پرونده -کانونهای شورشی – قسمت اول – ۱۹ شهریور ۱۳۹۷

اندازه متن
Aa Aa

اشتراک گذاری:

پرونده -کانونهای شورشی – قسمت اول – ۱۹ شهریور ۱۳۹۷

کانونها ی شورشی ، تبلیغات یا واقعیت برتر زمان ؟

با سلام به شما هموطنان عزیز ، صورت مسئله ایران الان چیه؟ شاید بگوئید که این جای سئوال ندارد ، هر روز و هر شب در هر شهر و در هر خیابان و در هر محفل دوستان یا خانوادگی ، یاهر محیط کار ، دیگر نه با زمزمه بلکه با فریاد و خروش و خیزش تکرار می شود و آن این است که مردم ایران این رژیم را نمی خواهند و خواهان پائین کشیدن آن هستند و با تمام وجود دنبال نیروئی هستند که این خواست و آرزوی آنها را محقق کند……………

کانونهای شورشی، تبلیغات یا واقعیت برتر زمان؟

صورت مسئله اصلی ایران الان چیه ؟ شاید بگید که این اصلا جای سوال نداره، هر روز و هر شب در هر شهر و هر خیابان و در هر محفل دوستانه یا خانوادگی و در هر محیط کار، دیگه نه با زمزمه، بلکه با فریاد و خروش و خیزش تکرار می‌شه و اون این واقعیته که مردم این رژیم رو نمی‌خوان و خواهان پایین کشیدن اون هستند و با تمام وجود دلبستة نیرویی هستند که این خواست و آرزوی اونا رو محقق بکنه این واقعیتیه که حتی سردمداران رژیم هم اگر نه همیشه، گاهی مجبورند به اون اعتراف بکنند

اگر یک دیکتاتوری به این مرحله برسه که یک سره به این واقعیت اعتراف بکنه، کارش تمومه و دیگه باید بذاره بره، رژیم برای حل این تضاد چه کار می‌کنه و با استفاده از چه ابزار و وسایلی سعی می‌کنه؟ و چطور سعی می‌کنه خودش و نیروهای خودش و به خیال خودش، جامعه رو در ارتباط با این واقعیت به تعادل برسونه؟ برنامة امروز ما به این موضوع و چگونگی انجام اون اختصاص داره. با ما در این برنامه همراه باشید.

واقعیت غیرقابل انکار جامعة ایران همون چیزیه  که سردمداران رژیم، هم اون رو با کلماتی مانند «شکاف بین مردم و حاکمیت» نارضایتی، بی‌اعتمادی و ناامیدی مردم، بیان و بهش اذعان می‌کنند؛ حتی خود ولی فقیه هم ناچاره با عنوان مطالبات بحق مردم به اون اعتراف بکنه. اما در عین حال رژیم آخوندی تلاش میکنه این درد مشترک و این خواستة مشترک عموم مردم ایران رو در حد یک سری خواسته های صنفی نازل کنه و تلاش می‌کنه بگه خواست مردم از خواست مجاهدین و مقاومت سازمان‌یافتة مردم ایران جداست و مجاهدین اصلاً جایی در میان مردم ندارند. اما از اونجا که این حرف خیلی مسخره و رسواست، اون رو به بخش مشخصی از رژیم واگذار کرده، کما این که در طبیعت و در اکو سیستم طبیعی هم مردارخواری وظیفة کرکس و لاشخور و کفتاره

نجات رژیم –11 اردیبهشت 1397

به ادعای رسانه های تبلیغاتی مجاهدین خلق ، کانون های شورشی ظاهرا در شمار زیادی از شهرهای ایران شکل گرفته اند اما آنچه که در نسخه های تصویری که کانون های شورشی کذایی برای سازمان ارسال کرده اند نمایش داده می شود، به هیچ روی، مفاهیم شورش وغوغا و ازدحام را نشان نمی دهد. تنها مفهومی که از این تصاویر احساس می شود نوعی هیجان است که ترس گونه و هراس آمیز می نماید

جواد فیروزمند پادوی اطلاعات آخوندی: چرا در اعتراضات مردم خبری از گروه رجوی نیست؟

گروهی که از دیماه گذشته تلاش کرد حرکات اعتراضی مردم را به [حساب]خود واریز نماید بجز صدور اطلاعیه کار دیگری از پیش نبرد.

تلویزیون رژیم

طبیعتا آنچه در ایران رخ میدهد کار شبکه های مجاهدین خلق در شهرهای مختلف است اغتشاش های اخیر به شکلی جدید ظاهر شد و بسیاری از مناطق ایران را در برگرفت و مراکز نافرمانی و شورش وابسته نقشی بزرگ در آن داشت

با تداوم قیام، موضوع آلترناتیو و در نوک پیکان اون کانونهای شورشی، به صورت مسئله ایران تبدیل شده . در این میان سردمداران و مهره‌های خود رژیم  که مدام آدرس آلترناتیو رو می‌دن .

