خودمختاری کردستان ایران-طرح شورای ملی مقاومت قسمت اول

اندازه متن
Aa Aa

خودمختاری کردستان ایران-طرح شورای ملی مقاومت قسمت اول- ۱۲ آبان ۱۳۹۷

سلام به شما بیننده گان عزیز ،سرزمینی به نام ایران ، سرزمین اقوام مختلف فارس و کرد و ترک و بلوچ و عرب و ترکمن

با زبان و آداب و رسوم خاص خودشان ،

زیبایی ایران به همینه که علاوه بر جغرافیای چهار فصلش اقوام مختلفی را در خودش جا داده ،

اما ستم مضاعفی هم در کار است ستم مضاعف بعنی ستم دو چندان و ۲ برابر ،

خودمختاری – قسمت اول – ۱۲ آبان ۱۳۹۷

درباره طرح شوراي ملي مقاومت براي خودمختاری کردستان ايران

قسمت اول-پيشينه ها

سرزمینی به نام ایران! سرزمین اقوام مختلف. فارس و کرد و ترک و بلوچ و عرب و ترکمن با زبان و آداب و رسوم خاص خودشون.  زیبایی ایران به همینه که علاوه بر جغرافیای چهار فصلش، اقوام مختلفی رو هم در خودش جا داده.

اما چون ستم مضاعف هم در كار است.

ستم مضاعف يعني ستم دوچندان و دو برابر

منظور اين است كه در حاكميت شاه و شيخ، يكبار همة مردم ايران از هر قوم و نژاد و با هر دين و مذهب، اعم از زن و مرد تحت سركوب و ستم هستند. يكبار هم مثلاً بخاطر جنسيت يعني زن بودن كه تقريباً نصف مردها حساب ميشوند. يكبار هم بخاطر مليت و قوميت دست دوم محسوب ميشوند و تحت ستم مضاعف قرار ميگيرند.

-مثلاً از حق آموزش و تحصيل به زبان مادريشان محروم هستند.

از اينكه آزادانه طبق آداب و فرهنگ و سنتهاي خودشان زندگي كنند محروم هستند.

بطور سيستماتيك از اداره امور داخلي خودشان هم محروم نگه داشته شده اند.

ارگان قانونگذاري براي اداره امور داخلي خودشان ندارند. از اينكه انتظامات و امور انتظامي منطقه خودشان را بعهده داشته باشند محروم هستند.

بطور سيستماتيك، در منطقه آنها، مثلاً بلوچستان يا كردستان، سرمايه گذاري كمتري صورت گرفته و توسعة اقتصادي و اجتماعي آنها يك مدار عقب تر است .  در واقع بهتر است بگوييم عقب تر نگه داشته شده اند چون دست دوم محسوب شده اند.  

پس صورت مسأله اين است كه در عين حفظ تماميت ايران، در عين حفظ تماميت ارضي و يكپارچگي و وحدت ملي، براي رفع ستم مضاعف و براي اينكه هيچ ايراني دست دومي وجود نداشته باشد، چه بايد كرد؟  

جوابهاي شاه و شيخ به اين سؤال روشن است و در عمل آزموده شده و با يك نگاه به تاريخ صد ساله معاصر ايران ميتوان آنرا دريافت كه جز سركوب و ستم مضاعف چيزي نبوده .

شاه و شيخ نه فقط كمترين حقي براي اقوام مختلف ايران قائل نبودند و نيستند، نه فقط رفع ستم مضاعف را لازم و ملزوم و لازمة وحدت ملي و تماميت ارضي و يكپارچگي نميدانستند، بلكه هرگونه حق طلبي را هم با برچسب تجزيه طلبي سركوب كرده اند.

تصاویر اعدام جنایتکارانة جوانان کرد در همون سال اول پیروزی انقلاب ضد سلطنتی، از اذهان پاک نشده، محرومیت مضاعف مردم کرد هنوز هم بیداد میکنه و هر روز خبر کشته شدن کولبران محروم منتشر میشه. درد و رنجی بی پایان که دل هر ایرانی آزاده ای رو به درد میاره.  

