؤال: اولین سؤالم از شما اینه که آیا شما آمار یا نموداری از شکاف طبقاتی در ایران دارین که نشوندهنده وضعیت این شکاف طبقاتی و گسترش فقر باشه؟

ابوالفتح فروزنده:  ابتدا اجازه بدین یک تعریفی از شکاف طبقاتی داشته باشیم. و اونهم اینه که وقتی از شکاف طبقاتی صحبت می‌کنیم منظور نابرابری در توزیع ثروتهای جامعه است. چه ثروتهای ناشی از کار و تولید جامعه باشه و چه ثروتهای طبیعی و منابع خدادادی. یک نموداری هست به اسم منحنی جینی یا ضریب جینی که یک اقتصاد دان ایتالیایی به نام  کورادو جینی ابداع شد. این ضریب با نسبتی تعریف می شه که ارزشی بین صفر و یک داره. یعنی وقتی شاخص روی عدد یک هست معنای اون نابرابری مطلق و وجود ثروت در دست یک نفر رو نشون میده و بقیه هیچ درآمدی ندارند و وقتی روی عدد صفر هست معنای اون برابری مطلق هست و اینکه هیچ نابرابری در اون کشور نیست. قبلا این عدد صفر تا یک رو به هزار قسمت تقسیم میکردند و مثلا در سوئد ۲۳۰٪ دویست و سی هزارم درصد نابرابری هست و در مثلا نامیبیا ۷۰۷٪ هفتصد و هفت هزارم درصد که این به یک نزدیکتره پس نابرابرتره و سوئد به صفر نزدیکتره پس برابر تره. اما در آمارهای جدید مقداری ساده کردند و همین رو به صورت درصد میگن: مثلا در سوئد شاخص جینی یا نابرابری ۲۳ درصد و در نامیبیا ۷۰ میمز هفت دهم درصد هست.

سؤال: با تشکر از توضیحتون سؤالم اینه که در ایران به چه صورت هست.

ابوالفتح فروزنده: بر اساس آخرین گزارش بانک مرکزی از ضریب جینی در ایران که روز ۲۹ مهر روزنامه حکومتی کیهان منتشر کرد : «شاخص ضریب جینی در سال ۱۳۹۵ به عدد 0/4046 چهل میمیز چهل و شش صدم درصد افزایش یافت که بالاترین رقم از سال ۱۳۸۲ تا الآنه.  یعنی بدترین رکورد شکاف طبقاتی در 12 سال اخیر رو به ثبت رساند» بر اساس همین گزارش «دهک ثروتمند جامعه (دهک دهم) نسبت به دهک اول ١٥ برابر هزینه‌شان بیشتر شده است. هزینه ناخالص خانوار برای دهک بالای درآمدی در سال ٩٥ حدود ١٢٣‌ میلیون تومان شده، دهک پایین در سال ٩٥ حدود هشت ‌میلیون تومان. به عبارتی نسبت دهک بالا به پایین حدود ١٥ برابر شده است». البته باید اضافه کنم که همه اینها بر اساس آمارهای به غایت محتاطانه و حتی دست کاری شده از واقعیتهای جامعه است چون اونچه که مردم می‌بینند بسیار بیشتره. به طوری که پاسدار قالیباف در نمایش انتخابات ابتدای همین سال گفت ۲۵ میلیون فقیر مطلق در ایران وجود داره که نشاندهنده اینه که توزیع نابرابر ثروت توسط حاکمیت آخوندی در ایران به وحشیانه ترین شکل ممکن توده‌های وسیع مردم ایران رو به زیر خط فقر مطلق سوق داده.

سؤال: علت این شکاف عظیم طبقاتی که اشاره کردین چیه؟ یادمون هست که سال گذشته مجلس رژیم قانونى تصويب كرد كه مديران دولتى می توانند تا سقف ۲۴ميليون تومان حقوق بگيرند، يعنى 14 برابر ميانگين حقوق کارگران در كشور! سؤال اینه که این میزان اختلاف رسمی و مشروع طبقاتی ناشی از چیه؟

ابوالفتح فروزنده: دلایل متعددی در توزیع نابرابر ثروت هست. جدای از دستگاه اندیشه‌ای ولایت فقیه که اساسا مدافع سرسخت طبقاتی بودن جامعه و ضد عدالت اجتماعی است و این تأثیر پایه ای در نابرابری داره. اما در جریان عمل عواملی که قضیه رو تشدید کرده بخصوص برای ایران که درآمد اصلیش از نفته عبارتند از:

