آلبانی-شهادت مالک شراعی بخاطر کمک به نجات یکی ازهمرزمانش

آلبانی-شهادت مالک شراعی بخاطر کمک به نجات یکی ازهمرزمانش

شهادت قهرمان پاكباز مجاهد خلق مالك شراعي

بخاطر نجات جان يكي از همرزمانش در آلباني

 

شهادت قهرمان پاكباز مجاهد خلق مالك شراعي بخاطر نجات جان يكي از همرزمانش در آلباني

 

مجاهد قهرمان مالك شراعي بخاطر نجات جان يكي از همرزمانش در درياچه روتول در منطقه دُورِس آلباني به شهادت رسيد.

سه شنبه 29 خرداد 1397 وقتي مالك كه در ساحل بود متوجه شد يكي از همرزمانش كه براي شنا به داخل آب رفته دچار انقباض عضلات شده است و در حال غرق شدن كمك ميخواهد، بلادرنگ با لباس به داخل درياچه پريد و با تلاش فوق العاده همرزم خود را از عمق به روي آب آورد و جان او را نجات داد اما لحظاتي بعد خودش در آب فرو رفت و نتوانست بيرون بيايد . جستجو و اقدامات بعدي 4 تن ديگر از همرزمان و كمك يكي از اهالي با قايق نيز به نتيجه نرسيد. همزمان مجاهدين از پليس و غواصان زبده دولت آلباني كمك خواستند و عمليات تجسس تا شروع تاريكي در دو نوبت صورت گرفت . جستجو براي يافتن پيكر شهيد در روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه ادامه يافت اما هنوز به نتيجه نرسيده است.

مالك شراعي قهرمان پاكباز مجاهد خلق متولد 1349 ، فرزند دلاور مردم خرمشهر، 21 سال پيش به ارتش آزاديبخش ملي ايران پيوست و در تمام سالهاي پايداري پرشكوه در اشرف و ليبرتي سرفرازانه مجاهدت كرد. او يكي از شاهدان قتل عام دهم شهريور 1392 در اشرف بود كه طي آن 52 تن از مجاهدين در حمله نيروهاي مالكي سردژخيم ”عراق جديد“ و مزدوران نيروي تروريستي قدس به شهادت رسيدند. مالك و همرزمانش با دست خالي و شجاعتي بي نظير به مقابله با جلادان و آدمكشان پرداختند.

او بخاطر پاكبازي، مجاهدت صادقانه و فداي بيكرانش در راه آزادي خلق و ميهن، همواره براي كانونهاي شورشي و رزم آوران آزادي، نمونه اي الهام بخش باقي مي ماند.

 

سازمان مجاهدین خلق ایران

اول تير 1397

 

مالك شراعي متولد 1349 ، فرزندخانواده ای محروم از مردم خرمشهر بودکه درجریان جنگ ضدمیهنی از خرمشهر به بندرعباس و  ميناب می روند و او  پس از درگذشت پدرش، در نوجوانی توسط رژیم  به جبهة جنگ فرستاده می شود،ولی با مشاهده ی حقایق و عملکرد رژیم تبهکار آخوندی ، از ادامة حضور در جبهه های جنگ ضد میهنی سرباز می زند و به همین خاطر به زندان می افتد.

مالک درجریان تلاش و تکاپوهایش سرانجام در سال ۱۳۷۳ از طریق برنامه های سیمای آزادی با مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی آشنا می شود و در خرداد 1376 به صفوف رزم آوران ارتش آزادی می پیوندد و از آن پس باصدق و فدا کاری و با تمام وجودش  راه نبرد برای رهایی خلق و میهن را درپیش می گیرد.

مجاهد خلق مالک شراعی در تمام سالهاي پايداري پرشكوه در اشرف  از جمله در صحنه های حمله و هجوم نیروهای مزدور مالکی در مرداد 88  و 19فروردین 90 در صفوف مقدم در برابر حملات ایستادگی میکرد و در جریان هجوم وحشیانه به اشرف و قتل عام دهم شهريور 1392، مالک نیزاز شاهدان حماسه  پایداری قهرمانان مجاهد خلق دربرابر جنایت علیه بشریت بود و در کنار همرزمانش  به مقابله با جلادان و آدمكشان پرداخت.

