هجده ذی‌الحجه روز عید سعید غدیر –مسعود رجوی-رمضان ۹۳

اندازه متن
Aa Aa

هجده ذی‌الحجه روز عید سعید غدیر –مسعود رجوی-رمضان ۹۳

۱۸ ذيحجه

عيد سعيد غدير

مبارك باد

مسعود رجوي- رمضان ۹۳

 

در سلام و تحيت ابتداي بحث كه مقام علي را خلاصه كرده است، سه كلمه هست كه همه چيز را بيان كرده . در اين سه كلمه، همه چيز روشن مي شود:

-آيت كبري، نشان و نشاني كبير.

-نبأ عظيم، خبر بزرگ.

-صراط مستقيم، راه راست و درست.

راستي علي از چه چيزي نشان و علامت دارد ؟ خبر بزرگ چيست؟ و راه مستقيم كدام است؟

آيا علي پيغمبر بود؟ خير

آيا به او وحي مي شد؟ خير

آيا معجزه و خرق عادت داشت؟ خير

آيا اسم او به تصريح در قرآن آمده است؟ خير

پس موضوع چيست؟

موضوع اين است كه او  بدون وحي و نبوت و اعجاز، نمونه و محصول اعلاي مكتب انقلاب و رهايي و يگانگي است. به اختيار خودش ، به انتخاب خودش و با قيمتي كه داد. با رگبار آزمايش هاي پياپي كه از سر گذراند

تقريباً هيچ آزمايش و بلا و ابتلايي نيست كه بر سر او نيامده باشد.

از ميدان جنگ و پيكار ، تا آزمايش شهرت و مال و مقام و كرسي و حكومت و حاكميت.

از آن شب هجرت كه پيشمرگ رسول خدا شد و در جاي او خفت، تا خطيرترين لحظات در اُحد كه سپر حفاظتي ”حبيب“ شد و هشتاد و چند زخم برداشت

از تنهايي بعد از رسول خدا و فاطمه زهرا و گوشه نشيني 25 ساله ،تا حاكميت بر پهناورترين سرزمين از سند تا نيل و مغرب عربي.

از سلب اموال و گرفتن فدك كه سرمايه او و فاطمه بود، تا بدست گرفتن تمام بيت المال مملكت كه حتي به عاريه گرفتن گردنبندي از آن را براي ساعاتي بر دخترش هم نپسنديد.

از جنگ طبقاتي جمل و آنانكه ابتدا خود را منتقدان علي جلوه مي دادند، تا آن زمان كه در مصاف با معاويه مي گفت شيطان مجسم زمانه همين معاويه است و سراپردة او را بايد هدف قرار داد.

از فرمان فرو ريختن قرآنهايي كه معاويه با فريب و دجاليت بر سر نيزه كرده بود، تا جنگ با خوارج و جماعت خيانت كاران كه پشت آيه ” إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ “ سنگر گرفته و به علي برچسب ”كافر“ مي زدند.

از تقسيم متساوي بيت المال،تا وضع ماليات بر ثروت (زكات) و سوگند بر اينكه حقوق مردم را حتي اگر در كابين زنان باشد به مردم باز مي گرداند

از مخالفت با جنگهاي توسعه طلبانه تحت نام اسلام، تا  انتقال جسورانه پايتخت از مدينه به كوفه در همسايگي كانونهاي شورشي و ” موالي ” يعني خلقهاي تحت تبعيض و ستم در آن روزگار كه ايرانيان هم در آن شمار بودند.

از فرو خوردن خشم و غضب آنگاه كه عمرو بن عبد ود بر او آب دهان انداخت، تا سرپرستي يتيمان و بيوه زنان .

وقتي خبر بيرون كشيدن خلخال از پا و به سرقت بردن زيورهاي زن يهودي و شيون و كمك خواستن بي نتيجه آن زن به او رسيد، آنچنان برآشفت كه نهيب زد:  اگر مرد مسلماني با شنيدن اين خبر از شرم و اندوه بميرد، ، بر او ملامتي نيست.

 

او تنها مولود كعبه است . دست بر قضا مادرش فاطمه بنت اسد عليها السلام در همان روز به طواف كعبه رفته بود. وقتي درد زايمان فرا رسيد، هيچ راهي جز هدايت كردن او به درون خانه نيافتند. اما  زادة خجسته در درون كعبه،  در خاك نشيني و خاكساري تا آنجا پيش رفت  كه ” ابوتراب“ لقب گرفت.

علي در يك كلام منتهاي آزمايش هاي صعب العبور فردي و جمعي و اجتماعي و سياسي است.

