تاجزاده، اعترافها و خواسته‌ها – ۲۵مرداد۱۳۹۷

اندازه متن
Aa Aa

تاجزاده، اعترافها و خواسته‌ها – ۲۵مرداد۱۳۹۷

گزیده ای از اعترافهای یک مهره به حاشیه رانده شده نظام

 

به صدا در آمدن پرطنین زنگهای سرنگونی یا به قول همین مهرة رژیم که الان شنیدیم صدای سوت قطار براندازی سردمداران و مهره‌های رژیم رو سخت وحشتزده کرده و همة اونها، حتی عناصر به حاشیه رانده شدة‌ رژیم رو وادار کرده که به میدون بیان و هر کدوم در رابطه با بحرانهای رژیم که از هر طرف احاطه‌ش کرده صحبت کنند و احیاناً راه حل ارائه بدن.

یکی از این عناصر به حاشیه رانده شده، مصطفی تاجزاده است که در دولت خاتمی معاون وزارت کشور بود و در حال حاضر در حاشیة رژیم روزگار می‌گذراند و کلیپ پر می‌کند و به رژیم و دولت روحانی مشورت می‌دهد و تلاش می‌کنه با »باید درمانی»، آن قطار تاریخ را که به  راه افتاده متوقف کند.

نامبرده اخیراً کلیپی از حرفهای خودش را در فضای مجازی منتشر کرده و در آن به قول خودش «دربارة راههای برون رفت از وضعیت موجود» صحبت کرده. او در مورد مشکلات موجود از جمله به رسوایی توطئة‌ تروریستی رژیم علیه گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در 9تیر ماه گذشته در پاریس واکنش نشان داده. اجازه بدهید قسمتهایی از حرفهای او را بشنویم:

«در همین ماه گذشته در اروپا همزمان با سفر آقای روحانی به اتریش…

قبل از اون هم در هلند یک اتفاقی افتاده بود که اون…

همین جا عرض میکنم که آقای روحانی کوتاهی بکنه و همون اقدامی که… ممکنه کشور رو با یک بحران بزرگتری مواجه کنند».

«برخورد با اعمال خودسرانه‌یی است که نمونه‌ش در هلند و بلژیک اتفاق افتاد و هر لحظه ممکنه که در این شرایط بحرانی دولت پنهان دست به کارهای خبیثانه و خائنانه‌یی از این دست بزنه و ملت ما رو دچار مشکل بکنه».

روشن است که علت ناراحتی این شخص، خود اقدام تروریستی، بمب‌گذاری در یک اجتماع صدهزار نفره یا به گلوله بستن شهروندان در یک کشور اروپایی نیست؛ بلکه این است که در بد شرایطی انجام شد و لو رفت و سفر اروپایی روحانی را خراب کرد. اگر آن توطئه به نتیجه می‌رسید و دیپلومات تروریست رژیم هم گیر نمی‌افتاد، نه تنها خبیثانه و خائنانه نبود، بلکه کشتار مجاهدین و طرفداران و حامیان آنها خیلی خوب است و ثواب هم دارد. این را سابقة‌ تاجزاده هم به عنوان معاون وزارت کشور در دولت خاتمی و در دوران قتلهای زنجیره‌یی و ترور مخالفان در داخل و خارج کشور می‌گوید و هم سابقه‌اش به عنوان یکی از سردمداران باند فاشیستی موسوم به مجاهدین انقلاب اسلامی که خمینی ملعون آن را برای مقابله با سازمان مجاهدین خلق ایران درست کرد و این جماعت در شکنجه و کشتار مجاهدین در زندانها در کنار لاجوردی سنگ تمام می‌گذاشتند. اما جدای از سابقه، تعریف و تمجید او از آخوند خاتمی یعنی کسی که در بحبوحة قتلهای زنجیره‌یی مشمئزکننده‌ترین تعریف و تمجیدها را هم از آدمکشان وزارت اطلاعات و هم از لاجوردی جلاد به عمل می‌آورد نشان میدهد.

خب بگذریم و به قسمت دیگری از حرفهای تاجزاده گوش کنیم:

 

«البته ریشة اصلی مشکلات ما به خطای بزرگی برمی‌گرده که ما پس از پیروزی انقلاب دچار اون شدیم و ناخودآگاه و ناخواسته جمهوریت رو به نوعی سلطنت سوق دادیم و اون این بود که اختیارات فوق العاده زیادی به یک نفر دادیم و اون رو هم مادام‌العمر کردیم 05.26 و متأسفانه این اشتباه رو در تجدید نظر قانون اساسی به شکل بدتری مرتکب شدیم اختیارات رهبر رو بیشتر از گذشته کردیم

با این حرفها، هر کس ممکن است فکر کند که این عنصر اصلاح‌طلب بالاخره از پوست اصلاح طلبان درون نظام خارج شده و به ام‌الفساد همة این تباهیها که دیکتاتوری سیاه حاکم یا سلطنت مطلقة ولایت فقیه است پی برده و خواهان از میان رفتن آن است. اما نتیجه‌گیری و ادامة‌ حرفهایش را گوش کنید:

«کلام آخر این که باید به ام‌الفساد یعنی نظارت استصوابی پایان داده بشه و انتخابات جمهوری اسلامی آزاد صورت بگیره»

توجه کردید؟ ام‌الفساد نه خود ولایت فقیه بلکه یکی از انگشتان آن به نام نظارت استصوابی شورای نگهبان است که راه رسیدن این جماعت را به کرسی مجلس ارتجاع و مقامات دیگر را سد کرده است. بنابراین اگر این قضیه حل شود و دست این جماعت به حاشیه رانده شده هم به جایی از ثروت و قدرت بند شود، همة مسائل حل است.