بررسی چشم‌انداز تغییر در ایران در سنای آمریکا-قسمت چهارم-سفیر لینکلن بلومفیلد

اندازه متن
Aa Aa

بررسی چشم‌انداز تغییر در ایران در سنای آمریکا-سفیر لینکلن بلومفیلد

سنای آمریکا: بررسی چشم انداز تغییر در ایران

سخنرانی لينكلن بلومفيلد ، مدير كل سابق وزارتخارجه آمريكا درباره  بسیج شیطان سازی رژیم  علیه  مجاهدین و مقاومت ایران

آنها کارمنداني دارند که به کاخ سفيد و سنا مي پيوندند و اگر شما امور را از نزديک دنبال کنيد ميبينيد که :

اين فرد ميرود  و با روحاني و ظريف هم صحبت ميشود و کتاب مينويسد و به ما ميگويد که

فرصت را از دست داده ايم و زياد نبايد به رژيم فشار آوريم  زيرا جنگ فاجعه خواهد بود

من ميخواهم به شما بگويم كه چرا اينقدر توجهم  به شوراي ملي مقاومت ايران جلب شده است 

وقتي من براي اولين باربه سخنان خانم مریم رجوی گوش كردم  هشت سال قبل در سال ۲۰۱۱ در پاريس بود

در گردهمایي شايد بيش از يكصدهزار نفر در شمال پاريس  و من كه تنها داشتم همه چيز را بررسي ميكردم 

با خودم گفتم ”اين فرد كيست؟ اين چه گروهي هست؟

چيزهاي منفي زيادي در واشنگتن عليه آنها گفته ميشود و آنها در ليست تروريستي در آن موقع بودند

چهار پرونده قضايي وجود داشت که طي آنها شوراي ملي مقاومت ايران و سازمان مجاهدين به دادگاه رفتند

در هر چهار پرونده حقوقي پيروز شدنديعني در ايالات متحده, انگلستان, اتحاديه اروپا و فرانسه

قطعا در دوراني جنگ مسلحانه بين دو طرف وجود داشت  اما دادگاه فرانسه بعد از اتمام يک سري تحقيقات هشت ساله گفتدر هيچ مقطعي از اين دوران اين سازمان مرتکب عملي که تروريسم محسوب شود نشده است

در طول حيات بيش از ۵۰ساله اين سازمان من هنوز هيچ پرونده اي ندیدم که

در آن حتي يک عضو اين سازمان در يک کشور قانونمند در دادگاه به تروريسم محکوم شودرگز چنین اتفاقی نيافتاده است

من ميخواهم خيلي کوتاه بگويم و از شما و مخصوصا ميزبانمان تشکر کنم.

نکته اين است که سازمان جوامع ايرانيان مقيم آمريکا که حاميان متعددي در سنا و مجلس نمايندگان دارند ايراني واقعي مقيم آمريکا هستند. آنها مدت زيادي ساکت بوده اند بخشا بخاطر اينکه خويشاوندانشان در زندانهاي ايران در راستاي مبارزه براي احقاق دمکراسي و بعنوان بخشي از سازماني که در ليست تروريستي بوده جنگيده اند. نميخواهم درس خسته کننده تاريخ بدهم, اما اين سازمان نبايد ليستگذاري ميشد و هرگز بخاطر ارتکاب تروريسم در ليست گنجانده نشدند. آنها پس از معامله با رژيم ايران در ليست گنجانده شدند. اکنون نامشان از ليست خارج شده است.

من همچنين ميخواهم چند كلمه در رابطه با شوراي ملي مقاومت كه توسط رئيس جمهور منتخب آن خانم مريم رجوي هدايت ميشود بگويم. شما در رسانه هاي موارد زيادي راجع به اين گروه و در مورد خانم رجوي ميشنويد. خيلي دقت كنيد كه چه چيزهايي را ميخوانيد.  من ميخواهم به شما بگويم كه چرا من اينقدر توجهم به شوراي ملي مقاومت ايران جلب شده است. وقتي من براي اولين بار خانم رجوي را ديده و به سخنانش گوش كردم هشت سال قبل در سال ۲۰۱۱در پاريس بود. در گردهمائي دهها هزار نفر و شايد بيش از يكصدهزار نفر در يك سالن بسيار بزرگ در شمال پاريس و من كه تنها داشتم همه چيز را بررسي ميكردم، با خودم گفتم ”اين فرد كيست؟ اين چه گروهي هست؟ چيزهاي منفي زيادي در واشنگتن عليه آنها گفته ميشود و آنها در ليست تروريستي در آن موقع بودند.” و بعد اين چيزي هست كه خانم رجوي سر سخنراني اش گفت و من ميخواهم اين قسمت سخنراني او را برايتان بخوانم و شما قضاوت كنيد كه آيا اين ها سخنان يك ديكتاتور غيردموكراتيك تشنه قدرت است يا خير؟ (خنده حضار) اين سخنان مريم رجوي در سال ۲۰۱۱را برايتان ميخوانم.

