سی تیر سالروز قیام ملی مردم ایران به رهبری دکترمحمد مصدق

اندازه متن
Aa Aa

سی تیر سالروز قیام ملی مردم ایران به رهبری دکترمحمد مصدق

 

30 تير سالروز قيام ملي مردم ايران

 پيام راديوي دكتر محمد مصدق در اولين سالگرد قيام ملي 30تير

روزي سي ام تير در تاريخ مبارزات ممتد ملت ايران فراموش نشدني است، زيرا در اين روز تمام افراد ملت از هر طبقه و مقام در مقابل تحريكات اجانب يكدل و يكزبان قيام به اقدام كردند و تا به مقصود نرسيدند از پاي ننشستند.

در اين روز تاريخي عدهيي از گراميترين فرزندان ما به افتخار شهادت نائل شدند با خون پاك خود نهال آمال ملت را آبياري كردند تا بههمت آيندگان روزي بارور و سايهگستر شود و ملت ايران ازنعمت امن، آسايش و استقلال واقعي و آزادي حقيقي برخوردار گردد.

سي‌ام تيرماه، سالروز قيام ملي 30 تير در پشتيباني از پيشواي نهضت ملي ايران دكتر محمد مصدق و بازگرداندن او  به نخست وزيري در سال 1331 است. مصدق كبير در روز بيست و پنجم  تيرماه سال 1331 در اعتراض به توطئههاي دربار فاسد شاه و استعمار كه در  فعاليت دولت ملي او  كارشكني ميكردند و پيشبرد جنبش ملي شدن صنعت نفت را  با مانع روبرو ساخته بودند، استعفاي خود از نخست وزيري را اعلام كرد. شاه كه در محبوبيت روزافزون دولت ملي دكتر مصدق نابودي بقاياي سلطنت خودكامة خود را ميديد, پس از استعفاي دكتر مصدق فرصت را غنيمت شمرد و قوام السلطنه كهنهكارترين مهره دربار و استعمار را به نخست وزيري منصوب كرد و با سرازير كردن  تانكها و زرهپوشهاي ارتش سركوبگر خود به خيابانهاي تهران تلاش كرد زير برق سرنيزه و فضاي خفقان جنبش ملي مردم ايران را سركوب كند. اما در روز سيام تير، مردم دلير در شهرهاي مختلف ايران و بخصوص  تهران بپاخاستند و با قيام قهرمانانة خود  و با شعار «يا مرگ يا مصدق» نقشههاي شوم شاه و استعمار را در هم ريختند.

سركوب خونين اين قيام خللي در عزم ملت ايران ايجاد نكرد و در بعد از ظهر روز سيام تير  استبداد و استعمار در برابر قيام ملي سي ام تير وادار به  عقبنشيني شدند  و  دكتر محمد مصدق به دست توانا و پرقدرت ملت ايران،  مجدداً به نخست وزيري باز گردانده شد.

خاطره اين قيام غرورآفرين كه نقطة عطفي در جنبش ضد استعماري مردم ايران  بود و ياد شهيدان آن, تا جاودان در تاريخ جنبش آزاديخواهانه مردم, خواهد درخشيد.

 

همزمان با پيروزي بزرگ مردم ايران بر استعمار و دربار، عصر 30 تير 1331 در بازگرداندن دكتر مصدق به اريكة قدرت، خبر پيروزي ديگري نيز به ايران رسيد. اين پيروزي به دنبال تلاش دكتر مصدق در اجلاس ديوان لاهه بود كه پس از شكايت استعمارگران انگليسي براي ادامه سلطه بر صنعت نفت ايران، طي نطق مستدل خود از مظالم استعمار درايران پرده ‌برداشت و تاثيرعميقي بر هيأت داوري لاهه گذاشت. ديوان بين‌المللي لاهه برعدم صلاحيت خود در رسيدگي به شكايت انگليس از ايران رأي داده بود و با رسيدن اين خبر مردم ايران را شادي دو پيروزي بزرگ فراگرفت.

 

قسمتي از دفاعيات  مسعود رجوي

در بيدادگاه نظامي شاه

بهمن 1350

در شهريور 20 تمام ايران زير سلطه خارجي رفت . بعضي از افسرها با چادر در رفتند و ايران فقط 3 ساعت دوام آورد. جنگ دوم هنوز تمام نشده بود كه طرح تجزيه ايران اين بار بوسيله انگليس وآمريكا ريخته شد و اين قرار داد توسط دولت حكيمي امضاء شد.

