روزها و یادها هفته دوم فروردین

اندازه متن
Aa Aa

۱۳ فروردین ماه ۱۳۰۰ سالروز قیام کلنل محمد تقی خان پسیان

چگونه یک افسر میهن پرست توانست دیکتاتور را به وحشت بیندازد؟

روز 13 فروردین سال 1300خورشیدی، خبر قیامی در خراسان، رضا خان، دیکتاتور ایران را به لرزه درآورد.

در آن زمان، کلنل محمدتقی خان پسیان، افسری میهن‌پرستی که فرمانده ژاندارمری خراسان بود،

در برابر نخست وزیری قوام‌السلطنه، مهره کارکشته استبداد و استعمار، قد علم کرد.

روزها و یادها هفته دوم فروردین

                                                           کلنل محمد تقی خان پسیان                                                                                               

کلنل پسیان با اتکا به عزم و ایمان آزادی‌خواهانه خودش توانست پس از مدتی،

خراسان را به یک کانون شورشی بر ضد استبداد و استعمار تبدیل کند.

کلنل از جمله اخگرهای درخشانی بود که پس از شکست انقلاب مشروطه،

تن به تسلیم در برابر حاكميت مجدد  استبداد و ظلمت آن نداد و با قيام خود در خراسان،

بخشی از مقاومت مردمی را بر علیه حاكميت جدید استبداد رهبری کرد.

کلنل محمد تقی خان پسیان در سن 32 سالگی به درجه سرگردی نائل شد.

وی مدت سه سال در اروپا بود و طی این مدت هوانوردی و مكانيكي را در آلمان گذراند.

سپس در دولت مشیرالدوله به ریاست ژاندارمری خراسان منسوب شد.

همزمانی قیام خراسان با جنبش جنگل و قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز،

بیانگر روحیه مقاومت مردم در برابر استبدادگران بود.

سرانجام روز دهم مهرماه سال 1304 در زدوخوردی كه به تحريك قوام‌السلطنه

با همکاری برخی روسای عشایر در روستايی واقع در شرق قوچان در گرفت،

كلنل پسيان و همراهانش پس از ساعتها نبرد به شهادت رسيدند.

كلنل پسيان پيش از شهادتش در نامه‌اي نوشته بود:

اگر مرا بكشند، قطرات خونم كلمه ايران را ترسيم خواهد نمود.

واگر بسوزانند، خاكسترم نام وطن را تشكيل خواهد داد.

مرگ او گرچه دل همه ميهن‌پرستان را به درد آورد اما به همگان آموخت

که می توان و باید با هر میزان نیرو و امکان، در برابر ظلم دیکتاتور ایستاد،

چرا که بی‌شک آزادیخواهان و لشگرهایی از گرسنگان و رنجدیدگان خواهد پیوست و  مسیر آزادی ادامه خواهد یافت.


14فروردین 1390  آغاز حمله مزدوران عراقی خامنه ای به اشرف و پایداری مجاهدین با دستهای خالی

از روز 14 فروردین90 مالکی، دست پرورده رژیم آخوندی

برای اجرای خونریزی جدید در اشرف آماده سازی های خود را شروع کرد

و با آوردن زرهی قسمت های شمالی قرارگاه را اشغال کرد.

روزها و یادها هفته دوم فروردین

                                    درس بزرگ ایستادگی و مقاومت مجاهدین                                    

توطئه حمله به اشرف پس از آن بود که 8 سال بازداشت خانگی مجاهدین در اشرف بر آنان اثر نکرد.

همچنین جنایت بزرگ در 6 و7 مرداد 1388 و گروگانگیری و طرح رذيلانه جابجایی در 24 آذر 1388 نتیجه نداد.

و 28 ماه، محاصره بدون شکاف، عمل نکرد.

همینطور  14 ماه شکنجه روانی با 240 بلندگو با هیاهوی مزدوران وزارت اطلاعات پشت درهای اشرف ،

در عزم مجاهدین برای دفاع از اشرف، خللی وارد نکرد

و چنین بود که دست به اشغال بخشی از اشرف با تانک و زرهی زدند.

مجاهدان از روز 14 فرودین با دست خالی در برابر پیشروی نیروهای عراقی صف بستند

و با پایداری شبانه روزی آنها را وادار به عقب نشینی کردند.

اما از غروب 18 فروردین ۹۰   ورود نیروهای جدید تحت امر مالکی به اطراف اشرف شروع شد

در ساعت 0445 صبح جمعه 19 فروردین

حمله نیروهای جنایتکار با نفر بر و هاموی از سمت شمال اشرف آغاز گردید.

اما آنان با مقاومت قهرمانانه اشرفیان مواجه شدند.