”هدف ما استقرار يك جمهوري آزاد و دمكراتيك، بر پايه جدايي دين و دولت، تساوي جنسیتي، و با تمركز روي حق مساوي زنان براي شركت در رهبري سياسي است. ما يك ايران غير اتمي ميخواهيم.

برنامه ما در سه كلمه خلاصه ميشود. آزادي، برابري، و حق رأي مردم” اين آرمان ما از روز اول بوده است. ما نميگنجيم و فداكاري نميكنيم كه به حكومت برسيم. ما حتي به شراكت در قدرت و حكومت هم چشم ندوخته ايم. بزرگترين مسئوليت ما برقراري حاكميت مردمي و دموكراسي است. ما به اينكه در اپوزیسيون بمانيم قانعيم و افتخار ماست كه خودمان را فدا كنيم براي اينكه به مردم ايران چنين امكاني را بدهيم كه بتوانند آزادانه انتخاب كنند.” حالا شما بگوئيد كه اين سخنان چقدر امروزه قدرتمند هستند وقتي كه مردم ايران به قيام برميخيزند و دقيقا همان خواسته را تكرار ميكنند.

و پيام من به شما بعنوان كسي كه تلاش كرده است كه تحقيقات بكند تا حقيقت اين داستان را بدست بياورد، اين است كه خيلي دقت كنيد، چرا كه واشنگتن امروزه من در حقيقت مطمئن هستم كه در اينجا اصل داستان به شما گفته نميشود. حقيقت در رابطه با سخنرانان مان، در رابطه با شوراي ملي مقاومت ايران، در رابطه با مجاهدين خلق ايران، و در رابطه با رژيم به ما گفته نميشود. حقيقت داستان گفته نميشود.

به اطراف خودتان نگاه كنيد، همه در رابطه با جاسوسي هاي خارجي چه ميگويند؟ همه چيز روسيه است. اگر با يك فرد اهل روسيه صحبت كردي؟ بايستي بيايي شهادت بدهي. بايستي تمام داستان را بگوئي، بايستي در مقابل كنگره شهادت بدهي، ممكن است حتي سروكارت به دادگاه بكشد. روسيه، روسيه، روسيه، چين هم يك هدف مهم ديگر اطلاعاتي هست. آيا هيچكس دارد روي رژيم ايران تحقيق ميكند؟ آيا هيچكس در اين اطاق حتي براي يك لحظه معتقد است كه ملاهاي حاكم در ايران دنبال در آوردن اطلاعات در اين كشور نيستند؟ ما كه قويترين كشور دنيا هستيم، رژيم دنبال ما نيست؟ يعني ما كه پايه هاي يك كمپين بين المللي براي قطع شريان هاي صدور نفت رژيم ايران هستيم؟ قطعاً كه رژيم بسيار به ما توجه دارد.

و آنچه كه من رويش تحقيقات كرده ام اين است كه رژيم ايران نفوذ زيادي در اين شهر دارد

و من دوست دارم كه همه آنها افشا بشوند. من ميخواهم تحقيقات سر رژيم ايران صورت بگيرد. من چندين بار در مقابل كنگره خواستار اين شدم كه يك تحقيقات ضدجاسوسي عليه فعاليتهاي رژيم در اين كشور انجام بشود.

من فکر نميکنم که اتفاق افتاده يا نه. اما بگذاريد چند كلمه اي در رابطه با سخنرانان گرانقدري كه شما اكنون سخنان آنان را شنيديد بگويم. ژنرال جونز، سناتور ليبرمن، فرماندار ريج.  نه تنها از کارشان مطلع هستند اما همه همه آنها و بسياري از آمريکايي هاي برجسته متهم به کارهاي موهن شده اند. که مثلا به اروپا رفته اند و پول گرفته اند و بعد بر ميگردند.

