علائم فرو ریختن عمق استراتژیک از عراق تا یمن و سوریه – ۲۵شهریور۱۳۹۷

اندازه متن
Aa Aa

علائم فرو ریختن عمق استراتژیک از عراق تا یمن و سوریه – ۲۵شهریور۱۳۹۷

گزارش و گفتگو با رضا هفت برادران

 

تا چندی پیش رژیم در تبلیغات خود در بوق و کرنا می‌دمید که آی… در سوریه پیروز شدیم! و برای در هم کوبیدن مقاومت مردم سوریه در ادلب آخرین شهری که هنوز به دست نیروهای جنایتکار اسد نیفتاده‌ا خط و نشان می‌کشید و در همین رابطه در اجلاس سه جانبه‌یی که ماه گذشته با شرکت رؤسای جمهور روسیه و ترکیه در تهران تشکیل شده بود، روحانی رئیس جمهور رژیم برای حمله همه جانبه به ادلب که در حال حاضر 3میلیون نفر از مردم سوریه در آن جمع شده‌اند و قتل‌عام آنها بی‌تابی نشان میداد. اما اکنون به نظر می‌رسد که پس از یک ماه معادلات در سوریه علیه رژیم تغییر کرده است. گزارشی در این باره:

خبرگزاریها و رسانه‌های جهان خبر می‌دهند که مردم سوریه با وجود ویرانی شهرها و خانه‌هایشان در ابعاد صدها هزار علیه رژیم جنایتکار بشار اسد تظاهرات می‌کنند و بر عزم خود بر پایداری تا سرنگونی رژیم خونریز اسد تاکید می‌ورزند.

یک فعال حقوق بشر و دموکراسی و عدالت جهانی به نام پیتر تاشل از طریق توییت خود از سوریه گزارش داد: «صدها هزار نفر از سوریها تظاهرات صلح آمیزی در شهرها و روستاهای آزاد شده سوریه برگزار کردند و عزمشان برای ادامه انقلاب دموکراتیک و مقاومت در قبال هر حمله یی توسط روسیه، ایران و عروسک خیمه شب بازیشان اسد را ابراز کردند».

در یک توییت دیگر که یک فعال سوری به نام اسد حنا منتشر کرده از تظاهرات عظیم در شهر معرة النعمان در استان ادلب خبر داده که در آن یکی از زنان تظاهر کننده می‌گوید:‌

اینجا معره النعمان است می خواهم به همه نشان دهم به این مردم نگاه کنید هزارن نفرند. صدهازن و کودک و هزاران کودک همه این جا هستند.

همه از استان ادلب هستند.

ما یک پیام روشن داریم ما مذاکره نمی کنیم.

ما نمی بخشیم. و ما با جنایتکاری مانند  بشار اسد آشتی نمی کنیم.

آقای دمیستورا به صدای مردم گوش کنید!

ما همه خواهان سرنگونی رژیم هستیم( شعار الله اکبر مردم تظاهرات کننده .م)

ما همه خواهان سرنگونی بشار هستیم.

به صدای مردم گوش کنید.

الشعب ارید اسقاط النظام. الشعب ارید اسقاط النظام. الشعب ارید اسقاط النظام

همه به این گوش کنید مهم نیست که شما چه کار کنید! مهم نیست که تا کجا با سلاح های خود پیش بروید! ما ادامه می دهیم.

 بشار مهم نیست  چه تعداد دیگر از ما را بکشی! ما پایداری می کنیم .

تازمانی که یک زن باقیست تازمانی که یک کودک باقیست ما ادامه می دهیم به توقول می دهم!

جابری انصاری دستیار ارشد ظریف در امور ویژه سیاسی که اخیرا به بروکسل و مقر اتحادیه اروپا سفر کرده بود در بازگشت طی مصاحبه‌یی گفت که در این سفر با طرفهای اروپای از جمله نماینده اتحادیه اروپا و فرانسه دیدار داشته و در مذاکرات با آنها «درباره مسائل منطقه‌‌ای به ویژه با تمرکز بر بحران‌‌‌های یمن و سوریه و راههای همکاری بین دو طرف ایران و اتحادیه اروپایی برای تسهیل پایان دادن هرچه سریعتر به این بحران‌‌ها به طور مفصل گفت‌وگو» کرده است. (ایلنا 23/6)

جابری انصاری در ادامه تاکید کرد:‌ »سیاست قطعی ایران پایان هرچه سریع‌تر بحران‌‌‌های جاری در منطقه است».

