21رمضان شب قدر-شب شهادت مولای متقیان علی(ع) قدر مجسم انسان

اندازه متن
Aa Aa

21رمضان شب قدر-شب شهادت مولای متقیان علی(ع) قدر مجسم انسان

بيست و يكم رمضان

شب قدر

و شب شهادت

مولاي متقيان علي (ع)

قدر مجسم انسان

چلچراغ حقيقت و ايمان

 

مسعود رجوی – رمضان 1379

انا انزلناه في ليلة القدر.وماادراك ما ليله  القدر، ليلة القدر خير من الف شهر . تنزل الملائكة  والروح. فيها باذن ربهم من كل امر. سلام هي حتي مطلع الفجر .سلام هي حتي مطلع الفجر . امشب در فرق شكافتة امير مؤمنان فرماندة تاريخي و عقيدتي مجاهدان همه جا محو تماشاي رخ يار شديم. در جوشش خوني كه هر قطره و ذرة آن يكصد و بيست هزار بار در مجاهدين فوران كرد.  ما بداديم سر و محرم اسرار شديم . و اينچنين بود كه ما مجاهدين پشت به خميني در برائت از ابن ملجمهاي زمان و در جنگ با اونها خورشيد خونفشان و گل روي امير مؤمنان رو در خور ديدار شديم. و حلقة مرد خدا حيدر كرار شديم. واي كه بشريت امروز چه كسي را از دست داد و ديگر در كجاي زمان و كدامين مكان به او دست پيدا خواهد نمود الهي عظم البلاء و برح الخفاء و انكشف الغطاء و انقطع الرجاء و ضاقت الارض و منعت السماء و خوشا مجاهدين كه از حنيف تا اشرف و موسي و همة جاودانه فروغها و شهيدان كه در ساعت شهادت و زيادت و در لحظة لحظه های  كرامت و شرافت به آستان او فرود آمدند و بر دامان امير مؤمنان سر سائيدند.

 

زيارت مرقد مطهر مولاي متقيان علي (ع)

مسعود رجوي  ـ نوروز 1369

 

زيارت ميكنم و زيارت ميكنيم ازجانب عموم مردم آزاده و شريف ايران و تمامي رادمردان ايران زمين و مجاهدين خلق ايران، مرقد مولاي متقيان امير مؤمنان نخستين پيشوا و راهگشا و مقتداي تاريخي مجاهدين خلق ايران را, زيارت ميكنم ازجانب تمامي مجاهدان و شرفا, از حنيف كبير و ديگر بنيانگذاران مجاهدين خلق ايران تا اشرف و موسي و هر آنكس كه در شكنجه گاههاي خميني دژخيم به علي گفت آري, و به ضد او خميني گفت نه . زيارت ميكنم از جانب هر آنكس كه تازيانههاي خميني دژخيم او را مس نمود و شكنجههاي خميني, زيارت ميكنم از سوي كبوتران خونين بال ميليشيا آنانكه در لحظه شهادت و زيادت, مولاي متقيان و نخستين راهبر و راهگشاي عقيدتي مجاهدان را در كنار خود يافتند. , زيارت ميكنيم و زيارت ميكنم بارگاه مولاي متقيان را ,

بارخدايا, مجاهدين خلق ايران را در تمامي ابتلائات و آزمايشاتي كه در حق آنها مقرر كردي, مقاوم و صابركن. بارخدايا قلوب مشتاقان تو و دلهاي همه جويندگان راه تو با شاخص راهنمايي همچون علي روشن و مبارك باد كه او همه راهها را به سوي تو گشود. بارخدايا كلمه حق و آزادي را در ايران ظاهركن و كلمه باطل را كه همانا كلمه مشمئزكننده خميني است از بين ببر كه تو بر همه چيز توانايي, اي اميرمؤمنان واي مولاي متقيان, اي نخستين راهگشا و راهبر اسلام انقلابي, اي مفتاح فهم محمدي, يا باب النبي, اي حلقه وصلي كه از طريق تو شناختيم , آن نگار به مكتب نرفته را , و مشي او را و خداي او را و پيام او را, اي منادي نداي تو را شنيديم, نداي آزادي و رهايي, اي راز گشوده انساني, اي كسي كه پيامش سلطه انسانيت است النهايه بر تمامي موانع غريزي واجبارات بردهساز وبنده ساز و برتمام نظامات ضدانساني و ضدبشري, اي گرز آتشيني كه بر سر خمينيان فرود مي آيي و اي كسي كه مرزبندي ميكني بين انواع و اقسام  دريافتها را از پيامبر خدا و از كتاب او , اي عترت رسول خدا و اي قرآن سخنگو, اي رادمرد بزرگ عالم بشري, در برابر تو ايستاده ايم و تو را درنزد خدا شفيع قرار ميديم. قطره تويي , بحر تويي, لطف تويي, قهر تويي, اي امير مؤمنان نور تويي, سورتويي , دولت منصور تويي , مرغ كه طور تويي, خسته به منقار مرا, حجره خورشيد تويي, خانه ناهيد تويي, روضه اميد تويي, راه ده اي يار مرا,

