حمله جنایتکارانه موشکی به لیبرتی همزمان با شکست نمایش انتخابات رژیم

حمله جنایتکارانه موشکی به لیبرتی همزمان با شکست نمایش انتخابات رژیم

 

25 خرداد 1392

 شهادت  مجاهدان  اشرفی

کلثوم صراحتی و محمدجواد نقاشان

درحمله  جنایتکارانه موشکی به لیبرتی

همزمان با شکست مهندسی خامنه ای

در نمایش انتخابات

رو.ز دوشنبه 25خرداد 1392، در ساعت 13 و 15دقیقه مجاهدان اشرفی در لیبرتی هدف یک تهاجم جنایتکارانة موشکی قرار گرفتند. در این حملة وحشیانه بیش از 40موشک 107 میلی متری به داخل کمپ لیبرتی شلیک شد که در اثر آن ، مجاهدان خلق كلثوم صراحتي و جواد نقاشان به شهادت رسيدند و بیش از 70تن از مجاهدین مجروح شدند. مجاهد قهرمان اصغر شریفی که در این موشکباران بر اثر اصابت ترکش به سرش مجروح شده، بر اثر پیامدهای آن سرانجام در روز 10بهمن 1393 در آلبانی به شهادت رسید.

زمان این حمله طوری تنظیم شده بود که درست در آستانة‌ اعلام بیرون آوردن آخوند روحانی از صندوق باشد. یعنی زمانی که خامنه ای تصمیم گرفته بود در وحشت از ایجاد شکاف در رأس نطام و هموار شدن راه قیام، از مهندسی کردن انتخابات به نفع کاندیدای مورد نظر خودش خودداری کند و به آخوند روحانی تن بدهد. در نتیجه نیاز داشت با حمله به مجاهدین تعادل درونی نظامش را حفظ کند و به نیروهای وارفته اش روحیه بدهد..

 

پیام مسعود رجوی 25خرداد92

عجز و در ماندگی  در مهندسی انتخابات

شکست و رسوایی در حماسه بازی سیاسی

در اثر شکستن طلسم  ولایت و فروپاشی جبهه خلافت

 

زهر خوردن در انتخابات

با تن دادن به روحانی پس از حذف رفسنجانی

به خاطر مرز سرخ قیام

مسعود رجوی -25خرداد 92

 

چند  ساعت پس از موشک باران مجدد مجاهدین در زندان لیبرتی، نتیجه انتخابات ریاست جمهوری رژیم در همان مرحله اول ، بسود شیخ  حسن فریدون روحانی اعلام شد.

حمله موشکی  از قبل با اعزام کارشناس عملیات تروریستی در شورایعالی امنیت رژیم، با کمک مالکی و کوبلر و پارس کردن های« زنجیره ای» و «هدفمند» پاسداران اطلاعاتی و سیاسی نظام، طراحی و زمینه سازی شده بود. اما فرمان اجرای حمله در این روز مشخص، بدون شک از جانب ولی فقیه در ارتباط مستقیم با نتیجه انتخابات  صادر شده است.

نشان دادن ضرب شست موشکی به قهرمانان بی دفاع و در زنجیر از یک سو و ادعای مسخره شرکت 72 درصد از دارندگان حق رأی در انتخابات رژیم ولایت فقیه، همان «موازنه مثبتِ» مورد نیاز خامنه ای در شرایطی است که از ترس قیام و تکرار خیزش های سال 1388، ناگزیر باید شیخ تحمیلی را به ریاست جمهوری بپذیرد. وضعیتی که بنوعی، زهر آتش بس و حکم قتل عام زندانیان سیاسی ما توسط خمینی را تداعی میکند.

بگذریم که رسم رایج سی وپنج ساله در سربریدن مجاهدین در «عزا و عروسی» رژیم آخوندی، برهمگان معلوم و شناخته شده است . در هرحال قیمت را باید مجاهدین و مقاومت ایران بپردازند.

اگر رژیم چنین نکند، نه فقط تعادل بیرونی خود را در برابر اپوزیسیون و نیروی جنگنده ضد رژیم، بلکه تعادل درونی اش  را هم در بین پاسداران نظامی و امنیتی و سیاسی خود از دست میدهد.

ما هم البته برای پرداخت بها و خونبهای آزادی خلق و میهن اسیر، تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون پیمان بسته ایم و حاضر می گوییم. هرچند که معلوم نیست رژیمی که میگوید 72 درصد از مردم را با خود دارد و شرکت آنها در انتخابات رأی مثبت به این نظام است چرا باید اینچنین از سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران وحشت داشته باشد؟ نکند که تعادل رژیم بسیار شکننده و لرزان است و جایگزین دمکراتیک را ، که به گفته خودش نزدیک شدن به آن خط قرمز اصلی رژیم در تمام روابط داخلی و منطقه ای و بین المللی آن است، بر نمی تابد.