از سوی دیگر در جبهة رژیم مسکو و انکارا شکافهای جدی ایجاد شده که در نتیجة آن رژیم در صحنة روسیه منزوی شده است. روزنامة‌حکومتی ابتکار در شماره امروز خود با اشاره به چرخش صحنة سیاسی در سوریه به زیان رژیم می‌نویسد: اگر با کمک روسیه و ایران، بشار اسد به ظاهر پیروز میدان باشد، اما روند تحولات آتی آنچنان پیچیده است که به احتمال فراوان در آینده با سوریه‌ای متفاوت‌تر از همیشه روبرو خواهیم بود».

ابتکار در ادامه این چرخش تعادل قوا را روشنتر کرده که در بیانیه هفت کشور گروه کوچک (شامل آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، عربستان، اردن و مصر) که طی روزهای اخیر در رابطه با موضوع سوریه تشکیل شده بود بر کاهش اختیارات اسد و قطع روابط او با تهران تاکید شده و در آن آمده است:

اختیارات رئیس جمهور سوریه باید محدود شود و دولت تحت کنترل نخست وزیر بوده و انتخاب نخست وزیر نیز باید بدون نیاز به موافقت رئیس جمهوری صورت بگیرد. همچنین در یکی از مهمترین بندهای این بیانیه یعنی بند سوم از سوی این هفت کشور تصریح شده که دولت سوریه باید تمامی ارتباطات خود را با ایران قطع کند.

با توجه به این تحولات اس که بخشی از رژیم با اذعان به این که ماندن رژیم و نیروهایش در سوریه بجز خسارت حاصل دیگری ندارد، صدای خود را بیش از پیش بلند کرده‌ و خواستار خروج رژیم از سوریه شده‌اند. از جمله صادق زیباکلام از مهره‌های باند روحانی با اشاره به شرایط فوق‌العاده وخیم رژیم در همة‌ زمینه‌ها گفت: این که برخی وقت ها من به دولت حمله می کنم به همین دلیل است که چرا روحانی از این بخش مشکلات نمی گوید؟! چرا نمی گوید بحث نابودی اسرائیل، استراتژی صدور انقلاب و نفوذ در عراق، سوریه، یمن و لبنان و دیگر مناطق نتیجه ای جز این شرایط را در پی ندارد».

علائم فروریختن عمق استراتژیک  از عراق تا سوریه – گفتگوبا رضا هفت برادران

اخباری که گوشه یی از آنها را در گزارشی که پخش شد دیدیم، گویای این است که سمت و سوی تحولات در منطقه به نفع رژیم نیست. در همین مورد گفتگویی داریم با رضا هفت برادران.

س: در گزارشی که دیدیم به اخباری در مورد سوریه پرداخته شد، اما تحولات در عراق مایة نگرانی رژیم است، آیا این تحولات با هم ارتباط دارد؟

ج: حتما ارتباط دارند به خصوص این که این تحولات در هر دو جا از حضور مردم در صحنه شروع شده است. اما اجازه بدهید ابتد اشاره یی به وضعیت به ویژه در عراق و بصره بکنم.

بعد از به آتش کشیدن کنسولگری رژیم در بصره توسط مردم خشمگین رژیم در تبلیغات داخل کشوری آنرا به آمریکا و عریستان نسبت داد ولی در صحنه هم سرکنسول رژیم در بصره و هم سفیرش پاسدار مسجدی گفتند کسی و گروهی را متهم به این کار نمی کنیم تا تحقیقات شود. اما رژیم و ایادیش یک حکومت نظامی در بصره راه انداختند و آنطور که ولید فارس اعلام کرد رژیم و شبه نظامیان حامی اون ده لشکر برای سرکوب مردم بصره گسیل کردند اما باز دیدیم که رسانه ها از جمله اسکای نیوز خبر دادند جوان و مردم بصره بار دیگه تظاهرات خودشون را سر گرفتند.