اما در ایران آینده چی؟ منظورم در ایران پس از سرنگونی آخوندهاست؛ اجازه بدین پاسخ رو از زبان خانم مریم رجوی بشنویم:‌

زیرنویس: سخنرانی مریم رجوی در گردهمایی بزرگ مقاومت – ویلپنت پاریس – ۹ تیر ۱۳۹۷

افکت خواهر مریم: ما به پی‌ریزی جامعةی فرا می‌خوانیم که تار و پودش آزادی،‌ دموکراسی و برابری است. هم‌چنین مرزبندی با استبداد و وابستگی و تبعیض جنسی و قومی و طبقاتی است. ما از برابری زن و مرد، از حق انتخاب آزادانه پوشش، از جدایی دین و دولت، از خودمختاری ملیت‌ها، از تساوی حقوق سیاسی و اجتماعی کلیه افراد ملت ایران، از لغو اعدام، از آزادی بیان، احزاب، مطبوعات و اجتماعات، از آزادی اتحادیه‌ها، انجمن‌ها، شوراها و سندیکاها دفاع کرده‌ و دفاع می‌کنیم.

طرح ۱۲ماده‌یی شورای ملی مقاومت برای خودمختاری کردستان ایران که ۳۵سال پیش تصویب و اعلام شده، هنوز هم یکی از جامع‌ترین الگوهای جهانی است. و سرانجام ایران آزاد، یک ایران غیراتمی، در همزیستی مسالمت‌آمیز، با همکاریهای‌ منطقه‌‌یی و بین‌المللی است.

این است سیمای یک جایگزین دموکراتیک در برابر حاکمیت آخوندی و هر گونه دیکتاتوری.

بله! این تصویر ایران فردای ما با مریم رجوی و شوراي ملي مقاومت ايران است.

راستي طرح شوراي ملي مقاومت براي خودمختاري کردستان ايران كه خانم رجوي آنرا  یکی از جامع ترین الگو های جهانی معرفی کرد؛ این طرح چیه؟

چه موادی داره؟

پیشینة اون چیه و در چه شرایطی به تصویب رسیده؟

آيا اين يك طرح  خلق الساعه است يا در رنج ها و مبارزات و رزم و خون فرزندان ايران زمين ريشه دارد؟

آيا اين طرح مشتي الفاظ يا رديف كردن كلمات خوب در كنار هم است يا  محصول يك پروسه مبارزاتي مشخص است؟

اين برنامه تلاشي برای پاسخ به همين سوالات است .

 

در مورد پيشينه طرح خودمختاري بايد به ابتداي حاكميت خميني در سال 1357 برگرديم.

در جريان انقلاب ضدسلطنتي و بعد از سقوط رژيم شاه، كردستان هم مثل ساير مناطق و استانهاي ايران قيام كرده بود. اما بهار آزادي در كردستان خيلي زودگذر بود. چون هنوز يكماه نشده، درگيريها و سركوب در اواخر اسفند همان سال شروع شد و بي وقفه ادامه پيدا كرد كه تا همين امروز هم ادامه دارد.

اما در ابتداي انقلاب ضد سلطنتي، خميني خيلي عجله داشت كه جمهوري اسلامي را سريعاً به رفراندم بگذاره و در حاليكه در اوج محبوبيت بود، بقول خودش نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر، از تصويب مردم بگذرونه . از اينرو سريعاً رفراندم را ترتيب دادند که در اون دو گزینه وجود داشت؛ جمهوری اسلامی، آری یا نه! اما خمینی مشخص نکرده بود که منظورش از جمهوری اسلامی دقيقاً چيه و چه محتوايي داره. عامة مردم هم نميدونستند كه  قصد داره حكومت آخوندي و ولایت فقیه رو تحت نام اسلام قالب کنه.

براي آشنايي با نظرگاه و رويكرد و جوابهاي خميني به مسائل مختلف از يك طرف ، و براي شناخت مواضع مجاهدين به عنوان آنتي تز خميني كه بعدا در شوراي ملي مقاومت و برنامه و مصوبات اون مدون شده،  بهتره رشته كلام را به برادر مسعود در كتاب استراتژي قيام و سرنگوني بسپاريم:

 

خميني تا 10روز قبل از آمدن به ايران، از «حكومت اسلامي» دم مي زد و كلمة جمهوري و حاكميت جمهور مردم براي او بسيار نامأنوس بود. هم‌چنان‌كه اشاره كرديم شعار وحدت‌گرايانة او «همه باهم» نيز به دور از ميدان عمل مبارزاتي و عاري از ارائه خط‌مشي و برنامه و آلترناتيو مشخص بود. از معرفي شوراي به‌اصطلاح انقلاب و دولتي هم كه دوماه‌ونيم قبل از آن در نيمة آبان1357 مخفيانه تشكيل داده بود، طفره مي‌رفت و آن را از ميليونها مردمي كه در خيابانها براي او شعار مي‌دادند، قوياً مخفي نگه‌مي‌داشت.