  • رانت خواری یا امتیازات ویژه برای گروه حاکمان و وابستگان به اونها. الان شما ببینید اساسا نفت و گاز کشور و پروژه‌هاش دست سپاه پاسدارانه و درآمدهای هنگفتی هم از این بابت داره. یک نمونه برجسته این رانت خواری در مورد بابک زنجانی است که ظرف چند سال از یک راننده به جایی رسید که چند بانک و صدها شرکت تجاری سرمایه شمارش شده اش هست. یک نگاهی به زندگی پاسدار سرتیپها و آقازاده‌های نفتی اگر بیندازیم کاملا این امتیازات خودش رو نشون میده که چطور پول پارو می‌کنند. همین افراد خون دهها هزار کارگر و کارکنان نفت و گاز در جنوب کشور رو در شیشه کردن و ماهها حقوق اونها رو نمی پردازند به قول کارگران عسلویه زندگی برده وار بر کارگران پالایشگاههای جنوب حاکم کرده اند.
  • بانکها هستند که در باندهای قدرت حاکمه امتیازات خاصی به اعوان و انصار خودشون میدن. روزنامه حکومتی شرق روز ۱۱ آبان از قول یک اقتصاد دان رژیم می نویسه: «نظام بانکی ما در این چهار سال عمدتا به‌نفع طبقه ثروتمند کار کرد. کسانی که سپرده‌های بانکی کلان داشتند ، از نظام بانکی در چهار، پنج سال گذشته منتفع شدند. نظام بانکی در چهار سال اخیر سود بالای ٢٠ درصد بدون ریسک داده و این امر نشان می‌دهد که این قشر از جامعه بدون تلاش و بدون ریسک به ثروتشان ٢٠ درصد اضافه شده. ما حتی شاهد پرداخت سودهای ٣٠درصدی هم بودیم».
  • واردات سودآور و قاچاق دولتی یکی دیگه از عوامل عمیقتر کردن شکاف طبقاتیه.

سؤال:  به چه صورت مثلا واردات باعث شکاف طبقاتی میشه؟

ابوالفتح فروزنده: مثلا بارها در منابع رژیم آمده که « سال گذشته بیش از دو برابر نیاز شکر وارد شد.» خوب این شکرهای وارداتی که حجمش نزدیک به یک میلیون تن بوده یا در دوره پاسدار احمدی نژاد برای داشتن رأی در سازمان ملل ۲ونیم میلیون تن شکر از کوبا و ونزوئلا وارد کردند البته قیمت شکرها با تعرفه گمرکی صفر سود سرسام آوری برای وارد کنندگان داشت و متقابلا تمام کارخانه‌های قند و شکر کشور رو دچار بحران کرد و هزاران کارگر و کشاورز چغندرکار و نیشکر کار از کار بیکار شدند. ببینید یکطرف میلیاردها دلار بر اثر واردات بی رویه به جیب میزنه یک طرف که توده عظیم زحمتکشان هستند به همین دلیل به فقر و بدبختی میرسند.

همچنین قاچاق کالاها توسط سپاه. خوب با ۲۵میلیارد دلار قاچاق کالا و نزدیک به صد اسکله اختصاصی سپاه و نیروی انتظامی که نه مالیات و نه گمرکی میدن یک درآمد هنگفت نصیب اونها میشه و در طرف مقابل صدها هزار نفر هستند که بیکار میشن و کارخانه هاشون میخوابه.

