زنان خط شکن-دهباشی زینب-شماره2-16تیر97

اندازه متن
Aa Aa

زنان خط شکن

دهباشی زینب

این روزها زنان قهرمان هموطن صحنه‌های پر افتخاری  در قیام می آفرینند.

به همین علت بی مناسبت نیست اگر یادی شود از زنان پیشتازی که پیش از ما، راه انقلاب را پیمودند.

زنانی که ژرف‌نگریشان در انتخاب شیوه‌های مبارزه با دلاوری در صحنه همراه بود. دو ویژگی‌ای که همیشه اتفاقا روی همین دو، مورد طعن و ریشخند قرار می گرفتند.

یکی از این زنان پیشتاز در تاریخ انقلابهای ایران، زینب پاشاست. زنی که با دیگر خواهران دلاور تبریزی‌اش، گروه‌های مسلح زنان را در انقلاب مشروطه تشکیل داده بود و همپای ستارخان سردار ملی انقلاب مشروطه، بر ضد استبداد صغیر نبرد می کرد.

زینب در یکی از محلات قدیمی تبریز- عمو زین الدین- در یک خانواده روستایی به دنیا آمد. پدرش شیخ سلیمان دهقان فقیری بود که مانند دیگر روستائیان به سختی روزگار می گذراند. زینب پاشا در کودکی در مکتب خانه محل، درس خواند و به علت ماجراجویی و حساس بودن، از دیگر همسالانش متمایز می نمود.

زینب از همان اوان جوانی، نمونه‌ای از زنان رشید و معروف تبریز بود که مانند بیشتر شخصیت‌های تاریخی آذربایجان، راه به کتاب‌ها نیافته و فراموش شده ‌است.

روزنامة حبل‌المتين درجریان اخبار انقلاب مشروطه ایران، از شهادت 20زن مسلح در لباس مردانه در نبردهای مشروطه خواهان تبریز خبر داده و نوشته بود: در میان آن شیرزنان مبارز، از دختران 13ساله تا  زنان كهنسال 60  ساله دیده می شد.

زینب پاشا رزمنده‌ای جسور و فرمانده ای روشن‌بین بود.

زینب در روزهای تاریک حاکمیت ارتجاع فئودالی و ظلمات مردسالار، روی اصلی ترین معضل جامعه دست میگذاشت و خود، پیشتاز قیام و خیزش می شد.

همین هم باعث شده که برغم آمد و رفت بسیاری زنان مبارز در عرصه برابری، باز هم اسم او و رسم او و معدود زنانی همچون او، در بالای تابلوی اسامی زنان و سرداران میهن پایدار بماند.

زينب پاشا هرازگاهي به همراه ديگر زنان رزمجو، در كوچه و بازار تبریز ناگهان ظاهر مي شد و مردان را به مبارزه و كندن ریشه ظلم تشويق مي کرد .

از یاران نزدیک «زینب پاشا» می توان به «یوز باشی خاور»، «نایب کلثوم»، «آتلی شاه بیگم»، «فاطمه نساء»، «سلطان بیگم»، «جانی بیگم»، «خیر النسا» و «ماه بیگم» اشاره کرد.

او روزی در بازارتبریز ظاهر شد و بانگ زد:

« اگر شما مردان جرات نداريد جزاي ستم پيشگان را كف  دستشان بگذاريد، اگر مي ترسيد كه دست دزدان و غارتگران را از مال و ناموس و وطن خود كوتاه كنيد، در كنج خانه بنشينيد! ما به جاي شما با ستمكاران مي جنگيم. »

زماني که قحطي شديد و احتكار غله در تبريز بيداد مي كرد و مجتهد اول تبريز نزدیک به هفتاد هزار خروار گندم در خانة خود پنهان کرده بود، در يكي از روزهاي اين قحطي، به ناگاه حدود سه هزار زن چوب به دست، به رهبري زينب پاشا، در بازارها به راه افتادند و شورشی عظیم پدید آوردند. در آنروز پنج زن و يك مرد به شهادت رسیدند.

فرداي همان روز، تظاهرات از سر گرفته شد . اين بار سه زن شهید و چند مرد زخمي شدند. شعار«نان» به شعار سياسي روز تبديل شد و به سرعت برضد سلطنت قاجار بر سر زبان‌ها افتاد. به این ترتیب، با راهگشایی درخشان زینب، جنبشی بزرگ در تبریز پدیدار شد.

پس از آن واقعه بود که اهالی تبربز اغلب این شعر را در مدح شیرزن پیشتازشان می خواندند:

 

حكم ايله دي زينب پاشا   جمله اناث و فراشا

سيز بازاري باسون داشا     دگنگي باغليوم گليم

          پاتاوامي باغليوم گليم

فرمان بداد زينب پاشا      به شيرزنان و فراشها

بازار به سنگ بنديد شما    تا چوبدستو بردارم بیام    

          پاتابه را پيچم به پا و بیام

پس از دهباشی زینت که گویا به دست سپاهیان عثمانی و در مسیر عتبات به شهادت رسید، بسیاری زنان دلاور و پیشتاز از خطه آذربایجان برخاستند که بر تارک افتخارات ایران می درخشند.

زنانی که بویژه در مبارزه مسلحانه با دیکتاتوری شاه و خمینی، درخشیدند. بزرگ زنانی که در قسمت‌های دیگر این مجموعه، داستانهایشان را خواهیم شنید.

ادامه دارد