در سوم بهمن 1357 روزنامه‌هاي آن زمان نخستين گفتگوي او با خبرنگاران ايراني را دربارة «حكومت اسلامي» و اين‌كه در آن «ديكتاتوري وجود ندارد» منتشر كردند. به برخي سوال و جوابها و دجاليتي كه در آن موج مي‌زند، توجه كنيد:

«سوال:… آيا اعضاي كميته شوراي انقلاب اسلامي و دولت قبلاً معرفي خواهد شد يا نه؟

جواب:… در بهشت زهرا راه خود را اعلام مي‌كنيم و حرفهايي را كه بايد مقدمتاً زد، خواهم زد.

سؤال: حضرت آيت‌الله ممكن است بفرماييد شكل طبقاتي اين كميته‌ اسلامي چگونه خواهدبود و آيا نماينده‌يي از طبقة كارگر و روشنفكر در آن خواهد بود يا اكثريت اعضاي كميته از روحانيون خواهند بود؟

جواب: نخير از روحانيون نخواهد بود. روحانيون مثل ساير طبقات نماينده خواهند داشت.

سؤال: ممكن است خطوط اصلي اين حكومت اسلامي را در زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي بفرماييد؟

جواب: اينها اموري نيست كه بتوانم آنرا براي شما تشريح كنم…

سؤال: منظورم اين است كه در حكومت اسلامي ملي‌شدن صنايع قطعي خواهد بود يا هنوز معلوم نيست و آيا ابزار توليد در دست دولت خواهد بود.

جواب: آن‌هم بايد مورد مطالعه قرارگيرد.

سؤال: در مورد آزادي بيان و عقيده شما چه حدودي را در نظر داريد و آيا فكر مي‌كنيد بايد محدوديتهايي قايل شد؟

جواب: اگر چنان‌چه مضر به حال ملت نباشد، بيان همه‌چيز آزاد است. چيزهايي آزاد نيست كه مضر به حال ملت ما باشد.

سؤال: آيا فكر مي‌كنيد گروههاي چپ و ماركسيستهايي كه در ايران هستند…

خميني قبل از پايان سوال خبرنگار جمله او را قطع مي‌كند و جواب مي‌دهد:

اگر مضر به حال ملت باشد جلوگيري مي‌شود و اگر نباشد، فقط اظهار عقيده باشد، مانعي ندارد.

سؤال: نقش زنان در حكومت اسلامي چگونه خواهد بود؟ آيا در امور كشور شركت خواهند داشت؟ مثلاً آيا وزير خواهند شد، البته اگر استعداد و لياقت نشان بدهند؟

جواب: اينها بسته به اين است كه حكومتي كه پيش مي‌آيد تكاليف را معين كند. الان وقت اين حرفها نيست.

سؤال: چون مرا به عنوان يك زن پذيرفته‌ايد، اين نشاندهندة اين است كه نهضت ما، نهضتي مترقي‌ست، ولي ديگران كوشيده‌اند آن‌ را عقب‌مانده نشان دهند. فكر مي‌كنيد آيا زنان ما حتماً بايد حجاب داشته باشند؟ و مثلاً روسري روسر داشته باشند؟

جواب: اما اين‌كه شما را پذيرفتم، بنده شما را نپذيرفتم، شما آمديد اين‌جا و من نمي‌دانستم شما مي خواهيد بياييد اين‌جا كه پذيرفتم…

سؤال: فكر مالكيت در حكومت اسلامي و به‌خصوص مالكيت ارضي چگونه خواهد بود؟

جواب: اينها بعدها روشن خواهد شد.

سؤال: به نظر شما وضع روزنامه‌ها چگونه بايدباشد؟ جواب: روزنامه‌هايي كه مضر به‌حال ملت نباشند و روزنامه‌هايي كه نوشته‌هايشان گمراه‌كننده نباشد آزادند.

سؤال: بر اساس نامه‌ها و تلفن‌هايي كه مي‌شود، بعضي‌ها مي‌گويند كه ما از زير چكمه استبداد به زير نعلين استبداد مي‌رويم.

