برجام بین مرگ قطعی و مذاکره برای نجات آن

اندازه متن
Aa Aa

مذاکره برای نجات برجام یا مرگ قطعی آن

گفتگو با میثم ناهید

این روزها شاهد بالا گرفتن بحث برجام در رژیم هستیم و به موازات آن جنجال و دعوا بر سر مذاکره با آمریکا هم در رژیم داغ است و ظریف به یک سفر دوره‌یی به چند کشور آسیایی پرداخته که هدف آن از یک سو نجات برجام و از سوی دیگر یافتن میانجی برای مذاکره با آمریکاست.

خبر و نظر:

ظریف وزیر خارجة‌ رژیم در تلاش و تقلا برای حفظ و نجات برجام، به چند کشور آسیایی از جمله ژاپن و چین سفر کرده و با اصرار و التماس از آنها می‌خواهد که برای حفظ برجام که اکنون به رشتة حیات رژیم تبدیل شده، کاری بکنند. او از جمله در برجام بین مرگ قطعی و مذاکره برای نجات آنبدو ورود به پکن از جمله گفت: «نجات برجام وظیفه جامعه بین المللی است اگر جامعه جهانی احساس می کند برجام یک دستاورد مهم است باید همانند ایران اقدام عملی انجام دهد.

برای حفظ آن تا کنون جامعه بین المللی به جای اقدام عملی برای حفظ برجام بیشتر اظهار نظر و صدور بیانیه داشته است. وی در تعریف اقدام عملی گفت: اقدام عملی کاملا مشخص است باید وضعیت روابط اقتصادی ایران عادی سازی شود و این اقدامی است که برجام صریحا به آن اشاره دارد. قطعنامه ۲۲۳۱شورای امنیت به همین موضوع اشاره دارد».

یکی از کارشناسان سیاسی رژیم به نام مطهرنیا، وضعیت رژیم بر سر دو راهی حفظ یا رها کردن برجام را چنین توصیف می‌کند: «(نظام) اکنون با وضعیت ناموزونی روبرو شده که مدیریت آن، هوشمندی قابل توجهی را می‎‌طلبد. چرا که اگر تهران از توافق برجام در وضع کنونی خارج شود، شاهد شکل‌گیری اجماعی دوباره علیه کشورمان خواهیم بود و اگر راه عکس این مسئله را انتخاب کند، وارد جنگ هیبت و حیثیت خواهد شد.

روسیه آنش‌نشانی نیست

یک کارشناس سیاسی دیگر رژیم به نام شعیب بهمن به وجه دیگری از انزوای رژیم که فاصله گرفتن روسیه از رژیم می‌باشد اشاره کرده و با اشاره به اظهارات اخیر پوتین که گفته بود آیندة برجام به روسیه مربوط نیست چون روسیه آتش‌نشانی نیست و ما نمی‌توانیم همه جا منجی باشیم.برجام بین مرگ قطعی و مذاکره برای نجات آن

آن را به نوعی انصراف روسیه از میانجیگری می‌داندو می‌گوید از حرفهای رئیس جمهور روسیه می‌توان این گونه استنباط کرد که در شرایط کنونی چند حالت وجود دارد، یا اینکه درگیری نظامی صورت گیرد که بسیار ضعیف است، یا اینکه اروپا به توافق عمل کند که باعث شود ایران نیز در توافق بماند که آنهم ضعیف است… و مسئله به نوعی به بن بست کشیده شده است».

یک کارشناس دیگر رژیم به نام مهدی ذاکریان تنها راه نجات برجام و نجات رژیم را مذاکرات دانسته و می‌گوید: «ضررهایی که (نظام) به دلیل خروج آمریکا از برجام متحمل شده صرفا با کاهش تعهدات از منظر قانونی برجام کفایت نمی‌کند بلکه باید مذاکرات جدی سیاسی صورت بگیرد.. بنابراین (نظام) باید به آمریکا تصویری ارائه دهد که اگر این کشور در راستای منافع ملی ما عمل کند، ما آماده صحبت کردن هستیم».

طرفداران مذاکره علاوه بر مذاکره با امریکا مذاکره با عربستان را هم پیشنهاد می‌کنند.

روزنامة حکومتی ‌اعتماد در یادداشتی با عنوان «نجات برجام» با بیان این که اکنون فرصت خوبی است که با عربستان و امارات وارد مذاکره شد، این روزنامه می‌افزاید:‌ «این حرکت خردمندانه، نه نشانه ضعف قلمداد خواهد شد نه نشانه ترس بلکه برجام بین مرگ قطعی و مذاکره برای نجات آنتدبیری است برای نجات برجام».