سلام بر تو اي برادر, وصي و جانشين رسول خدا , سلام بر تو اي آنكس كه حق را از باطل جدا ساختي و نور را از ظلمات و ايمان را ازكفر, سلام بر تو اي رازگشوده انسانيت , اي مظهر متعالي اخلاص و يگانگي و اي راهبر جاودان طريق رهايي, اي شير پيروزمند خدا, در ركاب رسول خدا حق جهاد را چنانكه بايد بجا آوردي و براي تحقق آزادي و عدالت چه اسطوره هايي كه از خودت بجا نگذاشتي, مرزهاي شجاعت و جسارت رو در نورديدي و اين نبود جز با ايماني كه تو را با او, با محمد مصطفي يكي و يگانه ميكرد, پس سلام بر تو اي بنده خاص و برگزيده خدا, اي حجت بالغه, سلام بر تو اي شاخص انسانيت گواهي ميدهم كه توهرآنچه را كه از جانب رسول خدا بر عهده داشتي به احسن وجه به پايان رساندي و نگهباني كردي ازتمامي ارزشهايي كه نگاهبان آنها بودي, تو بودي كه منادي ايمان و حقيقت بودي, تو بودي كه هيچگاه مصلحت را برحقيقت مرجح نشمردي, گفتندكه علي اهل سياست نيست, چه خوب و چه زيبا كه هرگز گردي از بازار سياست رايج بر دامان تو ننشست و همچنان مطهرموند تا قرنها و ساليان بيشتر و بيشترتو را و از طريق تو محمد را و قرآن را و اسلام و خدا را  بهتر بشناسيم و بهتربشناسند, تو بودي كه از تقسيم متساوي بيت المال دفاع ميكردي, تو بودي كه بر عليه كشورگشايي و جنگ افروزي بودي , تو بودي كه از تساوي عموم آحاد مردم و همه مليتها دفاع ميكردي و تو بودي كه اسلام را به اوج رساندي, شايسته تو بود و تنها تو كه دركعبه زاييده بشي وشايسته تو بود كه همسري چون فاطمه داشته باشي, فاطمه كوثر, اي اميرمؤمنان و اي گنجينه دانش و آگاهي و اي درو دروازه اسلام و قرآن و پيام محمدي, اي خزانه دار وحي و اي تبلور بي مثال مسؤليت و اراده انساني, ما مجاهدين در پرتوي فروغ تو, در پرتوايدئولوژي تو به جهاد با جباران وستمكاران برخاستيم, هر آنچه از پيشرفت و پيروزي و اخلاص وصفا و عبادت در سفره مجاهدين بود از آن تو بود, مرهون تمسك به تو بود, پرتوي بود ازخورشيد توكه برما تافت, در دنيايي كه مسابقه ايدئولوژيهاست, در دنيايي كه تمامي دعاوي يكي پس از ديگري درهم شكسته ميشه , دعاوي نادرست , گويا كه زمان , زمان درخشش تو و آل تو و دودمان عقيدتي توست, چه جباران و چه ستمكاران و چه مفسران وتحليلگران كه گمان ميكردند ميتوان تابش انبار خورشيدي تو و ايدئولوژيت رو با پرده ها و ابرها و حجابهاي سياه مانع شد, اما از پس قرون و ازپس ساليان, اين آتش بزرگ كه آتشكده اش دل توست , هر چه بيشتر و شعله ورتر بنينوع انسان را نور ميبخشه و راه مي نمايد. آري هرچه در طول زمان پيش ميرويم, ابن تو هستي كه طلوع ميكني و پيام تو اي مفتاح, اي حلقه وصل, اي آنكس كه نبض محمدي را تداعي ميكني و سرخرگي هستي كه دقيقا به آن قلب راه ميبري و از او آمدهيي, اي راهبر واي مقتداي مجاهدان , اي گوهر ايمان , اي مظهر عدالت با درك مظهر توست كه آيين رحمت و رهايي از زنگار جاهليت حفظ ميشود, در سيماي توست كه آن حقيقت اسلام انقلابي ومردمي ميدرخشد, اي مراد مجاهدان و اي باروي حقيقت وايمان، به بركت وجود توست و سابقه دولتمداري و حكومت تو گرچه بسيار اندك بودكه چهره مرتجعان و حق پوشان افشاء ميشود و به يمن انديشه وعمل توست كه آيات قرآن از گزند دين فروشان حرفهيي حفظ ميشود, مولاي متقيان, اي نخستين پدر و مراد مجاهدان, اين نام توست از فراز قرون و اعصار كه بر مسير رهايي پرتو افكنده و مجاهدان و پيشتازان رهايي را در غافله تكامل به پيش ميبره آنهم وقتي كه بسياري از رقبا و مدعيان كميتشان لنگ شده, با تمسك به تو بود والهام از كلام نافذ تو كه نسل ما پرده از ارتجاع خميني برداشت،  دكان دين فروشي را تخته كرد, و شيطان مجسم شرك و حق پوشي را در هم شكست راستي تو حجت بالغه خدا بر تمامي بني نوع بشر هستي, راستي كه تو حقيقت مجسمي, براي يار بزرگ تو محمد بود و تو وذريه عقيدتي توكه زمين و زمان را آفريد , اگر نه پس براي كي آفريد؟ با صدق و صراحت تو بود كه تزويرها محو شد و بازهم محو ميشه, با صلابت وسازش ناپذيري تو بود كه مجاهدان راهت درس مقاومت و ايمان آموختند, سلام بر تو كه از هيچ حقي نگذشتي, و از آغاز اعلام كردي كه همه حقوق را ولو در حلقوم چپاولگران باشه بيرون خواهي كشيد, سلام بر تو يك صد سلام, هزار سلام كه چگونه دست رد زدي برسينه همه فرصت طلبها, ميوه چينها , رياكارها, و هيچگاه در باره حقوق اساسي مردم سازش نكردي و هيچگاه براي قدرت و حكومت هيچ يك ازاصولي را كه يار بزرگت به تو آموخته بود زير پا نگذاشتي, پس بر مجاهدين هم مباد كه در منتهي  شدت ها و سختيها بر سر هيچ كدام از اصولي كه در آستان تو راجع به اونها سوگند خوردند، كوتاه بيايند, و از تو داريم كه در طول ربع گذشته توانستيم با درك پرتوي از وجود تو در وراي همه سختيها, خونها, رنجها و رزمها استوار باقي بمانيم, و سرفراز و روسفيد,