  • یکی دیگه از عوامل ایجاد شکاف طبقاتی بیکاری بخصوص در قشر تحصیل کرده است. شما ببینید در گذشته اگر کسی میرفت دانشگاه برای اینکه مهندس بشه یا دکتر بشه به این امید بود که بعد از فارغ التحصیل شدن با شغلی با درآمد بالاتر واردجامعه بشه. بسیاری خانواده‌های کارگری برای چند سالی از خیر خیلی از حداقلهای زندگی می‌گذرند تا هزینه دانشجویشون رو بدن. اما وقتی این دانشجوها فارغ التحصیل میشن و کار پیدا نمیکنند معناش اینه که اون خانواده خودش با هزینه هایی که کرده باعث شده که سرمایه‌ها و درآمدهای خودش رو از دست بده و متقابلا چیزی هم به دست نیاره. پس فقیرتر شده. متقابلا اون درآمدها که هزینه کرده توی جیب کارگزاران رژیم در دانشگاهها رفته.
  • اختلاف طبقاتی در نظام آموزش و پرورش هم از عوامل مهم ایجاد همین شکاف طبقاتیست. چرا که میلیونها دانش آموزی که با کمبودهای شدید آموزشی درس میخوانند و مثلا یک آزمایشگاه یا گردش علمی یا معلم مناسب یا امکانات آموزشی برخوردار نیستند سطح معلوماتشون پایین میمونه و استعداداتشون بارز نمیشه در نتیجه فرزندان آقازاده ها و پاسدارها که به قول خودشون ژن خوب دارن، طبعا از امکانات بسیار بیشتر و بهتری برای درس خواندن برخوردارند و شکاف طبقاتی گسترده ای هم از این طریق شکل میگیره.
  • باز یکی دیگه از عوامل اختلاف و شکاف طبقاتی همین اختلاسها و دزدیهای کارگزاران رژیم هست. یک قلمش رو شاهدیم که چطور بر اثر غارت پولهای مردم توسط مؤسسات مالی وابسته به سپاه و بیت خامنه‌ای، دهها هزار نفر زندگیشون بر باد رفته و در حالی که صاحبان این مؤسسات اصلا گم و گور شدن و معلوم نیست کجا هستند؟ و با پولهای مردم چه کار میکنند.
  • تورم در کاهش قدرت خرید مردم بسیار مؤثره اما در افزایش ثروت صاحبان کالاها و توزیع کنندگان بخصوص که اساسا در ایران دولتی و باندهای حکومتی هستند مؤثره
  • سیاستهای ویرانگر ایران بر باد ده مثل میلیاردها دلاری که هر سال برای حفاظت از بشار اسد دیکتاتور یا گروههای فاشیستی عراقی یا لبنانی یا حوثی ها میده . اینها هم تماما ازجیب مردم ایرانه پس اونها رو فقیر تر میکنه
  • یکی دیگه از عوامل فقرزا در ایران همین حوادث طبیعی هست که مردم اولا در پیشگیری و ساخت و سازهای مقاوم پشت و پناه حکومتی ندارند و حکومت اونها رو می چاپه و ثانیا بعد از زلزله یا سیل از هستی ساقط میشن و باز هم هیچ پشت و پناه حکومتی نیست تا اونها رو لااقل در سطح معیشتی قبل برسونه در نتیجه فقیرتر میشن.

اینها چند نمونه از عوامل مهم افزایش شکاف طبقاتی و نابرابری درآمدی در ایران هست.

سؤال: از اونجا که نابرابری و شکاف طبقاتی خوب طبعات نارضایتی شدید اجتماعی داره راه کارهای خود رژیم برای کاهش این شکاف چیه؟

ابوالفتح فروزنده: راهکارهای رژیم تماما شعاری هست و صحبتهای چند روز پیش روحانی هم در مورد طرحهای رژیم برای کاهش نابرابری، جز مایه تمسخر چیز دیگه ای نیست. همانطور که در ابتدا بر اساس آماربانک مرکزی دیدیم اساسا این شکاف طبقاتی در دوره آخوند روحانی بیشتر هم شده. بنا بر این اینها توان چنین کاری رو ندارند و شکاف طبقاتی بیشتر از این هم خواهد شد.

سؤال: چرا؟ اگر مثلا با برنامه ریزیهای اقتصادی دقیق سمت و سوی پایین آوردن شکاف طبقاتی رو بگیرن نتونن این کار رو بکنند؟

ابوالفتح فروزنده: تمام بحث شکاف طبقاتی از نابرابری در میاد. نابرابری در توزیع ثروت. خوب کسانی میتونن ثروت کشور رو به طور برابر توزیع کنن که به برابری در میان آحاد مردم ایران معتقد باشند. وقتی یک باندی معتقده که ولایت فقیه اگر هر حرفی بزنه بقیه مردم هر حرفی بزنن اصل اونه. برابری ای وجود نداره. وقتی سپاه همه قدرت اقتصادی رو به چنگ میاره برابری ای وجود نداره. برابری یعنی قائل شدن به حقوق برابر برای همه آحاد مردم ایران از هر فکر و نظر و عقیده و ملیت و جنسیتی که باشند در این صورت میتونن ارگانهای نظارتی ای رو هم به وجود بیارند که در توزیع برابر ثروت دخالت کنه. و از اونجایی که رژیم چنین امکان و ظرفیتی نداره هر حرفی هم بزنه در مورد عدالت اجتماعی شعار توخالی بیشتر نیست.