-آيا وقتيكه نخست وزير ايران طرح تجزيه كشور خود را بريزد, ما حق نداريم بگوييم كه تابع ملت و خلق ايران هستيم نه دولت حاكم بر ايران؟

-بگذريم , اين طرح هم با مجاهدات طاقت فرساي مصدق رد شد. تا آدم خودش در فضا نباشد نمي فهمد فشار يعني چه ، تهديد يعني چه .

-اما وقتي آن طرح رد شد معاون وزارت خارجه شوروي آمد درمورد امتيازات نفت گفتگوهايي كرد . ازطرفي دولت انگليس بخاطر امتيازات نفت خود در جنوب, حاضر به معاملاتي در باره نفت مناطق شمالي با روسها بود. براي همين امر، نخست وزير وقت- ساعد- به سفير روس وعده هايي داده بود.ميخواستند يك موازنه مثبت يعني امتياز دهي دو جانبه به روس و انگليس برقراركنند .

مصدق و ملت ايران موازنه منفي به معني استقلال خودشان را ميخواستند . اين بود كه  ملّيون ايران بيكار ننشستند وبا كوشش زياد ماده گذراندند كه ضمن آن جلوي سلطه شوروي هم گرفته شد ودادن هرگونه امتيازي بهر نحوي ، مسكوت گذاشته شد و بموافقت بعدي مجلس موكول گشت.

-اما آقايان استعمارگران از جان ملت فقير ما  دست برنداشتند . در سال 1329 رزم آرا را از ستاد ارتش آوردند و در كرسي نخست وزيري نشاندند تا رزم آرا, در لباسِ ظاهر فريبِ خود مختاريِ ولايات در امور داخلي, لايحه به مجلس ببرد و از تصويب بگذراند . باز هم ملّيون كه رهبري آنها را دكتر مصدق بعهده داشت پس از مشاجرات و مباحثات و زحمتهاي زياد توانستند آنرا در نطفه خفه كنند و جلوي سلطه خارجي را بگيرندو قرارداد موردنظر منتفي شد. سپهبد رزم آرا به انتقامِ بازي كردن با سرنوشت ملت بقتل رسيد.

حالا ديگر  اوضاع داخلي مملكت بعلت رشد سياسي مردم تب و تاب ديگري داشت . بعد از شهريور 20 مصدق نفت را تبديل به يك شعار وانگيزه ملي كرد صفوف مردم را متشكل و شعله ها را فروزان تر ساخت. بعد از مجلس 15 نمايندگان واقعا مجاهدت كردند. شركت غاصب نفت ايران وانگليس كه در واقع نماينده دولت انگليس بود, از تطميع نمايندگان گرفته تا حبس آزاديخواهان, از هيچ چيز فروگذار نكرد . حتي طرح آنچه كه امروز” اصلاحات ارضي” است در آنزمان بوسيله تقسيم املاك سلطنتي ريخته شد. مسئله ظاهر فريبِ تقسيم املاك سلطنتي براي فراموش كردن مسئله نفت و تحت الشعاع قراردادن آن در اذهان ,طرح شده بود. با اينهمه نفت همچنان در مركز افكار مردم بود.در اين اثناء يكبار هم بناگهان نان در تهران قحط شد تا بلكه سرِ مردم به آن گرم شود و كسي حال و حوصله حمايت از مصدق نداشته باشد .

…..اما سر انجام اراده خلق پيروز شد و مردم و ملت ايران راه خود را پيش برد و در آخرين روز سال 1329  , نفت ملي اعلام شد.مردم ايران در آن روز طعم پيروزي را چشيدند .

بعد از آن روزهاي پر افتخار ديگري در پيش بود. پيروزي در خلع يد از انگليس در مورد نفت و ديگري  روز 30 تير1331 روز تجلي اراده خلق. در آنروز خلق, بر ننـگ تسليم پيروز شد. در آتيه از اين روزهاي طلايي بسيار خواهيم داشت.

بايد گفت كه مشروطه براي مدت محدودي دوام آورد.در 28… در 28 (آقاي دادستان براي اينكه قطع نكنيد ماه و سال آنرا نميگويم! )بله در 28  مشروطيت بخاك سپرده شد. احتياجي نيست كه من سياست دولت مصدق را روشن كنم. او نميخواست هيچ سلطه اي بر كشور ما بر قرار باشد. از نظر اقتصادي اولين و آخرين بودجه متعادل را تقديم به مجلس كرد. براي اولين بار صادرات با واردات برابري كرد. بهرحال آن روز گرم تابستان, آن روز 28 , در تاريخ ايران به سياهي و سردي تبديل شد.بعدها ايدن نخست وزير انگليس در خاطراتش گفت : بعد از سقوط مصدق تنها شبي بود كه خواب راحت كرده است . ميگفتند كه ” آفتاب هرگز در مستعمرات انگلستان غروب نميكند” و “ هر جا موجي باشد ساحلش انگلستان است ” .مصدق غروب استعمارو طلوع آزادي و استقلال را ميخواست…اما افسوس كه كار به آنجا كشيد كه نبايد مي كشيد .