جواب: آنها عمال شاه هستند. آنها كه اين حرف‌ها را مي‌زنند،  سالهاست كه مي‌زنند و اينها را شاه به آنها ديكته كرده است و آنها به شما مي‌گويند،  براي اينكه بخواهند شاه را برگردانند. به آنها بگوييد شاه ديگر بر‌نمي‌گردد و شما اگر حكومت اسلامي را ببينيد خواهيد ديد كه ديكتاتوري در اسلام اصلاً وجود ندارد».

خميني 4روز بعد از ورود به تهران بازرگان را در 16بهمن57 به‌عنوان نخست‌وزير دولت موقت معرفي كرد و مهمترين كار اين دولت را انتخابات مجلس مؤسسان شمرد:

 

«ما به‌واسطه اتكاء به اين آراي عمومي كه شما الان مي‌بيند و ديديد تاكنون كه آراي عمومي با ماست و ما را به عنوان زعامت  بفرماييد يا به رهبري همه قبول دارند از اين جهت ما يك دولتي را معرفي مي‌كنيم رئيس دولتي را معرفي مي‌كنيم موقتاً دولتي تشكيل ِبدد كه هم به اين آشفتگيها خاتمه بِدد و هم يك مسألة مهمي كه مجلس مؤسسان است، انتخابات مجلس مؤسسان را درست كند و مقدمات او را درست كند و مجلس مؤسسان تاسيس بشد و همين‌طور مجلس انتخابات هم درست بشد لهذا ما دولت موقت را تعيين كرديم و از خداي تبارك و تعالي مي‌خوام كه توفيق بدد به آقاي مهندس بازرگان كه اين مأموريت را به وجه احسن انجام بدهد».

روز بعد متن مكتوب حكم نخست وزيري بازرگان هم منتشر شد. در اين حكم كه به تاريخ 6ربيع‌الاول سال1399 هجري قمري‌‌15بهمن57 يعني در سومين روز ورود خميني به تهران‌‌ نوشته شده است، خميني خطاب به بازرگان كه او را «مأمور تشكيل دولت موقت» كرده است، مي‌گويد:

«ترتيب ادارة امور مملكت و خصوصاً انجام رفراندم و رجوع به آراي عمومي ملت در باره تغيير نظام سياسي كشور به جمهوري اسلامي و تشكيل مجلس مؤسسان از منتخبين مردم جهت تصويب قانون اساسي نظام جديد و انتخاب مجلس نمايندگان ملت بر طبق قانون اساسي جديد را بدهيد».

بنابراين علاوه بر اداره امور جاري كشور، دولت موقت سه‌ وظيفه دارد:

1-انجام رفراندم دربارة تغيير نظام سياسي كشور به جمهوري اسلامي

2-تشكيل مجلس مؤسسان جهت تصويب قانون اساسي

3-انتخاب مجلس نمايندگان ملّت

مي‌بينيد كه يك هفته قبل از سقوط رژيم شاه در 22بهمن، هم رفراندم و هم «جمهوري اسلامي» از پيش تعيين تكليف شده بود.

خميني:

«به مجرد اين‌كه اين نظام به‌هم بخورد جايگزين آن را ما داريم. و يك نظام اسلامي، جمهوري اسلامي متكي به آراي عمومي و متكي بر قوانين اسلام».

دو هفته بعد از 22بهمن هم خميني در روز 9 اسفند اعلام كرد:

«آن چه اين‌جانب به آن رأي مي‌دهم جمهوري اسلامي است… نه يك كلمه زياد و نه يك كلمه كم»!

روز بعد، پس از رسيدن به قم بلادرنگ گفت:

«آنها كه در نوشته‌جاتشان از جمهوري دم مي‌زنند جمهوري فقط، يعني اسلام نه. آنهايي كه جمهوري دموكراتيك مي‌گويند يعني جمهوري غربي، جمهوري اسلامي نه! آنها مي‌خواهند باز همان مصايب را با فرم ديگه براي ما به‌بار بياورند».

يك روز قبل از ميتينگ بزرگ مجاهدين در خزانه در 4خرداد58 خميني باز هم شخصاً به صحنه آمد و براي نفي دموكراسي و دموكراتيسم و براي آببندي‌كردن اسلام دموكراتيك و جمهوري دموكراتيك اسلامي كه حرف مجاهدين بود و بازرگان هم از آن حمايت كرده بود، گفت:

«هركس جمهوري را بخواهد دشمن ماست براي اينكه دشمن اسلام است. هركس پهلوي جمهوري اسلامي، دموكراتيك بگذارد اين دشمن ماست. هركس جمهوري دموكراتيك بگويد، او دشمن ماست. براي اين‌كه معلوم است اسلام را نمي‌خواهد، ما اسلام را مي‌خواهيم».

