بحران بی آیندگی- گزارش خبری

اندازه متن
Aa Aa

گزارش خبری:بحران بی آیندگی

این روزها از طرف مقامات و مهره های رژیم اعترافاتی میشه که بیان هرکدومشون حتی تا یکسال قبل در نظام جرم و مخالفت با نظام و شخص ولی فقیه به حساب می آمد اما این روزها این اعترافات خیلی رایج شده.

مثلا تاجزاده معاون سیاسی وزارت کشور آخوند خاتمی گفته بود یکی از بزرگترین اشتباهات ما وارد کردن ولایت مطلقة فقیه در قانون اساسی بود. جالب است که نوک تیز این اعترافات متوجه ولی فقیه و اختیارات نا محدودشه. جای این سوال هست که چه شده مهره های نظام که همه وفاداریشون برای حفظ نظام را به اثبات رسوندند چنین اعترافاتی می کنند؟

گزارش کوتاهی در این زمینه:

جبار رحمانی یک کارشناس حکومتی خروجی بحرانهای بزرگ اقتصادی را که برای مردم رخ داده «نوعی بی اعتمادی نسبت به آینده» توصیف کرد و در تشریح وضعیت موجود براساس واکنش مردم گفت: «شاید بتوان این را که حاکمان کنترل جامعه را از دست داده اند، به‌کار برد».

این کارشناس حکومتی در ادامه، رژیم را دچار «بحران بی آیندگی» دانسته و افزود«رفع بحران بی آیندگی و هراس از آینده را نمی توان با وعده ها و سخنرانی ها و گزارش های صوری حل کرد. لذا گفتاردرمانی توسط سیاسیون و مدیران نیز ناکارآمد شده است».

آخوند محمد خاتمی نیز به چشم انداز این «ناکارآمدی» و «بحران بی آیندگی» نظام اذعان کرده وگفت:«وقتی جامعه از وضع موجود ناراضی شد و به هیچ وجه حرفش شنیده نشد و به نیازها و پرسش‌هایش توجه نشد و راه گفت‌و‌گو و نقد کردن و آزادی بیان و عمل قانونی بسته شد، خود بخود یا کودتا می‌شود یا به صورت انقلاب در می‌آید».

آخوند خاتمی که در جمع مهره های نظام موسوم به «ایثارگران و جانبازان» سخن می گفت، اما فائزه هاشمی دختر رفسنجانی و عضو سابق مجلس ارتجاع در جستجوی راه برون رفتی برای نظام به یورونیوز می گوید« با سیاست های سالهای اول انقلاب، نمی توان کشور را اداره کرد».

او در ادامه «علت وضعیت فعلی اقتصادی و سیاسی» نظام را «در سیاست های کلان حکومت به خصوص سیاست های خارجی» دانست و افزود:« اینقدر وضعیت حاد شده که آقای مصباح یزدی می گوید به اندازه انگشتان یک دست هم دوست در دنیا نداریم».

جالب است که آخوند یونسی نیز سرکوب را که در کانون سیاستهای رژیم قرار داشته زیر سوال برده و می گوید« به اطلاعاتی‌ها توصیه می‌کنم در مقابل مردم قرار نگیرند. در داخل کشور از مقابل مردم قرارگرفتن به‌شدت پرهیز کنند».

این کارگزارن رژیم که در سطوح مختلف حکومتی دست اندرکار خدمت به نظام ولایت فقیه بوده اند بعد از شرح دردهای نظام اغلب وقتی از راه حل صحبت می‌کنند، در یک موضوع مشترکند. تغییر ساختار نظام!

آخوند محمد خاتمی گفت:« باید روش‌ها و سیاست‌ها عوض شود و در ساختار نظام اصلاحاتی رخ دهد».

فائزه هاشمی نیز اذعان کرد:

« باید بپذیریم که اشتباه کرده ایم و اگر در دوره ای این سیاست ها درست بود و جواب می داد الان جواب نمی دهد. راه دیگری نداریم».

و جبار رحمانی ضمن اعتراف به اینکه « هیچ نظام توجیهی درستی برای این که مردم چرا باید این همه هزینه بدهند، وجود ندارد » نسبت به تداوم وضع موجود هشدار داد و گفت «فروپاشی جامعه، واقعیت تلخی است که می تواند به سادگی و در صورت تداوم این وضع، به تحقق برسد».

«اصلاح ساختار نظام»

یعنی تجدید نظر در اختیارات ولی فقیه و محدود کردن او. طرح چنین خواسته یی، در وحشت از شرایط بغرنج بین المللی و وضعیت انفجاری جامعه خود از علائم دوران پایانی نظام است و خامنه ای چه به این توصیه ها عمل کند و چه نکند، نتیجه یکی است، نظام رفتنی است.