آزمايش پيروزمند ايدئولوژيكي بني نوع انسان است .

حجت و پرچمدار بايستن و توانستن.

قدر مجسم انسان و راز گشودة انسانيت.

خبر شكست و خواري شيطان در ماجراي آفرينش انسان .

نشان و بشارت پيروزي بر سرنوشت و تقدير كور. بر نيروهاي اهريمني.

در هيچ كجاي آن ذره اي شكست نيست. سراپا تهاجم است، صف مي درد ، مي شكند ،پيش مي تازد و درهمه زمينه ها با همه رنج ها پيروز مي شود.

فرقش هم كه شكافته مي شود، بلادرنگ در همان لحظه مي خروشد كه به خداي كعبه پيروز و رستگار شدم (فزت  و رب الكعبه).

در علي، روشن مي شود كه معجزات، فصلي در دوران صباوت نوع انسان بوده است كه بخاطر سطح نازل آگاهي بايد با امور خارق العاده مجاب مي شد.

اما با علي، ديگر لباس كودكي از تن فرزند انسان بيرون مي آيد و بني بشر با او به اوج آگاهي و اختيار و تكامل مي رسد.

از 10-11 سالگي، بيش از نيم قرن در همة سختي ها و آزمايش ها پايداري پيشه كرد و پيروز شد. او خود، پايداري پرشكوه براي پيروزيست. اشرفي ها و اشرف نشان ها از او برخاسته اند و بر آستان او سر مي سايند و فرود مي آيند.

علي دو خصوصيت برجسته ديگر هم دارد. دو عنوان و لقب آموزنده ديگر كه زيبنده خود اوست:

صِدّيق اكبر و فاروق اعظم

السلام عليك ايها الصديق الاكبر

السلام عليك ايها الفاروق الاعظم

صّديق كبير

و مرزبندي كننده اعظم

صديق كبير براي مجاهدين،  بر سرِچشمة صدق، معناي بسيار روشني دارد و همه آن را آزموده اند.

فاروق يعني كسي كه فرق مي گذارد ومرز بندي مي كند يعني آن كسي كه بزرگترين مرز بندي كننده است .

كلمه مرزبندي را مجاهدين از خودشان در نياورده اند،از  سورة فرقان گرفته اند. يعني فرق گذاشتن، تميز دادن و مرز بندي كردن و آببندي كردن در برابر دنياي بهيمي. در برابر ارتجاع و ديكتاتوري. در برابر اپورتونيسم  و فرصت طلبي. در برابر استعمار و استثمار.

فرمانده آرماني و تاريخي مجاهدين و اسلام انقلابي، بي جهت عنوان ” فاروق اعظم “ نگرفته است.

اين عناوين توصيفات بي محتوا نيست . كهنه نمي شود . هر چه زمان مي گذرد درخشش بيشتر پيدا مي كند. مجاهدين در كوره هاي گدازان ابتلائات 50 ساله، مقداري از اين مفاهيم را در پراتيك انقلابي در مي يابند. مقايسه كنيد با فهم آخوندهاي ارتجاعي خميني گرا از قرآن و اسلام و حضرت علي و  از اينجا ميتوان قياس كرد كه در عصر جاهليت و بردگي چه خبر بوده و حضرت علي چه كرده است.

وقتي در جنگ جمل پيروز شد يكي از يارانش گفت كاش برادرم در اين كارزار با تو بود و در ركاب تو مي جنگيد.

علي پرسيد آيا برادرت هوادار ما بود و به ما محبت و تمايل داشت؟ وقتي جواب مثبت شنيد گفت پس او هم در اين جنگ با ما بوده است. سپس نقشه مسير همه ياران و مجاهدان نسلهاي آينده را خلاصه و ترسيم كرد. گفت: امروز با ما و در كارزار ما گروههايي حاضر بودند و حاضر گفتند كه هنوز در شكم مادرانشان هستند و ” زمان “ آنها را ظاهر و بارز خواهد كرد تا” ايمان “ با آنها قوت گيرد و دشمنان ما با ايشان مغلوب شوند…

كلام ۱۲ از صفحه ۶۳ نهج البلاغه

مي بينيد كه علي نسلهاي بعدي و همين مجاهدين امروز را با خودش و در خودش مي ديد و خودش را هم در شما و هوادارانتان امتداد داد. اين، نقشة مسير آن ديدة تيز بين خدايي است: السلام عليك يا عينَ الله…

 

هجده ذی‌الحجه روز عید سعید غدیر –مسعود رجوی-رمضان ۹۳ در یوتیوب سیمای آزادی