و ایستادگی آنان درسی بزرگ در پایداری و مقاومت در برابر دیکتاتوری گردید.


16 فروردین سال 1320، درگذشت پروین اعتصامی، شاعر توانای ایران

پروین اعتصامی در 25 اسفند 1285 در تبریز بدنيا آمد.

او از كودكی به ادبیات روی آورد و به سرودن شعر پرداخت.

شعرهایش که در مجله بهار چاپ می شد مورد توجه بسیار مردم قرار مي گرفت.

اهمیت شعر پروین در اين بود كه دردهای مردم را منعکس مي‌كرد.

شعرهای او ساده، مردمي و متعهد بود. پروين در اشعار خود از يتيمان،

تهيدستان، ورنجبران سخن مي‌گفت.

در شعرهاي او ستيز با فرهنگ تحمیلی  عقب نگهداشتن زن نیز جای مهمی دارد.

روزها و یادها هفته دوم فروردین

                                                                     پروین اعتصامی                                                                                                                                     

پروین در اشعارش مناظره‌هایی بین اشیا و یا شخصیت‌های اجتماعی برقرار مي‌كند

و مي‌كوشد توجه مخاطب خود را به درد مردم و به واقعیتی ورای ظواهر فریبنده جلب کند،

در قطعه «مست و هشيار»، قوانين و مقررات ظالمانه را نفی مي‌كند

و طبقه حاکم را رسوا می‌سازد و در قطعه دزد و قاضي،

پروين قاضي و به عبارت درست‌تر نظام حاکم را به محاکمه مي‌كشد.

پروين شاعري پركار و توانا و گواه توانمندي و استعداد زن ايراني،

آن هم در نامساعدترين شرايط اجتماعي بود.

 


۱۶ فروردین 1299،قیام شیخ محمد خیابانی

ایران را ایرانی باید آزاد کند

…. ملتی که از مرگ نترسد هرگز نمی‌میرد.

ترس عامل عمده اسارت ملتهاست.

این جملات که تا امروز الهام بخش آزادیخواهان و جوانان قیام آفرین در ایران است،

حرف یکی از قهرمانان آزادی ایران، شیخ محمد خیابانی است

که نزدیک به صد سال پیش خطاب به مردم و یارانش در تبریز گفته است.

جملاتی که تا امروز هم چنان الهام بخش آزادیخواهان و جوانان قیام آفرین در ایران است.

خیابانی كه خود يكي از مجاهدان صفوف مقدم جنبش مشروطه در تبریز بود،

به رغم توطئه‌های مرتجعان و فرصت طلبان، از طرف مردم به عنوان نماینده‌ی دوره‌ی دوم مجلس شورای ملی انتخاب می‌شود.

وی در مجلس، تسلیم و سازش دولت وقت در برابر دولت تزاری را مورد نکوهش قرار می‌دهد

و با آن به مبارزه برمی‌خیزد.

مبارزه‌ای که دولت را ناگزیر مي‌كند با توسل به زور سرنیزه مجلس را تعطیل كند.

روزها و یادها هفته دوم فروردین

                                                                      شیخ محمد خیابانی                                                                      

خیابای پس از مدتی زندگی مخفی، راهی تبریز می‌شود

و با ایجاد یک کانون شورشی، دیگر بار پرچم مقاومت و تدارک قیام را در آنجا برمی‌افرازد.

آن جنبش کوچک پس از طی سریع مراحل رشد، به سرتاسر تبریز  گسترش یافت

تا جایی‌که تبریز خود به یک کانون شورشی بزرگ و یک منطقه آزاد شده تبدیل گردید.

دولت مرکزی به دفعات کوشید تا جنبش تبریز را سرکوب کند.

اما هر بار در برابر مقاومت مردم به رهبری شیخ محمد خیابانی،

وادار به عقب‌نشینی شد. شانزدهم فروردین 1299،

اداره‌ی نظمیه‌ی تبریز، بمنظور سرکوب و از ميان‌ برداشتن شیخ محمد خیابانی و یارانش،

پایگاه آنان را تحت محاصره قرار داد.

مردم تبريز دست به اعتراضي زدند كه بزودي به يك جنبش عمومي تبديل شد.

قيامي كه تا شهريور همانسال شعله‌ها کشید.

سرانجام در 23شهریور 1299 خیابانی، به دست يكی از سران قزّاق به شهادت رسید.

او در آخرین دقایق حیاتش چنین خروشید:

من كشته‌ شدن را به تسلیم ترجیح می‌دهم. من پیش دشمن زانو نمی‌زنم.

من فرزند انقلاب مشروطیت ایرانم. انقلاب خلق هرگز خاموش نخواهد ماند.