هیئت حاکمه واشنگتن میخواهند باور کنید زیرا آنها از حقیقت می ترسند

حقيقت اين است كه اين بزرگواران و تعداد زيادي ديگر، برجسته ترين شخصيتهاي عاليرتبه اين كشور، ساعتها، روزها را صرف كرده اند به پول خودشان مسافرت كرده اند، بين همديگر شور كرده اند، به همديگر ايميل زده اند، موضوعات را به دقت بررسي كرده اند، با مسئولان مقاومت صحبت كرده اند، از داستانهاي نقض حقوق بشر مطلع شده اند كه در زندانها چه بر سر كساني كه براي حقوق خودشان ايستاده اند آمده است. بدنبال شعار زندگي، آزادي و تحقق خوشبختي بوده اند ـ اينها حقوقي نيست كه فقط متعلق به مردم آمريكا باشد. اين حقوق به ما توسط خالق ما بعنوان حقوق مسلم ما داده شده و لذا به صورت طبيعي هر انساني حق خودش ميداند كه بايستي حق زندگي آزاد داشته باشد ولي آنها در ايران چنين آزادي را ندارند. و همانطور كه فرماندار ريج گفت هزاران نفر اعدام شده اند. البته آنها برادر و خواهر و همسر فرزند اقوام و دوستان دارند و اينها همان اوياك (سازمان جوامع ايرانيان مقیم امریکا) هستند. اينها همان شوراي ملي مقاومت ايران هستند. و آنها از سراسر دنيا حداقل يكبار در سال جمع ميشوند كه در كنار يكديگر باشند و به جهان نشان بدهند كه يك جمعيت كثيري از مردم وجود دارند كه نه تنها توسط يك ديكتاتوري قرباني شده اند، بلكه ”نه” گفته اند و سرشان را بالا گرفته اند و گفته اند ”ما اين ذلت را نميپذيريم”. براي بيش از ۵۰ سال از هنگاميكه مجاهدين خلق ايران يك تشكل زيرزميني دانشجوئي بود آنها ”نه” گفته اند به ديكتاتوري، ابتدا عليه شاه و سرويس مخفي سركوبگر آن ساواك و بعد در حاكميت آخوندها.

بنابراين, تاريخ زيادي وجود دارد و اين را از هيئت حاکمه نمي شنويد, دوستان و بخاطر اينکه – من از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰مقالات خوانده ام. اين افراد چه در رابطه با ايران ميگفتند؟ آنها ميگفتند که خبرنگاران برخي مواقع بد حرف ميزنند. آنها نميخواهند زياد از رژيم بد بگويند زيرا ميترسند که ويزا نگيرند. ميترسند با ظريف مصاحبه نگيرند. ميترسند که هيچوقت روحاني را نبينند و نتوانند داستان سرايي کنند و به تلويزيون راه يابند. ميخواهند بگويند که من يک خبرنگار از تهران هستم و خيلي کارم را بلدم. به محض اينکه حقيقت را در رابطه با شوراي ملي مقاومت بگويند ديگر کارشان تمام است. يعني يک ليست سياه در کار است. و اين چيزي است که ما از آن خبر داريم.

ميخواهم به کارمنداني که در اين جلسه حضور دارند و هرکسي که سخنانم را ميشنود در رابطه با برخي واقعيت ها حرف بزنم که اساس اين موضوع را شکل ميدهند. اميدوارم که بتوانيد تحقيق کنيد و خودتان هم به همين نتايج برسيد. آخوندها در سال ۱۹۷۹حکومت را بدست گرفتند. وقتي خميني به ايران رسيد بعنوان يک شخصيت ملي مورد استقبال قرار گرفت. بعد از رسيدن به ايران, به هيچکس خبر نداد که ميخواهد يک ديکتاتوري تاسيس کند. و وقتي اين کار را کرد قانون اساسي را مطرح کرد که در آن خودش را بعنوان يک ولي فقيه و نايب امام زمان جا زد. اختيارات مذهبي به خودش داد تا بتواند بگويد: «دار بزنيد, زنداني کنيد. ما اين پول ها را قبضه خواهيم کرد. پول نفت از آن ما است. و فلان افراد را هم خواهيم کشت». هر کار ميخواست ميکرد. و ماجرا اينچنين آغاز شد.

مسعود رجوي, کانديداي رياست جمهوري شد. او تنها کانديدي بود که اجازه نيافت در انتخابات شرکت کند. چرا؟

يک دليل داشت که کليدي است. سازمان مجاهدين خلق ايران مسلمان است. شما زناني را ديديد که حجاب دارند. شما افراد با احترامي را در سراسر دنيا ديده ايد, از پاريس تا آلباني و ايالات متحده. آنها مسلمان هستند و پيامشان اين است: «ميتوان يک مسلمان خوب بود, ميتوان يک شهروند متمدن بود. ميتوان مدرک دکترا داشت. ميتوان زن بود و انتخاب شد و رهبر شد. ميتوانيد به هر مدارجي که ميخواهيد برسيد». و اين درست برعکس قانون اساسي خميني است که تماما مردسالار است و در ميان عوامل ديگر, بخصوص محدوديت هاي بسيار سختي عليه زنان دارد. بنابراين در ايران دمکراسي وجود ندارد و زنان سرکوب ميشوند. و اين تصوير بالکل مخالف برداشت شوراي ملي مقاومت ايران و سازمان مجاهدين خلق ايران از اسلام است.

آخوندها بخاطر باور آنها از اسلام از شوراي ملي مقاومت ايران هراس دارند. ميخواهم خوب روي اين واقعيت فکر کنيد.