 

پنج روز بعد از آنكه در 9اسفند57 خميني جمهوري اسلامي‌اش را با حكمِ نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر، اعلام كرد، بيش از يك ميليون نفر از مردم تهران در 14 اسفند به مزار مصدق شتافتند. پدرطالقاني كه نخستين سخنران بود، با بياناتي بسيار رسا و شيوا از مصدق به عنوان «مرد ملّت» و «مرد نهضت» تجليل كرد و اين‌كه چگونه مانند حضرت موسي در دربار يا پيرامون دربار قاجار بزرگ شد اما تحول پيداكرد و مرد ملّت شد. مانند پزشكي ماهر بر روي نقطه درد انگشت گذاشت كه همان نفت و ملي‌كردن آن بود. «نام او براي دشمنان ملّت وحشت‌انگيز بود».

«در مقابل ملت مثل خاك خضوع مي‌كرد…. اما در مقابل استعمار قوي انگليس كه سيطره اش تمام دنيا را گرفته بود، مثل شير مي غريد»….

پدرطالقاني همچنين خاطره‌يي از يك ديدار خصوصي خودش با كاشاني را نقل كرد و گفت، روزي كه گفتگو بود در بين مردم كه كاشاني از زاهدي حمايت مي‌كند و توطئه‌يي دركار است «پنهاني رفتم منزل ايشان. او در اتاقش تنها بود. بريده‌يي از خربزه در دست داشت به عنوان تعارف جلو من گرفت. گفتم حضرت آقاي آيت‌الله دارند زيرپايت خربزه مي‌گذارند. مواظب باش! گفت اين‌طور نيست من حواسم جمع است…»‌‌[1]‌‌ پدرطالقاني سپس به تفصيل توضيح داد كه چگونه شيطان و هواي نفس باعث جداشدن كاشاني از مصدق گرديد و اين طبعاً براي دارودسته خميني بسيار گزنده بود.

وقتي پس از پدرطالقاني نوبت به من رسيد، از جانب مجاهدين در برابر يك ميليون نفر از مردم تهران جواب «جمهوري اسلامي» مورد نظر خميني را دادم  و گفتم:

«تصويب آن در شكل رفراندم پيش‌بيني‌شده از طرف دولت، از پيش محرز است». اما «ما مي‌گوييم جمهوري اسلام بله، ولي سوء‌استفاده ارتجاعي از اسلام نه.

برهمين اساس فكر مي كنيم كه خصايص ضد استعماري، ضد ديكتاتوري و ضد ارتجاعي اين جمهوري، كه بايستي حافظ حقّ و حقوق تمامي مردمي باشد كه در سراسر اين كشور زندگي مي‌كنند، مبرمترين خصايص اين جمهوري است، كه اين جمهوري به‌خصوص بايد در نهايت عدل بلكه بيشتر، و در نهايت قسط، تمام آزاديهاي سياسي و اجتماعي را در مورد طبقات و نيروهاي مختلف افاده كند. هم‌چنين تأكيد بر نقش اجتماعي مستضعفين و طبقات محروم‌‌كارگر و دهقان‌‌ جامعه را در صدر برنامه خويش قرار بدهد. والا بديهي است كه بر حسب بيان صريح سوره ماعون: «اگر منع ماعون نموده و يا باصطلاح آلات و ابزار زندگي و توليد و منافع آنها را منحصر به قشر و طبقه بخصوصي بكنيم. تكذيب دين و تكذيب اسلام است».

با توجه به سوء‌استفاده خميني از كلمه اسلام و مترادف‌كردن آن با ارتجاع و ديكتاتوري ولايت فقيه و بهره‌كشي، ما در نقطه‌ مقابل او عمد داشتيم كه بر محتواي واقعي و روح اصيل اسلام كه ضداستبدادي و ضداستثماري و مبشر آزادي است تاكيد كنيم. به‌اين‌ترتيب خميني را به‌لحاظ ايدئولوژيك خلع سلاح و دجاليت او را افشا مي‌كرديم و او از همين به‌غايت مي‌سوخت.