 

سيام تيرماه همچنين يادآور يكي ديگر از فرازهاي تاريخ بيش از يك قرن جنبش آزاديخواهانه در وطن ماست. در روز سيام تيرماه سال 1360 در تهران، در حاليكه خميني رژيم ولايت فقيه را يكپايه كرده و بر سركوب آزاديها و اعمال ديكتاتوري سياه, كمر بسته بود و اعدام و خونريزي حد و مرزي نميشناخت، مسعود رجوي با بهرهگيري از تجربيات مبارزات آزاديخواهانه ميهنمان، تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران را بهعنوان جايگزين ديكتاتوري مذهبي خميني اعلام كرد.

 

شوراي ملي مقاومت كه اكنون سی و هشتمین سال حيات خود را آغاز ميكند، نقش و شايستگي خود را بعنوان يگانه جايگزين دموكراتيك حكومت آخوندها بيش از هر زمان ديگر به اثبات رسانده است.

از سخنان مریم رجوی در گردهمایی كهكشان -9تیر97

 

 

هموطنان آگاه و آزاده

مقاومت ایران از 16 سال پيش با تصويب طرح جبهه همبستگی ملی براي سرنگوني استبداد مذهبي اعلام كرده حاضر به همكاري با همة نيروهاي جمهوري‌خواهي است كه به نفي كامل رژيم ولايت فقيه التزام دارند و براي يك ایران دمكراتيك و مستقل و مبتني بر جدايي دين از دولت مبارزه مي‌كنند.

شوراي ملي مقاومت از 4 دهه پيش، به دور از لفاظي‌هاي رايج سياسي، قيمت يكايك كلمات و مصوبات و تعهدات خود را با رنج و خون بسيار پرداخته است.

ما به پی‌ریزی جامعه‌یی فرا می‌خوانیم که تار و پودش آزادی،‌ دمکراسی و برابری است. هم چنین مرزبندي با استبداد و وابستگي و تبعيض جنسي و قومي و طبقاتي است. ما از برابري زن و مرد، از حق انتخاب آزادانة پوشش، از جدايي دین و دولت، از خودمختاري مليت‌ها، از تساوي حقوق سياسي و اجتماعي كليه افراد ملت ایران، از لغو اعدام، از آزادي بيان، احزاب، مطبوعات و اجتماعات، از آزادي اتحاديه‌ها، انجمنها، شوراها و سنديكاها دفاع كرده‌ و دفاع می‌کنیم.

طرح 12ماده‌یی شوراي ملي مقاومت براي خودمختاري كردستان ایران كه 35 سال پيش تصويب و اعلام شده، هنوز هم يكي از جامع‌ترين الگوهاي جهاني است. و سرانجام ایران آزاد، يك ایران غیراتمی، در همزیستی مسالمت‌آمیز، با همکاری‌های‌ منطقه‌‌یی و بین‌المللی است.

آری اين است سيماي یک جايگزين دمكراتيك در برابر حاكميت آخوندي و هرگونه ديكتاتوري.

در این مسیر،‌ اولین گام، انتقال حاکمیت به مردم ایران است. با اتكا به‌همين مردم و پايگاه مردمي است كه مي‌توان از هرج و مرج و ناامني بر حذر ماند و مي‌توان تماميت ایران و ایراني را حفظ كرد و سرافراز نگهداشت.

طبق برنامة شورای ملی مقاومت، پس از سرنگوني رژيم، يك دولت موقت شش‌ ماهه تشكيل مي‌شود كه وظيفة اصلي آن، تشكيل مجلس مؤسسان از طريق انتخابات آزاد با رأي عمومي، مستقيم، مساوي و مخفي مردم ایران است.

اين مؤسسان بايد طی 2سال قانون اساسي جمهوري جديد را تدوين كند، و آن را به رأي مردم ایران بگذارد. هم‌چنین نهادهاي اساسي جمهوري جديد را طبق آراي مردم، مستقر کند.