دوم اينکه آخوندها انقلاب را دزديدند. اين انقلاب هرگز متعلق به آنها نبود. متعلق به مردم ایران بود. ريل هاي انتخاباتي بزرگي وجود داشت. کارزارهاي انتخاباتي. دهها هزار نفر به استاديوم ها سرازير شدند تا سخنراني هايي در حمايت از آزادي بيان, آزادي مذهب و آزادي انتخابات گوش فرا دهند. و شرکت کنندگان از جانب مزدوران آخوندها و حزب اللهي ها مورد اذيت و آزار قرار ميگرفتند.

و سازمان مجاهدين خلق ايران در خردادماه سال ۱۳۶۰ فراخوان به تظاهرات سراسری داد. ۵۰۰ هزار نفر در تهران تظاهرات کردند. پاسخ خميني چه بود؟ او همان اعمال شاه را تکرار کرد. او داشت عنان قدرت را از دست ميداد. بنابراين آخوندها دست به اسلحه بردند و خود را با زور و گلوله در قدرت نگه داشتند. و حکومت آخوندها به همين دليل نامشروع است. هيچ اساسي براي قدرت آنها وجود ندارد مگر به زور اسلحه.

من چند نمونه را براي شما مطرح کرده ام. ميخواهم دوستانمان و کارمندان دفاتر کنگره را با يک نمونه  ديگر به چالش بکشم. چهار پرونده قضايي وجود داشت که طي آنها شوراي ملي مقاومت ايران و سازمان مجاهدين خلق ايران به دادگاه رفتند و گفتند ما تروريست نيستيم. در هر چهار پرونده حقوقي پيروز شدند. يعني در ايالات متحده, انگليس, اتحاديه اروپا و فرانسه. قطعا در دوراني جنگ مسلحانه بين دو طرف وجود داشت. اما دادگاه فرانسه بعد از اتمام يک سري تحقيقات هشت ساله گفت که در هيچ مقطعي از اين دوران اين سازمان مرتکب عملي که تروريسم محسوب شود نشده است. اين سازمان با رژيم به مخالفت پرداخت اما قوانين سفت و سختي در رابطه با افراد بيگناه داشت. هيچ تروريسمي در کار نبود.

و چالش در برابر شما اين است. در طول حيات بيش از ۵۰ ساله اين سازمان, من هنوز هيچ پرونده اي که در آن حتي يک عضو اين سازمان در يک کشور قانونمند با تشريفات قانوني در دادگاه به تروريسم محکوم شود. هرگز اين اتفاق نيافتاده است.

و با خود فکر ميکنيد «واقعا؟ چرا همواره از اين افراد نقل قول ميشود؟» و آنها کارمنداني دارند که به کاخ سفيد و سنا مي پيوندند. و اگر شما امور را از نزديک دنبال کنيد, ميبينيد که اين فرد ميرود و با روحاني و ظريف هم صحبت ميشود و کتاب مينويسد و به ما ميگويد که فرصت را از دست داده ايم و زياد نبايد به رژيم فشار آوريم زيرا جنگ فاجعه خواهد بود و ما آنقدر درک نداريم که با رژيم بصورت قدرتمند رفتار کنيم. و بعد معلوم ميشود که اين افراد در زمينه اشاره به طرفدارانشان غلو کرده اند و بعد هم معلوم ميشود فردي که اين دکان را باز کرده اصلا حق راي در آمريکا ندارد زيرا يک ايراني مقيم آمريکا نيست.

بنابراين به روزنامه ها و گوگل سربزنيد. برميخوريد به اتهاماتي نظير اعمال تروريستي و کشتار آمريکايي ها و تصرف سفارت آمريکا و غيره. اما حضار عزيز, تصوير ديگري وجود دارد که ظهور پيدا خواهد کرد و وقتي شما حقيقت را بدانيد درمییابید که هيچ کدام از اين اتهامات در رابطه با اين سازمان واقعيت ندارد. آنها بطور مطلق بيگناهند. در عوض ميتوان گفت که آنها ادامه دهندگان شرافتمندي هستند که طي ۴۰ سال با اين استبداد وحشتناک مقابله کرده اند. بنابراين ما در کنار شما ايستاده ايم و روز خيلي خوبي را براي شما آرزو ميکنيم. نوروز مبارک. از حضورتان در اينجا سپاسگزارم.

خبرهای مرتبط :

چشم‌انداز تغییر در ایران در سنای آمریکا حضورسناتورهای ارشد از هر دو حزب آمیکا -قسمت سوم

چشم‌انداز تغییر در ایران در سنای آمریکا حضورسناتورهای ارشد از هر دو حزب آمریکا-قسمت دوم

بررسی چشم‌انداز تغییر در ایران در سنای آمریکا حضور سناتوریهای ارشد هر دو حزب و شخصیتهای برجسته سیاسی