به همین خاطر است که رژیم خیلی نگران و وحشت زده است و در روزنامه های هر دو باند شاهد این نگرانی هستیم. مثلاً  روزنامه حکومتی رسالت امروز نوشته آخوند پناهیان با اشاره به نقشة نمایشی رژیم برای اربعین از بر هم زدن این بساط ابراز نگرانی کرد و گفت وظیفه ما در محرم 97 مقابله با اختلاف افکنی است.  و یا پاسدار کاظمی قمی روز 23شهریور به تلویزیون رژیم گفت امکان اینکه بازه مشاهد چنین حملاتی علیه رژیم باشند وجود داره.

جالب این است که هم تحولات در عراق شباهت زیاد به جنبش اجتماعی در ایران دارد و هم آن چه رژیم می گوید و واکنشهایی که نسبت به این اعتراضها نشان می دهد عینا شبیه آن چه است که در مورد ایران می گوید.

در سوریه هم هم چنان که در گزارش هم دیدیم اعتراضات گسترده در مناطق مختلف استان ادلب جریان داشت و حرفشان این بود که نه مذاکره می کنیم و نه کوتاه می آییم، بشار اسد جنایتکار باید برود.

در مورد سوریه هم نگرانیها در درون رژیم دیده می شود. نمود این نگرانیها را می توان در رسانه ها دید، علاوه بر موردی که در گزارش آمده بود، روزنامة حکومتی جمهوری هم این نگرانی را بارز کرده و با اعتراف به ایستادگی مقاومت در سوریه ازجمله نوشته است:« معارضینی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند ولی با اتخاذ مواضع تحکم آمیز، گوئی به عنوان پیروز میدان جنگ، مایلند شروط خود را بر همه تحمیل کنند. » بعد در مورد پیامد خواسته ای مقاومت سوریه افزوده:« با مروری به شروط معارضین و تروریست‌ها بهتر می‌توان دریافت که قضیه چیست. سوریه باید روابطش با ایران را قطع کند و نیروهای ایرانی از سوریه خارج شوند. بشار اسد هم از قدرت کناره‌گیری کند »

در مورد یمن هم که سفر جابری انصاری دستیار وزیر خارجة رژیم گویا است که گفته است در مورد یمن مذاکره کردیم. گرچه از محتوای مذاکرات چیزی گفته نشده است اما صحنه هم در خود یمن و هم در صحنة مذاکره و ترکیب کشورهای شرکت کننده نشان از دست پایین رژیم در تعادل قوا در مورد یمن هم دارد.

س: هم در عراق و هم سوریه از سالهای قبل شاهد تظاهرات مردم و ابراز نارضایتی از حاکمان این کشورها بوده ایم، آیا با سرفصل تازه یی مواجه هستیم که شما روی این تحولات تأکید می کنید؟

ج: تظاهرات و اعتراضهای کنونی هم در عراق و هم در سوریه با آن چه قبلا به ویژه سالهای قبل وجود داشت تفاوتهای قابل توجهی دارد.

در مورد سوریه این تظاهرات که ابعاد جمعیتی آن هم بسیار قابل توجه بود بعد از این است که مقاومت در پی جنایات رژیم آخوندی و اسد با مشارکت روسیه در کشتار وسیع مردم باپیروی از روش ضدبشری سرزمین سوخته صورت می گیرد. بسیاری از محافل سیاسی در جهان بر این عقیده بودند که مقاومت در سوریه دیگر به پایان خود رسیده است و با شروع حمله به ادلب خاک سوریه از مقاومت خالی خواهد شد. اما این تظاهرات بسیار گستردة مردمی و شعارهای رادیکال آن که نه مذاکره می کنیم و نه می بخشیم و اسد باید برود بسیاری از ذهنها را دگرگون کرد و صدایی که به نظر می رسید دیگر به جایی نخواهد رسید، شروع برخی تحولات را به دنبال داشته که رژیم را هم به نگرانی واداشته و به راستی هم اگر همین مقاومت و همین پایداری ادامه یابد و بهای پایداری هم پرداخته شود و این چنین سوریه بایستد، جهان هم در کنارشان خواهد ایستاد.

