سی خرداد-روزشهیدان و زندانیان سیاسی وسالروزتاسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران

اندازه متن
Aa Aa

سی خرداد-روزشهیدان و زندانیان سیاسی وسالروزتاسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران

 

30 خرداد

سرآغاز مقاومت انقلابي سراسري

روز شهيدان و زندانيان سياسي

   سالروزتأسيس ارتش آزاديبخش ملي

 

سخنان مسعود رجوی 29خرداد91

به نام خدا و به نام خلق قهرمان ايران، سالگرد 30خرداد رو گرامي ميداريم.

روز شهيدان و زندانيان سياسي، سالگرد تأسيس ارتش آزاديبخش ملي و روز روزهاي مجاهدين، روز مريم رهايي در انقلاب ايدئولوژيك در سال 1364، همزمان با عمليات پيروزمند چلچراغ و فتح شهر مهران و ريختن جام زهر به حلقوم خميني ضدبشر و گل گرفتن درِ تنور جنگي، جنگ ضدميهني. پس امروز روز روزهاي مجاهدين و به موازات رود خروشان شهيدان، با جويباري از تبريكات است. بر همگي، بر مجاهدين و مقاومت ايران و بر خلق قهرمان در ميهن اسير،  گرامي و مبارك باد!

از مناسبتهاي همين ايام، همگي يادمون هست، كودتاي سياه و ننگين 17ژوئن رو در سال 1382، راستي كه چه توطئه و شر كثيري بود! خوشا كه مريم و مجاهدين اما با پايداري و ايستادگي اون رو به خير عظيمي براي مردم و مقاومت ايران تبديل كردند؛ با جانبازي و پاكباختگي. سلام بر صديقه و ندا، عشقهاي شعلهور و فروزان، سلام بر ذبح عظيم ملت ايران، در آستان فرشتة آزادي. سلام بر شهيدان و مجاهدان صديق، از اشرف و موسي تا جاودانه فروغها

بله مجاهدين اين هستند! زنان و مرداني كه اراده كردهاند غل و زنجيرها رو در هم بشكنند و در برابر همة اجبارات، سرسخت و استوار و گردنفراز باقي بمانند و هر چقدر كه شرايط هم سختتر بشه، اونها بيشتر و بالاتر برافروزند. به ياد كهكشان شهيدان، از روز 30خرداد تا همين امروز به پا ميخيزيم قيام ميكنيم و يك دقيقه كف مستمر ميزنيم.

 

بله از صديقه و ندا تا شهداي قيام در سال88 و جاودانه فروغها و تاريخچة ايستادگي و مقاومت انقلابي در برابر رژيم آخوندي فقط مي توان در يك جمله گفت كه ميرود ميشكند ميسوزد، ميدمد ميشكفد در هرجا و اين مسير است تاقلة پيروزي و سرنگوني رژيم ضدبشري آخوندي در هرجا و در هر شرايطي بگذار دشمنان خلق بازهم ما رو به هر طريقي كه مي خواهند بيازمايند، فقط با ارتجاع داخلي در اين ساليان كه گذشت رو به رو نبوديم، علاوه بر اون ارتجاع منطقهيي و بينالمللي هم فعالانه در كار بود و پشت رژيم خميني قرار داشت. از 12دولتي كه بر سرمون ريختند اون وكيل برجستة فرانسوي گفت كه مجاهدان و ساكنان اشرف بدون اين كه خودشون خواسته باشند به سمبلهاي مبارزه براي بشريت تبديل شدهاند.

سي خرداد

سرآغاز مقاومت انقلابي سراسري

در برابرسلطنت مطلقة ولايت فقيه

سخنان مسعود رجوی 30خرداد1375

سي خرداد يك خط سرخي بود كه صف خميني و ضد خميني را براي هميشه از هم جداكرد . از اين پيشتر , در سالهاي 58 و 59 گفته بوديم كه ماچنگ در چنگ مهيب ترين نيروي ارتجاعي تاريخ ايران هستيم . نيرويي كه از عمق اعصار جاهليت سربرداشته. پس خميني,  شاخص انحصارطلبي و  استبدادمذهبي و  خرافه و جهل بود , با دجاليتي  بي نظير, بقول فرخي « از حصير شيخ آمد دم به دم بوي ريا» .