یکی از دیپلوماتهای سابق باند اصلاح طلب به نام فریدون مجلسی طی مقاله‌یی که در روزنامة حکومتی آرمان (۲۸اردیبهشت) با عنوان «برجام راه تنفس ایران» به چاپ رسیده، با تاکید بر این که «باید حفظ برجام و زنده نگه داشتن آن را در اولویت رفتارهای دیپلماتیک خود قرار دهیم»

می‌افزاید: «حتی اگر کشورهای اروپایی نتوانند شرکت‌های تجاری و بانک‌های خود را مجبور کنند تا با ایران تجارت داشته باشند و نتوانند به تعهدات خود در برجام عمل کنند، ولی دریچه چین به سوی ایران هنوز باز است و برخی از نیازهای اساسی کشور از طریق همین دریچه و در تجارت با چین رفع می‌شود».

اصرار باند اصلاح طلب برای حفظ برجام با واکنش خشم‌آلود برخی مهره‌ها و رسانه‌های باند خامنه‌ای مواجه شده است. سایت حکومتی رجانیوز طی مطلبی با عنوان « حقارت پذیری اصلاح‌طلبان کی تمام می شود؟!» می‌نویسد: « پیکر بی جان برجام بر روی دستان روحانی باقی مانده است، ولی اصلاحطلبان و حامیان دولت نمی توانند از آن دل بکنند و گواهی فوت این توافق را صادر کنند».

گفتگوی سیاسی

بحث برجام دوباره روی میز آمده است. ظریف به قول خودش برای نجات برجام بار دیگر به کشورهای آسیایی، ژاپن و چین سفر کرده است. اما چرا دوباره رژیم به فکر نجات برجام افتاده؟ مگر خود روحانی اعلام نکرد که خروج مرحله به مرحله از برجام در دستور کار است و در صورت عدم تامین خواسته‌هایش، گام به گام از برجام خارج می‌شود؟ پس دیگر نجات برجام چه معنایی دارد؟ و چرا همپای بحث نجات برجام، بحث مذاکره و یافتن میانجی برای مذاکره هم به میان آمده است.
اینها سوالاتی است که با میثم ناهید در میان می‌گذاریم.

س: چرا دوباره رژیم، اونهم با این شتاب در پی نجات برجام هست؟

ج: یک علت پایه‌ای داره و یک علت تاکتیکی. علت پایه‌ای این هست که بعد از سال ۹۲ رژیم سرنوشت سیاسی خودش رو با برجام گره زد. این رو هم میشه از قیمتی که برای برجام پرداخت فهمید. خودشون همون موقع گفتند به خاطر شرایط «خفگی» ناشی از تحریمها، «بر روی زانوان خونین پای میز مذاکره اتمی رفتیم».

که بعد هم منتهی شد به برجام و بتون ریختن در چالة اتمی نظام. این درحالی بود که قبلش خامنه‌ای چندین بار طی سالهای طولانی می‌گفت: یک گام از اتمی کوتاه نمی‌آییم و هرگونه عقب‌نشینی از اتمی زنجیره‌ای از عقب‌نشینی‌های پیاپی را به دنبال خواهد داشت.

پس وقتی در چنین شرایطی خامنه‌ای می‌پذیره از اتمی کوتاه بیاد و برجام رو امضا کنه،‌ یعنی اونقدر وضعش خراب شده بوده که حاضر شده چنین بهای سنگینی برای برجام بپردازه. برای همین هم الان به راحتی نمی‌تونه شاهد مرگ برجام باشه. هرچند به گفته بسیاری از کارشناسان خودش، الان برجام تنها یک جسد هست و در بهترین حالت کالبدی در حالت اغما. اما اونقدر برای رژیم مهمه که برای همین جسد هم ظریف این روزها خودش رو به در و دیوار می‌زنه.

س: آخه شما می‌گید برجام برای نجات رژیم از خفگی اقتصادی بود، اما الان که همه تحریمها هم حتی بدتر از قبل برگشته!

ج: برجام برای رژیم ۲ هدف عمده داشت: یکم: نجات از خفگی اقتصادی ناشی از تحریمها. دوم: امنیت. در رابطه با امنیت خود ظریف یکبار در مجلس ارتجاع گفت که من و حتی رئیس‌جمهور نمی‌تونیم به شما تضمین بدیم برجام مسائل اقتصادی ما روبرجام بین مرگ قطعی و مذاکره برای نجات آن حل کنه؛ اما دست کم امنیت ما رو تامین می‌کنه.