اما در مورد عراق و بصره چند تفاوت مهم وجود دارد:

اولا درجة رادیکالیسم این تظاهرات علیه رژیم آخوند از شعار رژیم ایران اخراج اخراج فراتر رفته و با با حمله به کنسولگری رژیم و آتش زدن آن پیام بسیار دردناکی به رژیم داده شده است.

دوم این که سالهای قبل تظاهرات با دعوت و فراخوان یکی از جریانهای سیاسی موجود در حاکمیت عراق صورت می گرفت، اما این بار این خشم انفجاری اساسا خود انگیخته و برخاسته از شرایط عینی موجود در عراق بود و در شرایطی که انتخابات برگزار شده و احزاب سرگرم تشکیل دولت بودند. این نشان از عمق خشم انفجاری مردم شیعه از رژیم آخوندی و دست اندازیهای آن در عراق و اشغال پنهان این کشور است. آن هم در مراکز شیعه که رژیم این مناطق را مناطق آزاد شده برای خودش و شکارگاه اختصاصی خودش تلقی می کند.

در مورد یمن هم در ادامة سه سال جنگ شاهد تحولات تازه یی هستیم که در توضیحات ابتدای صحبت به آن اشاره کردم که نشان می دهد رژیم دست پایین را در تعادل قوا دارد. اعلام مواضع دولت آمریکا مبنی بر پشتیبانی کامل از ائتلاف عربی در یمن خودش یک تحول محسوب می شود. هم چنین هشدار کاخ سفید که اگر بر اثر هر اقدامی که منافع آمریکا در یمن را به خطر بیندازد آمریکا رژیم آخوندی را مسئول آن می داند و البته قبلا در مورد عراق تأکید کرده بود که در این صورت واکنش سریع و قاطع نشان خواهد داد.

س: از این وضعیت چه نتیجه یی می گیرید؟

ج: برای پاسخ بهتر است کمی از بالاتر به صحنه نگاه کنیم. رژیم در چه شرایطی با این وضعیت مواجه شده است.

اولا در داخل ایران سنگینی و خطر شرایط انفجاری بیش از هر زمانی روی رژیم احساس می شود. به طوری که «آخوند سعیدی در نمایش جمعه قم گفت: بدبینی به سپاه و فعالیتهای دفاعی سپاه بدبینی به دولت به مجلس به قوه قضائیه به نهادها به بنیادهای انقلابی چیز بسیار خطرناکیه.» و «و حسین کمالی وزیر کار دولت رفسنجانی گفت اگر به خواستة تغییر مردم توجه نشه خطر تغییرات خشونت بار افزایش پیدا می‌کند و جامعه ایران به سمت رویکردهای رادیکال حرکت خواهد کرد». »

ثانیا از نظر فشارهای جهانی و منطقه یی رژیم در آستانة عبور از سه سرفصل زمانی تعیین کننده قرار دارد.

اول 4مهر، جلسة شورای امنیت برای رسیدگی به دخالتهای منطقه یی رژیم یک روز پس از سخنان روحانی در مجمع عمومی

دوم 9مهر، پایان مهلت اف ای تی اف برای انتقال رژیم از لیست خاکستری به لیست سیاه که پیامدهای آن را بهتر از هرکس کارشناسان و مهره های باندهای رژیم توضیح داده اند.

سوم و مهمتر از اینها 13آبان، سرفصل آغاز تحریمهای نفتی و بانکی رژیم که کارشناسان نظام مثل زیباکلام آن را باعث بند آمدن نفس رژیم یا همان خفگی اقتصادی که نظام به زانو درآمده را به پای میز مذاکره کشاند، می دانند.

حالا شرایط منطقه یی را هم که توضیحاتش را دادم، اضافه کنید ببینید رژیم چه وضعیتی قرار می گیرد. در یک کلام نشانه های کاملا از دوران پایانی خبر می دهند.