در نوفل لوشاتو هرچه بخواهيد وعده آزادي مي داد و ميگفت كه در بازگشت به ايران , به قم خواهد رفت و طلبگي پيشه خواهد كرد اما بعد,  قانون اساسي ولايت فقيه روعلم كرد بجاي حاكميت و ولايت مردم ,  بعد هم باصراحت گفت :سلطنت مطلقة مادام العمر فقيه و روي اين همه  هم چاشني « ضداستكباري » محصول كارگاههاي نمدماليِ قم رو ماليد  و يك دوجين از احزاب قد و نيم قد،ريز و درشت ,  حسرت به دل رو هم در اين مسير با خودش داشت

 

درآستانه 30خرداد بدون اینکه حتی یک گلوله شلیک کرده باشیم چند هزار زندانی شلاق خورده داشتیم , یادتون هست که درنمایشات جمعه روی دیوارها کفِ خیابونها , رادیو، تلویزیون , مساجد ,ملاقات ها و سخنرانی هاي خمینی درجماران وجلساتِ هیئت دولت وجلسات مجلس شروع می شد با شعارِ مرگ برمجاهدین , وهرچه می گفتیم آقا بس کنید , وهرچه اعتراض می کردیم , به ضرب و شتم و شلاق وزندان , خمینی درمنتهای وقاحت می گفت خودشون , خودشونو شکنجه می کنند , رسانه هاشم بطور شبانه روزی هیچ چیزرو فروگذار علیه ما نمی کردند , بعضی وقت ها من رادیو رو می گرفتم ساعت 2 یا 3 نصفه شب , یکی رو آورده بودند علیه مجاهدین , ازفساد درونیشون اززنشون ازمردشون ازوابستگیشون به آمریکا به شوروی به اسرائیل وبه عراق , درهمین کتابی که اشاره کردم اومده که ازروش می خونم , رژیم تنها به تبلیغات بسنده نکرد واهرمهای دیگر رانیزموردِ استفاده قرار داد , دادستان کل درروز یازده آبانِ 59 , نشریه مجاهد را به جرمِ دروغ پراکنی , ممنوع کرد , نشریه آنها تا اواسط آذر ماه زمانی که سازمان یک چاپخانه  زیرزمینی تأسیس نمود بطور مرتب منتشر می شد . کمیته های محلی تلاش کردند رهبران مجاهدین رو دستگیر کنند , اکثرآنها مخفی شده بودند اما بسیاری ازهواداران وکادرهایشان بازداشت شدند که بعد از خرداد 60 اعدام گردیدند ,پاسداران دفاتر مجاهدین را بسته تظاهرات آنها را با آتش گشودن به سمت جمعیت و دستگیری های گسترده مختل ساختند , وازآن گذشته , حزب الله به احتمال قوی به دستور حزب جمهوری اسلامی نخیر به دستور خود خمینی , یک موج ترور رو شروع کرد , روزنامه فروشهایی که نشریه مجاهد رو می فروختند به گلوله می بستند افراد را که مظنون به هواداری ازمجاهدین بودن رو کتک می زدند ,خانه هارا با بمب موردِ حمله قرار می دادند , مثل خانواده رضایی و مثل خانه خانواده رضایی , به دفاترانجمنهاي دانشجویان مسلمان حمله می کردند , کنفرانس هارا برهم می زدند , بخصوص کنفرانسِ اتحادیه های کارگری , آنهارو , وبطور فيزیکی به جلسه هاحمله می کردند , وفریاد می زدند منافقین بدترازکفار هستند , تاسی خرداد 60 این حملاتِ حزب اللهی ها به همراه تیراندازیهای پاسداران منجر به کشته شدنِ هفتاد و یک تن ازمجاهدین شده بود

…..

باید تصمیم نهایی رو می گرفتیم , زمان تصمیم گیری قطعی فرا رسیده بود, دربرابر ارتجاع مهیب و قهاری که می رفت خودش رو یکپارچه ویک پایه , و بصورت مطلقه مستقر بکنه چون ديگه جای هیچ مانور و تحرک سیاسی باقی نمونده بود , یا باید تسلیم می شدیم و به حيات  خفیف وخا ئِنانه رضا می دادیم , وفی المثل مثل حزب توده درکودتای 28 مرداد به مسئولیتمون پشت می کردیم ودرتاریخ ایران نفرین می شدیم , ویا می باید با سنگین ترین بهای ممکن با الهام از سید الشهداء حسین ابن علی( ع) به طرزی عاشورا گونه ازشرف خودمون وخلق درزنجیر مون نگهبانی می کردیم و ما اين راه رو بر گزيديم … , و این نسل این راه را برگزید , واز این پس سی خرداد , با همه درخشش و سرخ فامیش حد فاصلی شد , سرخگون و شاخصی

….

صد ها بار اعلام کرد رژیم که اینها ازبین رفتن, ولی امروزما همچنان افتخار می کنیم که وقتی گفتیم مرگ برارتجاع  پاش ایستادیم و تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون هم خواهیم ایستاد همچنان که گفتیم سرنگونی سرنگونی

 

 

30 خرداد

روز شهيدان و زندانيان سياسي

-سخنان مسعود رجوی 30خرداد1376

 

در سالروز شهيدان و عيد مقاومت، بشارت جاودان بر‌همهٌ جاودانه فروغها و كبوتران خونين‌بال ميليشيا. آنهايي كه در شبانگاه 30‌خرداد‌1360،‌ با خروش آزادي و با مشتهاي گره‌كرده حتي اسمشان را هم به جلادان اوين ندادند.