خدايا نوادگان ابن ملجم, نوادگان قتله علي كه خميني , و ايادي و عساكرش باشند براي آلودن چهره اسلام علوي و محمدي از هيچ رذيلتي كوتاهي نكردند, كتاب تو آيين تو پيامبر تو و ائمه معصومين را كه از قبل آنها نان ميخوردند به رذيلانهترين تحريفات سعي كردند كه بيالايند و حالا خودشان هستند كه در غرقاب فساد و جنايت  دست و پا ميزنند. مردم  ايران، مجاهدين خلق ايران ,  براي مقاومت و ايستادگي دربرابر اين دشمن غدار هم چون هميشه بنام علي و  به ياد علي چنگ ميزنند و پيروي از اخلاص او از فداي او واز عقيده او قدم در راه جهاد و جان بازي گذاشتند و آن را تا به آخر ادامه ميدهند, بارپروردگارا, حالا در پيشگاه عزيزترين بندههات از تو ميخواهيم كه جهاد عظيم و مقدس مردم ايران و حماسه هاي  رزم و فداي ارتش آزادي را به ثمر شايسته اش بر حسب مشيت خودت برساني , خدايا شهداي ما در راه نجات خلقت با عشق علي, در خون طپيدند آنها را در آستان رحمت خودت بپذير . دلهاي ما را به  نور معرفت علي هر چه روشن تركن, و ما را پيروان شايسته اي براي او قرار بده , يا علي تاريخ، سلاطين،  حكمرانان و روساي بسياري به خود ديده است, اما اغلب تمامي آنها هم را فراموش كرد ويا به باد فراموشي سپرده اما تويي كه بر زمين و زمانه پيشي گرفتي و پيوسته درخشانتر و در قلههاي بالا بلندتر, خودت را ظاهر ميكني اثبات ميكني , گويا كه تو مربوط به زمانهاي بسا دور و دراز تر بوده اي از آغاز, بله, تو از قلب كعبه زاده شده اي وقتي هم كه شمشيرخمينيان دوران فرقت را شكافت گفتي كه بخداي كعبه رستگار شدي.  بله, تو از قلب كعبه و محمد و قرآن زاده شدي و به همين دليل در طول زمان هر مقدار كه فهم بني نوع انسان بالاتر ميرود تو را بهتر ميفهمد پس اي روضه اميد اي حجره خورشيد, اي خانه ناهيد, اي علي مرتضي راه ده اي يار مرا .