رومن رولان – ترانه دختر شورشی- هنر اعتراضی

اندازه متن
Aa Aa

هنراعتراضی شماره 21

باز هم ماییم و شما و دنیای هنر اعتراض، هنر متعهد و بارور کننده ی ارزشها… وقتتون رو به بدین ما هم تلاش میکنیم لحظات خوبی رو براتون فراهم کنیم.

رومن رولان نویسنده بزرگ و سیاستمدار انسان دوست رو اغلب می‌شناسیم و رمان ژان کریستف رو اگه نخونده باشید احتمالا نامش رو شنیدید. رومن رولان نویسنده بزرگ فرانسوی در سال ۱۸۶۶ متولد شد و عمر هفتاد و هفت ساله خودش آثار گرانبهایی رو در ادبیات خلق کرد. توضیحات بیشتر رو می‌سپرم به میان پرده‌ای که تا لحظاتی دیگه در این رابطه خواهیم دید.

رومن رولان در ۲۶ ژانویه ۱۸۶۶ در شهر کلامسی در ناحیه بورگونی فرانسه، در خانوده ای جمهوریخواه و پروتستان به دنیا آمد. در نوجوانی همراه خانواده اش به پاریس نقل مکان کرد. او در دبیرستان تاریخ هنر و همچنین آثار نویسندگان بزرگ مانند شکسپیر و ویکتور هوگو را مطالعه می‌کرد.

وی در 1886 در دانشسرای عالی پذیرفته شد. او همچنین تاریخ موسیقی را در دانشگاه سوربن مطالعه کرد. در 1889 به ایتالیا رفت و در رشته باستانشناسی تحت تاثیر شاهکارهای هنری دوره رنسانس و شاهکارهای میکل آنژ قرار گرفت. مجموعه این مطالعات از او انسانی فرهیخته با روحی عارفانه و قلبی انسان دوست ساخت.

اولین آثار او نمایشنامه هایی سیاسی بودند. رومن رولان در 1898 نمایشنامه گرگها را نوشت که داستان  محکوم کردن یک انسان بیگناه ، در راستای منافع یک سیاستمدار بود.

او با نگاه تیزبین به انقلاب کبیر فرانسه، پایمال شدن ارزشهای انسانی که بخاطر آن توده های مردم انقلاب کردند را  در دوکتاب دانتون و روبسپیر برجسته می کند.

تحریر کتاب زندگی بتهوون موفقیت و شهرت بسیار بیشتری برای رومن رولان آورد. چرا که در آن اثر تحقیقی، رولان به محتوای آثار موسیقی بتهوون، و به اندیشه های او پرداخت.

رولان از سال ۱۹۰۴ تا ۱۹۱۲ دست به انتشار رمان معروف و ده جلدی ژان کریستف زد.

محتوی این کتاب در واقع زندگی نسل خود او در اروپا است که درکشاکش موضوعات اجتماعی و سیاسی دست وپنجه نرم می کند.

رومن رولان در ستل1916 جایزه ادبی نوبل جهان رو از آن خودش کرد.

او به دعوت ماکسیم گورکی در سال۱۹۳۵ به شوروی رفت و با او ملاقات کرد.

رولان در بین سالهای ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۴ رمان جان شیفته را منتشر کرد و سر انجام چند ماه پس از آزادی کشور فرانسه از اشغال آلمانها در سال 1944 درگذشت. نام او به عنوان یک نویسنده انساندوست در تاریخ به یادگار مانده است.

 

احساس خوب بر خلاف آب رفتن

با رنجهای  مردمانت  خواب رفتن

احساس خوب عشق ورزیدن به انسان

تنها صفات خوب را دیدن به انسان

احساس بر یک قلب زخمی مرهمی باش

در ظلمت این نیستی ها تو کمی باش

احساس خوب معذرت میخواهم از تو

قول کمی لبخند حتمی خواهم از تو

احساس خالی بودن از کینه به انسان

سرشار از یک عشق دیرینه به انسان

با خود نمیگویی  بدم می آید از او

حتی بدی را هم نمی بینی بد از او

خالی شدن از  هر چه من از خویش، شوقِ

احساس اول من نگویی هیچ موقع

با خنده ات در باغ دلها گل بکاری

بین دو قلب دور از هم پل بکاری

احساس جز بر عشق بر چیزی نبالی

اصلا خودت را طی کنی با بیخیالی

من این همه احساس را از او گرفتم

این تابش الماس را از او گرفتم

 

در بخش موسیقی برنامه امروز با یه سلام پرشور به همه‌ی کانون‌های شورشی در سراسر ایران میخوایم به ترانه‌یی گوش کنیم به نام “Rebel Girl یا «دختر شورشی».

جو هیل سخنگو و رهبر  اتحادیه کارگران صنعتی جهان در امریکا بود. او دوستی داشت به نام الیزابت گرلی  فیلین که یکی از فعالان پرشور این جنبش بود و الهام بخش این شعر شد. زمانی که این شعر سروده شد، جو هیل در زندان بسر می برد. شعر دخترشورشی سپس توسط الیا هانسن تبدیل به یک ترانه شد و در مرکز شهر سالت لینک جایی که جو هیل رهبر اتحادیه در زندان بسر می‌برد به اجرا دراومد. با هم می‌شنویم ترانه ی  Rebel Girl یا دخترشورشی رو….

 

There are women of many descriptions In this cruel world, as everyone knows.

در این جهان بی‌رحم، زنانی با توصیفات بسیار وجود دارند ، هم‌چنان که همه می‌‌دانند.

Some are living in beautiful mansions, And are wearing the finest of clothes.

برخی در عمارت‌های زیبا زندگی می‌کنند و فاخرترین لباس‌ها را می‌پوشند.

There’s the blue blooded queen or the princess,

آنها ملکه یا شاه‌زاده‌هایی با خون آبی هستند.

Who have charms made of diamonds and pearls

کسانی که افسون‌هایی ساخته از الماس و مروارید دارند

But the only and thoroughbred lady Is the Rebel Girl.

اما زن  یگانه و بااصالت دختر شورشی‌ست.

CHORUS

She’s a Rebel Girl, a Rebel Girl!

او دختر شورشی‌ست، یک دختر شورشی!

She’s the working class, the strength of this world.

او طبقه‌ی کارگر، قدرت این جهان است.

From Maine to Georgia you’ll see Her fighting for you and for me.

از مین تا جورجیا مبارزه‌اش را برای تو و من خواهی دید.

Yes, she’s there by your side with her courage and pride.

آری، او در کنار توست با شجاعت و غرور

She’s unequaled anywhere.

او در  همه جا  بی‌نظیر است.

And, I’m proud to fight for freedom With a Rebel Girl.

و من افتخار می‌کنم به مبارزه برای آزادی همرا با یک دختر شورشی.

Though her hands may be hardened from labor

اگرچه ممکن است دستانش از کار زبر شده باشد

 And her dress may not be very fine

و لباسش شاید خیلی خوب نباشد

But a heart in her bosom is beating

اما قلبی در سینه‌اش می‌تپد

That is true to her class and her kind.

که حقیقت طبقه و هم‌نوع اوست.

And the bosses know that they can’t change her

و کارفرمایان می‌دانند که نمی‌توانند او را تغییر بدهند

She’d die to defend the worker’s world.

او در دفاع از جهان کارگر می‌خواهد جان بسپارد.

And the only and thoroughbred lady Is the Rebel Girl.

و بانوی یگانه و بااصالت دختر شورشی‌ست.