 به‌راستي:‌

هنگامي كه آنان با سرود زندگي برلب، ‌به‌سوي مرگ مي‌رفتند،‌

اميدي آشنا‌ مي‌زد چو گل در چشمشان لبخند

به‌شوق زندگي آواز مي‌خواندند و تا پايان به‌راه روشن خود ‌باوفا ماندند.

و خوشا كه امروز شما،‌ شما مجاهدين و رزم‌آوران ارتش رهايي هم در داخل و خارج كشور‌، به راه روشنتان و به‌عهد خودتون  با خدا و خلق وفادارمانديد. خوشا نسل وفا و مقاومت و ايمان كه در اين ساليان پرفراز و نشيب حتي اگر «كوهها جنبيدند»  اما آنها از جايشان تكان نخوردند پابرجا و استوار ماندند؛

سرسخت و سرفراز بر چوبه‌هاي دار و تيركهاي اعدام و تختهاي شكنجه:

زلف آشفته و خوي كرده و خندان لب و مست

پيرهن چاك و غزل‌خوان و صُراحي در دست

 

و به همين دليل امروز جاي آن هست كه با قطعيت و يقين بگوييم:

بگوييم از آن ماست پيروزي از آن ملت ماست

از آن ماست پيروزي، از آن ماست پيروزي،

از آن ماست فردا با همهٌ شادي و بهروزي

و هر لاله كه از خون شهيدان مي‌دمد امروز

نويد روز آزادي است

-سخنان مسعود رجوی رمضان92

سي خرداد

سالروزتأسيس ارتش آزاديبخش ملي

 

دربارة ارتش آزاديبخش

مباني مشروعيت و مرزهاي سرخ مقاومت

نشست هاي رمضان 1392 در اشرف و ليبرتي

 

اگر از من، بعد از خروج از ليست، و بعد از اعلام مرحلة سرنگوني و مؤسسان چهارم بپرسيد از لحاظ خطي و استراتژيك، در مورد ارتش قيام يا ارتش آزادي چه چيز فرق كرده است، ميگويم اين دو تبديل به يك چيز و در حقيقت دو روي يك سكه شدهاند.

در جمعبندي سال1384، زماني كه خامنهاي با احمدينژاد رژيمش را يكپايه كرد، نان جنگ در عراق را خورده بود و سر بالا ميرفت و ما هم در آن زمان در ليست بوديم. بنابراين در مؤسسان سوم در سال1385 بين ارتش قيام و ارتش آزادي تفاوت قائل شديم. اما حالا ديگر صرفنظر از جنبة تاكتيكي، تفاوتي به لحاظ استراتژيك وجود ندارد. هر دو مفهوم و هر دو مقوله، در مؤسسان چهارم ارتش آزاديبخش ملي ايران در يكديگر ادغام شدهاند. ولو اينكه اين ارتش ابتدا نه فقط سلاح سنگين، بلكه سلاح سبك هم نداشته باشد و با تيمها يا دستهها و يكانهاي پراكنده و جداگانه، دست به كار شود. اما در هر حال به لحاظ استراتژيك و از بابت ساختاري، ارتش آزاديبخش است.

ميخواهم بگويم كه دعواي فرم و سازماندهي يا تيمبندي و يكان و همچنين تفاوت بين ارتش قيام و ارتش آزادي در مؤسسان چهارم موضوع حل و فصلشدهيي است. حتي اگر تيمها و يكانهاي پراكنده هم باشند، باز هم در چارچوب تئوري جنگ آزاديبخش نوين و ارتش آزاديبخش ملي است. اين با بازگشت به مبارزة چريكي، به لحاظ سابقة تاريخي، به لحاظ مرحلة سرنگوني، به لحاظ سازمان رزم، و همچنين به لحاظ عنصر اجتماعي، سراپا متفاوت است .

بهخوبي ميدانيد كه در برپا كردن يك ارتش، اصل موضوع سلاح نيست و سلاح را ميشود آخر سر هم به آن وارد كرد، اصل موضوع ساختار و سازمان رزم است. افسران ارتش آزاديبخش به خوبي با اين مفاهيم آشنا هستند و از جنگ در شهر تا جنگ در منطقة مرزي و عمليات متمركز ارتش آزاديبخش، اين مراحل را گذراندهاند.

ارتش آزاديبخش ملي ايران تا آزادي ايران در داخل خاك ميهن اشغالشده در هر شكل و قالب ممكن و متناسب پيش خواهد تاخت.

 

از پیام ارتش آزادیبخش ملی ایران شماره8

 

 

سالگرد عمليات چلچراغ

فتح شهر مهران توسط ارتش آزاديبخش ملي ايران

در سال 1367

 

فتح شهر مهران يكي از فرازهاي باشكوه تاريخچة ارتش آزاديبخش ملي ايران، در 30خرداد1367 است. پس امروز بايد سالگرد آن پيروزي بزرگ و ياد شهيدان آن را نيز گراميبداريم و بهآنان درود بفرستيم.

 

 

-گل گذاري روي مزار شهدا در بزرگداشت  30 خرداد  درشهرهاي مختلف توسط يگانهاي شورشي