رويارويي با خميني بر سر رفراندم

دجاليت ديگر خميني اين بود كه شركت‌كنندگان در رفراندم را بين رژيم سلطنتي و جمهوري اسلامي مخير مي‌كرد. بنابراين در برابر تبليغات شبانه‌روزي خميني و دستجات چماقدار و «حزب‌اللهي» او كه به تازگي ميدان‌دار شده و در همه‌جا عربده مي‌كشيدند «حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله»، مجاهدين بار ديگر در 27 اسفند57 دربارة «رفراندوم و نحوه استقرار جمهوري اسلامي» اعلام كردند كه:

اسلام و جمهوري اسلامي صرفنظر از هر پيشوند و پسوند، براي سازماني كه از آغاز حامل يك رسالت مكتبي بوده است، البته كمال مطلوب است. «مشروط بر اين‌كه آنچه به نام اسلام ارائه مي‌كنيم، حقيقتاً اسلامي و به دور از هر شائبه شرك‌آميز استبدادي و استعماري و استثماري باشد. اسلامي پاك، مردمي و مبرا از جعليات،  زنگارها و رسوبات طبقاتي قرون و اعصار، و الا بديهي است وجدانهاي آگاه و انقلابي مسلمانان هرگز سوءاستفاده ارتجاعي از نام اسلام را روا نخواهند داشت».

در مورد شكل استقرار جمهوري اسلامي نيز:

«سوال مطروحه در رفراندم پيش‌بيني‌شده، تا آنجا كه به نظرخواهي در مورد سرنوشت رژيم سلطنتي و بود و نبود آن مربوط مي‌شود اساساً بي‌مورد و منتفي است… زيرا اگر به‌گورسپردن لاشة سلطنت هنوز محل سؤال و ترديد باشد معلوم نيست كه به چه مجوزي و در كادر چه نظامي دولت مهندس بازرگان معرفي شده و به كار پرداخته است؟ البته اگر قبل از روي‌كار‌آمدن دولت مهندس بازرگان چنين سؤالي مي‌شد، باز مي‌شد محملي براي آن ساخت ولي اكنون مثل اين است كه كسي اول درب را باز كند و بعد اجازه ورود بگيرد! مگر خود آقا بارها و بارها در پاريس بر حقوق عموم طبقات و نيروهاي مردم داير بر حق انتخاب و اظهار نظر آزاد همگان، تأكيد نكرده‌اند؟ پس چرا بايد طوري عمل شود كه انعكاس درستي نداشته و اين شبهه را ايجاد كند كه ما را فقط ميان رژيم سلطنتي و جمهوري اسلامي مخير كرده‌اند و لاغير. آيا ما دوست داريم كه بر فرض هم كه كسي با جمهوري اسلامي موافق نباشد، با دادن رأي مخالف به‌جانب رژيم طاغوتي سلطنتي گرويده و موافق آن قلمداد شود؟ يا اين‌كه معتقديم كه هركه با ما نيست ضد ما و عليه ماست؟ يا مي‌خواهيم سايرين را وادار كنيم كه از ترس سلطنت، به اكراه و اجبار به جمهوري اسلامي رأي بدهند؟…. بنابراين به‌اعتقاد ما و بر حسب اين قاعده روشن و صريح اسلامي كه “هيچ‌گونه انتخاب و قرارداد و عقدي كه در آن اجبار روا شده و از ابراز تمايل و اراده آزاد افراد و گروههاي انساني به نحوي از انحاء ممانعت شده باشد، معتبر و اصيل نيست” از دولت آقاي مهندس بازرگان تقاضا مي‌كنيم ترتيبي اتخاذ نمايند كه امكان انتخاب آزاد هر شكل از حكومت براي هر فرد يا گروهي در نظرخواهي، وجود داشته باشد».

 

اينها شمه اي از مطالبي بود كه مجاهدين در روز 27 اسفند 1357 دربارة «رفراندم و نحوه استقرار جمهوري اسلامي» اعلام كردند

 

اما در همان روز 27 اسفند در سال 57 مجاهدين برنامه حداقل و انتظارات مرحله اي خودشون از يك جمهوري تحت نام اسلام را هم منتشر ميكنند،كه در اون بر ضرورت رفع ستم مضاعف از هموطنان ستم زده كرد و بر حق خودمختاري كردستان تأكيد شده است.

در برنامه بعد ما به آن خواهيم پرداخت.

خدا يار و نگهدارتان

 

خودمختاری قسمت دوم

خودمختاری قسمت سوم

خودمختاری قسمت چهارم

خودمختاری قسمت پنجم