اما آن چه که بالاتر از صحنة نبرد رودر رو با دشمن، از مالک یک  مجاهد درخشان و نمونه صدق و فدا ساخته بود، نبرد او در کارزار ایدئولوژیک در پرتو انقلاب مریم رهایی بود که به گواهی همرزمانش هم در عملکرد انقلابی و فداکارانه  او بارز و برجسته بود،  و هم از خلال نوشته هایی که از او به یادگار مانده آشکارو آموزنده است.

قهرمان مجاهد خلق مالک شراعی دو هفته قبل از شهادت در نقشة مسیر خودش در شب بیست و یکم ماه رمضان امسال نوشت:

«در شب شهادت مولایمان علی (ع) با تمسک به او که بالاترین مرزبندی کننده بین حق و باطل است… با ایقان به این که تنها نیروی سرنگون کنندة محتوم رژیم ولایت فقیه فقط مجاهدین هستند که می توانند پیروزی محتوم را برای خلق قهرمان ایران به ارمغان بیاورند و همین مجاهدین برای رسیدن به این سرنگونی نیازمند انقلاب و استفاده از تمامی ظرفیتهای انقلاب رهایی بخش مریم رهایی هستند، متعهد می شوم نه برای خودم که برای به سرانجام رسیدن سرنگونی نظام ولایت فقیه هم چون خودش در انقلاب باشم و هم چون یک مسئول اول  مسئولیت بپذیرم. در این مسیر هیچ چیز را برای خودم نمی خواهم.

بگذار مرتجعان و مردگان سیاسی از همه طرف به ما هجوم بیاورند. پس خدایا به حق مولایم علی (ع) کمکم کن بتوانم مسئولیت وتعهداتم را محقق کنم. کمکم کن و به من توانایی بده تا بار این مسئولیت را به دوش بکشم و از همة انرژیهایم برای سرنگونی نظام ولایت فقیه استفاده کنم و کمکم کن مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم. ربنا تقبل منا انک انت السمیع العلیم».

یکسال پیشتر نیز، مالک قهرمان در نقشه مسیر خودش در شب قدر سال96 نوشته بود:

«از عراق بیرون نیامدم که جان سالم بدر ببرم. بلکه آمده ام و آمده ایم که صدبرابر بجنگیم. تنها سلاحمان در این مسیر فقط انقلاب است. برای هرچه استفادة بیشتر از انرژیهای انسانیمان در این شرایط و سرزمین جدید برای رویارویی با فرهنگ بورژوایی برای این که مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم، برای این که پاسخگوی سرنگونی رژیم باشم … پس بر سر آن متعهدم و به تمامی الزامات آن نیز پاسخگو خواهم بود».

مالک که یکی از شاخصهای پایداری و ایستادگی در عبور سرفرازانه مجاهدین از سخت ترین شرایط در دوران پایداری پرشکوه بود،  این دوران را در نقشه مسیر خود در سال 95، چنین توصیف کرده است:

« بعد از 13سال پایداری پرشکوه وپشت سرگذاشتن ابتلائات فراوان به یمن رهبری خواهر مریم و برادر مسعود در این سالیان و روزگاری که همة مدعیان صحبت از شکست و پایان می کردند، هم چنان پرچم جنگ را بر افراشته نگه داشتند و در هیچ شرایطی هرچند سخت وطاقت فرسا که به معنای واقعی قلبها را به حنجره ها می آورد که با شهادت خواهران و برادرانمان تا خلع سلاح و کودتای ننگین 17ژوئن و غيرو شروع شد و تا همین امروز هم ادامه دارد از شعار جنگ کوتاه نیامدند و ما مجاهدین هم با تأسی به همین رهبری توانستیم تاکنون در جبهة جنگ با رژیم سفقهایی از ایستادگی و مقاومت در نوردیم که شاید در تاریخ بی مانند است».

به راستی که» مجاهد قهرمان مالک شراعی بخاطر پاكبازي، مجاهدت صادقانه و فداي بيكرانش در راه آزادي خلق و ميهن، همواره براي كانونهاي شورشي و رزم آوران آزادي، نمونه اي الهام بخش باقي مي ماند».