اما در مقابل این روزها شاهد به صحنه اومدن پادوهای وزارت اطلاعات آخوندی یا شعبه مشخص وزارت اطلاعات به نام هابیلیان هستیم که سعی می‌کنند این رو تبلیغات مجاهدین وانمود بکنند.

«کادر رهبری و تشکیلاتی (مجاهدین ) در تحلیل و ترسیم مختصات اعتراضات صنفی در ایران، با سیاسی جلوه دادن آن، از فقدان رهبری (لیدر) به عنوان یک ضعف سخن می رانند. بطوریکه آنها با مطرح ساختن موضوع رهبری، قصد دارند سازمان مجاهدین را به عنوان در دسترس ترین و محق ترین! گروه در این باره جا بزنند .. از این رو در این راستا با استناد به تاریخ تروریستی گروهک خود و بالیدن به ارتش موسوم به ارتش آزادی بخش، … تنها آلترناتیو را خود می دانند و لاغیر. چرا که … اگر در حال و آینده تهدید جدی و تعیین کننده ای علیه نظام سیاسی در ایران وجود داشته باشد از جانب آنها خواهد بود. و این … بر مبنای سابقه تاریخی، قدرت سازمان‌یافته [گیشان] ….، شکل گرفته

اما واقعیت اینه که رژیم در این زمینه از تبلیغات همگون و منسجمی برخوردار نیست یا این که عمداً دو جور تبلیغات برای دو مخاطب در نظر گرفته و اونا رو با هم تعدیل می‌کنه. به این جهت هست که می‌بینیم در حالی که بخشی از رژیم تبلیغات می‌کنه که اصلاً مجاهدین حضور ندارند و ارتش آزادیبخش کاغذیه و کانونهای شورشی هم واقعیت نداره، اما بخش دیگه آژیرهای خطر رو با صدایی هر چه بلندتر به صدا در می‌آره و نسبت به خطر مجاهدین هشدار می‌ده.

خبرگزاری فارس از مشهد، در 10 مرداد 97 گزارش داد: رضا حسینی مشاور قرارگاه جنگ نرم ستاد نیروهای مسلح در نشست «تبارشناسی جلادهای دهه 60 در تابستان داغ دهه 90» گفت:‌

«…باید ببینیم (مجاهدین) در دهه 60 چه کردند که با خلأهای موجود دوباره سر برآوردند و در برخی حوزه‌ها پیش‌قراول و پرچم‌دار نیز می‌شوند.  بعضاً مطرح می‌شود که ، این‌ها (مجاهدین) مرده‌اند و دیگر نامی از آنان نیاورید!   ولی مقوله نفاق از بین رفتنی نیست. به‌عنوان یک کارشناس می‌گویم، گروهک نفاق و اصلاً اساس مقوله نفاق مردنی و از بین رفتنی نیست، هرکس بگوید منافقین مرده است، یا مغرض است یا جاهل، مغرض ازاین‌جهت که اگر خودش دشمن نباشد و عنادی با نظام جمهوری اسلامی نداشته باشد آتش‌بیار معرکه است، و جاهل به این معنا که مطلع نیست، و ما برای جلوگیری از نشر این حرکت جاهلانه سخن می‌گوییم. ….»

جالب است که گاهی همان بخش از رژیم که مأموریتش انکار حضور مجاهدین و تبلیغات وانمود کردن کانونهای شورشی است با فراموش کردن مأموریت خود، وحشت مرگبار خود را این گونه بروز می‌دهد:

نجات رژیم 15 مرداد 1397

در میان تمامی گروه ها و سازمان های …. دنیا در کل طول تاریخ بشریت، مجاهدین خلق … خطرناک ترین این گروه هاست

هراس نظام آخوندی و متحدان و همدستانش از مجاهدین، دلایل و جهات مختلفی دارد؛ یکیش ناشی از انضباط و سازمان‌یافتگی‌ مجاهدینه؛ یکیش هم فدای بیکران مجاهدین برای تحقق آرمانشون هست که معمولاً از این ویژگیها با عباراتی مانند مغزشویی شدن مجاهدین از اونا صحبت می‌کنه… چرا که این ویژگیها در هیچ‌یک از مدعیان و اپوزیسیون نماها مطلقا وجود نداره ؛ بخصوص این وحشت وقتی به اوج خودش می‌رسه که مجاهدین در حال حاضر پس از هجرت بزرگ، و با توان سیاسی و تشکیلاتی‌شون، با توانمندی و قدرتی فراتر از گذشته با جامعه و قیامهای سراسری پیوند می‌خورن. به همین دلیله که نظام آخوندی از حضور گسترده مجاهدین و نقش راهبری‌شون در قیامهای جاری و سراسری در وحشت و هراسه.