یعنی چی؟ اشاره داره به اینکه اگه رژیم از برجام خارج بشه، جای بعدیش شورای امنیت هست و بازگشت تمامی تحریمهای این شورا و مهمتر از همه رفتن در ذیل بند ۷ منشور ملل متحد که اقدام نظامی علیه رژیم رو هم مشروع می‌کنه. این علت راهبردی و پایه‌ای است که توضیح می‌دهد چرا رژیم به شدت در پی نجات برجام هست.

اما علت تاکتیکی به شرایط کنونی بر می‌گرده. بعد از زنجیرة اقدامات شدید آمریکا که بهش می‌گن سیاست فشار حداکثری، که پیامدش لیست‌گذاری سپاه، بسته شدن کامل شیر نفت و سایر تحریمها و گسیل نیروی نظامی به منطقه بود، رژیم آمد با برجام یک مانور انجام بده.

مانور چی بود؟ می‌خواست با تهدید خروج از برجام از اروپا آنها را از جنگ بترساند. چون گفته شده بود که برجام برای اروپا هم فایدة امنیی دارد و به نظر می‌رسد که رژیم از اینجا به فکر باجگیری از اروپا افتاد. اما اروپا به ویژه با بیانیة‌ شدید‌اللحنی که داد در دام این مانور رژیم نیفتاد.

برجام ناقص

بعد هم موضع ماکرون که گفت برجام ناقص است و موضوع محدود کردن پروژة موشکی رژیم و دست برداشتن از دخالتهای منطقه‌یی هم باید به آن اضافه بشه، و موضع پوتین که به صراحت پشت رژیم رو بعد از ملاقات با پومپئو خالی کرد، وقایع مسیر معکوسی از آن چه رژیم انتظار داشت، طی کرد. یعنی انزوا و فشارها علیه رژیم بیشتر شد.

برای همین الان ظریف در بدو ورود به پکن میگه: «نجات برجام وظیفه جامعه بین المللی است». و بعیدی نژاد سفیر رژیم در لندن تاکید می‌کنه: اگر در مدت ۶۰ روز مسئله برجام به صورت مؤثر حل نشود «ما گام‌های بعدی را برخواهیم داشت که به شما اطمینان می‌دهم این گام‌ها در چارچوب برجام خواهد بود». بر خلاف آنچه قبلاً رژیم که می‌گفت گامهای بعدی در جهت خروج از برجام است.

چند روز پیش حسین موسویان عضو تیم مذاکره کننده هسته‌ای رژیم نوشت: «آمریکا سعی می کند که ایران را وادار به خروج از برجام کند تا 6قطعنامه صادره در دولت قبل احیا، طبق منشور سازمان ملل به‌عنوان تهدید صلح و امنیت بین‌الملل تلقی شده و تحریم‌ها اجماعی و جهانی شود».

پس می‌بینید همین تاکیدات بر اینکه رژیم به هیچ عنوان برجام رو ترک نخواهد کرد، نشان‌دهنده شکست مانور بازی با برگ برجام است. اما از این بحث که بگذریم، بحث نجات برجام محملی شده برای دریوزگی مذاکره و التماس و درخواست ظریف از طرفهای مختلف (چین و ژاپن، عراق و عمان و…) برای میانجیگری بین رژیم و آمریکا.

س: شما به گفته ظریف اشاره کردید که برجام برای رژیم دست کم امنیت میاره. به بند ۷ منشور ملل متحد هم اشاره کردید. پس اگر این موضوع اینقدر برای رژیم مهمه، چرا الان شاهد هستیم که در این شرایط ملتهب منطقه، دست به اقدامات تروریستی می‌زنه؟

ج: این بر می‌گردد به تناقض ماهوی رژیم. اگر تضاد رژیم را یک مجهوله در نظر بگیریم،‌ که گویا الان فقط خطر جنگ را پیش رو دارد، بله این دو (التماس و درخواست برای مذاکره و حملات تروریستی) در تناقض با همند. اما تضاد رژیم دو مجهوله برجام بین مرگ قطعی و مذاکره برای نجات آناست. یعنی یک تضاد جدی درونی هم دارد. تضاد درونی‌اش چیست؟

سپاه پاسداران!‌ رژیم اساسا با سرکوب جامعه در آستانة انفجار به وسیله سپاه سر پا هست. اینکه می‌گوییم جامعه ملتهب، خودشان همین روزها به صراحت خطرش را گوشزد می‌کنند. برای نمونه امروز روزنامه همدلی رژیم نوشت: «مردم خسته و نگران هستند».

یا آخوند بوشهری امام جمعه قم گفت: دشمنان امیدوار شدند که تحریم بتواند تاثیر گذار باشد و مردم به خیابان بریزند». خب رژیم با سرکوب جلو انفجار این جامعه رو گرفته. سپاه پاسداران هم اساسا با بحران‌سازی و جنگ‌افروزی سرپا هست. اگر تروریسم و بحران‌سازی نباشه، سپاه بیشتر از این از درون فرو می‌ریزه.

کما اینکه همین الان سپاه با سپاه دوران جنگ قابل مقایسه نیست و بسیار پوسیده‌تر هست. اگر خاطرتون باشه در فروردین ۹۷ بود که ۳۰۰فرمانده سپاه به خامنه‌ای نامه نوشتند و گفتند از بسیج و سپاه تنها مجموعه‌ای بی‌نشاط،‌ ناامید، خسته و ناکارا باقی مونده.

ترس و ریزش

همین روزها هم می‌بینید که تمام امام جمعه‌های خامنه‌ای و خودش و… پیاپی بحث از ترس و ریزش گسترده‌ای می‌کنن که سراپای رژیم در در نوردیده. در گام اول منظوشون سپاه و بسیج هست. بنابراین، رژیم مجبوره حتی در شرایط حاد کنونی، با دست زدن به اقدامات تروریستی و… بگه من هنوز قدرت دارم و به پاسداران روحیه بده که بیشتر از این ریزش نکنن. بنابراین بله این اقدامات متناقض هست. اما رژیم ناگزیر از تحمل این تناقض است.

از طرف دیگر بعضی عناصر رژیم همین اقدامات تروریستی را هم گامی به سمت مذاکره می‌دانند مثلاُ فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع امروز گفته:‌ اعتقادم بر این است که ته ماجرای ایران و آمریکا مذاکره هست و اضافه کرد: منتهی توی این مسیر طبیعتاً طرفین دارند مؤلفه‌های خودشون تقویت می‌کنند برای تقویت توان چانه‌زنی خودشون در میز مذاکره احتمالی آینده

س: اما به ویژه رسانه‌های باند خامنه‌ای اقدامات تروریستی رژیم رو یک موفقیت برای رژیم محسوب می‌کنند!

ج: در تعادل‌قوای کنونی این ادعا خنده‌دار است که حتی عقب مانده‌ترین نیروهای رژیم را هم نمی‌تواند فریب دهد. اگر رژیم واقعاً یک پیروزی به دست آورده و دست بالا را دارد، پس این همه ترس و لرز برای چیست؟ تا آنجا که علم الهدی دیروز دربرجام بین مرگ قطعی و مذاکره برای نجات آن مشهد وضعیت و موقعیت سردمداران رژیم را به موشی که گربه را در برابر خود دیده و از ترس در جای خود میخکوب شده تشبیه می کرد.

واقعیت این است که طرف مقابل اول آمده از نظر سیاسی و اقتصادی راه نفس رژیم رو بسته: خروج از برجام-بازگشت تحریمها-کنفرانس ورشو-لیست‌گذاری سپاه-بستن شیر نفت رژیم-تحریم فلزات-گسیل نیروی نظامی به منطقه، در ابعادی که طی ۱۷ سال گذشته بی‌سابقه بوده.

حسین موسویان هم در همون مطلبی که قبلش گفتم نوشت: «واقعیت این است که آمریکا توانسته تحریم های بی سابقه ای را علیه ایران اعمال کند، تجارت کشورهای غربی همچون اروپا با ایران را به حداقل برساند، همکاری اقتصادی قدرت‌های بلوک شرق همچون چین، روسیه و هند را در حد قابل توجهی کاهش دهد، صادرات نفت ایران را کاهش دهد، اتحادی از کشورها در منطقه علیه ایران شکل دهد، روابط امریکا و ایران را به گونه‌ای تخریب کند که حتی با پیروزی دموکرات‌ها، شانس حل و فصل مسائل ایران و آمریکا غیرممکن یا فوق العاده سخت شود».

حالا به خاطر همون اجباری که گفتم، مجبوره به قول سخنگوی مجاهدین جفتکهایی هم بندازه! خب این اقدامات که از نظر نظامی ارزشی نداره، اما از نظر سیاسی می‌تونه چاشنی انفجار بشکه باروتی بشه که الان در منطقه علیه‌ش تدارک دیده شده.

مطالب مرتبط

سرخوردگی رژیم از اینستکس و برجام اروپایی

تلاش و تقلا برای حفظ برجام از نفس افتاده