خبرگزاری ایرنا ـ 28خرداد 97: آخوند ابوالقاسم علیزاده  نماینده خامنه ای حفاظت سپاه طی جلسهیی که در شیراز برگزار شد گفت: امروز (مجاهدین) نیز احیا شده اند و به صحنه آمده اند و نبض بسیاری از ناامنیهای کشور در دست همین افراد است.

«صحبتهای ربیعی »

ربیعی : در این چهل سال بحرانهای زیادی دیدم یادمه یک روز در تهران 12هزار نفر میلیشیا در توپخانه رژه میرفتند در هر شهری هزار میلیشیا رژه رفتند ما آنروز را گذراندیم من میدانم شرایط سختی پیش رویمان داریم

خبرگزاری سپاه پاسداران ( فارس) 10 مرداد 97:

رضا حسینی بابیان اینکه بسیاری از اتفاقاتی که اکنون در کشور در جریان است به دست مجاهدین هدایت می‌شود، گفت: «متأسفانه برخی ناآگاهان نیز در این مسیر حرکت می‌کنند. فضای مجازی پرشده است از حرکات(مجاهدین ) بطوریکه که تنها با ۱۰ دقیقه جستجو ۳۰ کانال (مجاهدین ) پیدا کردم.»

کانونهای شورشی-گروهک منافقین که چند سال قبل با اخراج از پادگان اشرف و اقامت موقت در کمپ لیبرتی مسیر راهبردی خود را تغییر داده شیوه و روش دهه 60را احیا ء نمود

با حمایت مریم رجوی و با فعال شدن مهره های خاموش منافقین در داخل کشور هسته ها چند نفره موسوم به کانونهای شورشی در داخل کشور تشکیل شد که شروع به فعالیتهای خرابکارانه کردند دستور العمل گروهک منافقین برای هسته ها داخل کشور ابتدا با یکان شورشی آغاز شد

«کانونهای شورشی رژیم »

گروهک منافقین بابرگزاری سلسله جلسات آموزشی برای اعضای خود در پاریس و تیرانا آنها را موظف به ارتباط گیری و کشف ظرفیتهای موجود کرد آنها بهترین راه برقراری ارتباط را در بستر شبکه های مجازی یافتند و توانستند با سوء استفاده از امکانات این رسانه ارتباطی پروژه اختناق در کشور را کلید بزنند در اغتشاشات دیماه 96 گروهک فرصتها و ظرفیتهایی را در داخل کشورشناسایی و بطور رسمی دستور شروع عملیات را از طریق کانونهای شورشی صادر کرد این کانونها متشکل از دو یا پنج نفر اعضا ی فرقه رجوی بودند ماموریت های کانونهای شورشی در دو مرحله خلاصه میشود مرحله اول شعار نویسی تولید و توزیع تراکت و تهیه فیلم و عکس از اغتشاشات

مرحله دوم آموزشهای پارتیزانی برای تقویت کانون و تشکیل نیروهای مسلح شورشی در واقع همان میلیشیای فرقه رجوی که در سال 1358تشکیل شد

از حدود دو هفته پیش یک تیم 40تا 50نفره از افراد مرتبط با منافقین در شهرستان دورود ساکن شده بودند گروهی آموزش دیده که در این شهرستان به تیم های 3-5نفره تقسیم شده اند و در قسمتهای مختلفی از شهرسکونت میکنند یکی از شاهدان عینی در درود میگوید کسانی که دست به آشوب میزنند اهالی این شهر نیستند

به اصطلاح شاهد عینی :حرکاتی که اینها میکنند معلوم است که مال این شهرستان نیستند آموزش دیده اند سطح شهر میبینم پلاک های مختلف خودرو را میبنم …از نوع آتش زدن بانکها معلومه که اینها آموزش دیده اند

گوینده :اتفاقاتی که در شهرستان درود رخ داده مشابه اش در برخی از شهرهای کشور هم تکرار شد

خبرگزاری حکومتی ایسنا ـ 14مرداد 97:‌

سرکرده کل نیروی سرکوبگر نیروی انتظامی پاسدار حسین اشتری در وحشت از قیام به نیروهای رژیم هشدار داد و با هراس از مجاهدین گفت اقدامات مجاهدین در دهه 60وضعیت ناخوشایندی را رقم زدو همچنین توطئه ها و فتنه هایی در آن سالها رخ داد فکر میکنند با یکسری تحرکات میتوانند پایه های این نظام را متزلزل کنند دشمن هر روز نسبت به گذشته پیچیده تر عمل میکند

برای ایجاد توازن بین ابراز وحشت از واقعیت نقش مجاهدین به‌عنوان نیروی محوری آلترناتیو مردمی و انقلابی، رژیم از طریق وزارت اطلاعات و پادوهاش تلاش می‌کنه از یک طرف با صنعت آلترناتیوسازی مجازی صحنه رو غبارآلود بکنه و از طرف دیگه واقعیت صحنه ایران یعنی نقش روز افزون کانونهای شورشی به مثابه بازوی آلتر ناتیواصلی در صحنه رو کتمان بکنه

نجات رژیم- 18 مرداد 1397

درمقاله ای منتشر شده در رسانه های مجازی رجوی چنین آمده است :
“… درهرگوشه و نقطه‌ای از میهنمان که مردم آزادیخواه فریاد اعتراض سرمی دهند، کانونهای شورشی مجاهدین نقشی محوری و پیشتاز دارند، مگر نه این است که شعار… زنده‌باد آزادی؛ شعار مجاهدین، از زمان رودرویی با رژیم تا به امروز بوده …”؟»
غیر عادی نیست که افرادی از وابستگان رجوی ، کسانی درمیان صفوف مردم حضور داشته باشند وبرای گرفتن ماهی از آب گل آلود ، شعارهایی مطرح کنند که اتفاقا این شعارها ، درتوسعه ی تداوم خود، میتواند خواست مردم معترض را نامشروع جلوه داده وسبب عدم حمایت اکثریت مردم ازاین تظاهراتی (شود) که فعلا پراکنده وباتعداد شرکت کننده ی کم هست —-

پادو وزارت اطلاعات، بریده مزدوری به نام علی اکرامی : چراهیچ شعاری درحمایت از شما درمیان مردم نیست؟
مگر ادعا ندارید که تظاهرات و حرکات اعتراضی مردم را کانون های شورشی شما سازماندهی می کنند، پس شعارهای حمایت از طرف مردم کجاست؟

در مقابل، حرف یکی از مهره‌های رژیم به نام علی زارعی شنیدنی است:

تهران پرس ـ 24/مرداد/1397

علی زارعی نایب رئیس اول کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ارتجاع: این عامل سوم و به تعبیر مقام معظم رهبری «ضلع سوم مثلث» با اهرمهایش که همان «کانونهای شورشی» باشند دیگر نه اصولگرا را میشناسند و نه اصلاح طلب را .همین اهرمها که منافقین آنرا در دهه شصت « هسته های مقاومت» می نامیدند این روزها با پر رویی تمام و با شعار عجیب و ناهنگام «‌ وای به روزی که مسلح شویم» به آتش افکنی در سرمایه بنیادین نظام که همانا نسل جوان این سرزمین باشند، مشغولند… بلکه فرزندان جوان خودمان را به «طعمه منافقین» و کانونهای شورشی آنها تبدیل کردند. بگذریم ! از ماست که برماست

اعتراف به این که پیام و ندای مجاهدین، با پاسخ و اقبال اجتماعی بخصوص در نسل جوان میهن مواجه است، تنها به این یا آن مهره و رسانة رژیم محدود نمی‌شود، بلکه چنان واقعیت غیرقابل انکاری است که حتی آخوند روحانی رئیس جمهور رژیم نیز ناگزیر است در مصاحبة تلویزیونی خود، علنا به آن اعتراف کند:

مجری رژیم : در شرایط سیاسی اجتماعی خاص به هم ریختگی های ایجاد میکنند صحبت از تغییر نظام میکنند و موضوعاتی از این دست ،شما پاسختان چیه و تحلیلتان چیه ؟

 بعضی ها معترض بودند بعضی ها دنبال اغتشاش بودن دنبال سوء استفاده بودن

حتی اعتراض مردم اشکالی نداره تظاهرات مردم هم اگر در چارچوب قانون باشه حق مردم هست منتها نه اینکه یک عده ای پاسخ بدن به یک گروهک

ترس خامنه‌ای و روحانی و مهره‌های  ریز و درشت نظام بر یک واقعیت انکار ناپذیر تکیه داره. این واقعیت که حرکتهای اعتراضی و قیام در مسیر ارتقا و بلوغ خودش به طور روشنتر و آشکارتری نفی کلیت نظام را به نمایش می‌گذارد.

فکر می‌کنم با آنچه گفته شد، نیازی به توضیح بیشتر نیست و نتیجه‌گیری رو به خود شما بینندگان عزیز و آگاه می‌سپارم. تابرنامه دیگر پرونده همگی شما را به خدا میسپارم.

اشتراک گذاری: