عید فطر بین الملل آزادی و بازگشت به گوهر و سرشت انسانی

اندازه متن
Aa Aa

اللهم اهل الکبریا والعظمه، واهل الجوده والجبروت، واهل العفو والرحمه، واهل التقوی و المغفره…

عیدفطر

بین الملل آزادی

و بازگشت به گوهر و سرشت انسانی

مسعود رجوی-  مرداد۱۳۹۱-اشرف

… اللهم اهل الکبریا والعظمه،و اهل الجوده والجبروت و اهل العفو و الرحمه و اهل التقوی و المغفره، اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین و المجاهدین عیدا و لمحمداً صلی الله علیه و آله ذخرا و شرفا و کرامتا و مزیدا  ان  تصلی علی محمد و آل محمد و ان تدخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمداً و آل محمد وان تخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمداً  و آل محمد صلواتک علیه و علیهم اللهم انی اسئلک خیر ما سئلک به عبادک الصالحون، عبادک الصالحون  و المجاهدون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون ،عبادک المجاهدون

در دعای عید فطر بعد از یک ماه روزه داری که علی القاعده باید ماه عبادت و طاعت باشد و برای مجاهدینش ماه مجاهدت وطاعت و عبادت این چنین با این  دعا و با این کلمات و با این خواسته ها با این درخواستها از خود خدا  اون روزه و طاعت و عبادت و مجاهدت به اوج می رسد، اوجش این است که بعد از صفات و توصیفات حق تعالی میگوید که این عیدی که به خاطر روزه داری و تقوا یک سرمایه گذاری یک پیش فرستادن، یک شرافت و کرامت و یک افزایش و فزونی و به ثمر نشستن و به ثمر رسیدن آنرا قرار دادی یعنی به حق این ذخر وشرف، این ذخیره و  سرمایه و شرف، به حق این موتوری که به راه انداختم و به راه انداختیم به حق این عبادت و طاعت و مجاهدت که آن را تو قرار دادی برای این مسیر برای مسیر پیامبر رحمت و رهایی، ذخرا و شرفا و کرامتا و مزیدا خب حالا اولش که بر او و روندگان راهش برآل او بر دودمان رهایی و مجاهدت اولش درود و سلام و دوتا خواسته، دو خواسته مشخص اینکه من را وارد تمامیت خیری بکنی همه خیراتی بکنی که وارد آن کرده یی محمد و آل و دودمان و مجاهدینش رو تدخلنی فی کل خیر در هرآنچه که از خیر، در تمامیت خیر من را هم وارد وسهیم وشریک کن، این خواسته اول

در اوج این ماه و در گلش و در ثمرش، هرچه که گفتیم ماه مبارک و رمضان مبارک خب برکتش، دستاوردش ارمغانش، حاصلش اینکه؛ واردم کن درتمامیت خیر درهرآنچه  که از خیر و خیرات و نیکویی وارد کردی او را و آل او را  آل او یعنی که دودمان او را مسیر او را، این خواسته اول

 وان تخرجنی من کل سوء، و خارجم کن از هر آنچه سوء،بدی ،  پلیدی ،  زشتی که اخرجت منه محمد و آل محمد، آن وجه اثباتیش بود وارد و سهیم وشریک خیراتی  که او  و دودمان و رهروان او را وارد کردی و خارجم کن از آن بدی زشتی سوء و ننگ وعاری که او و دودمان و رهروان و مجاهدینش را خارج کردی که به این خاطر صلواتک علیه و علیهم  صلوات و درود خودت بر او وبر آنها باد، به خاطر نفی یک چیز یا چیزهایی و به خاطر اثبات یک  چیز یا چیزهایی، «کل سوء»، راستی این «کل سوء» تمامی یا تمامیت زشتی و پلیدی و نجاست و در مقابلش «کل خیر» تمامیت خیر و برکت و زیبایی. آیا اینها کلماتی هستند که مابازای عینی و واقعی در زندگی و حرکت یومیه ما و تمامی مردم دارند یا ندارند؟

آیا کلماتی هستند الفاظی هستند که همینطوری از دهان خارج شده و تبدیل به یک دعا شده وتمام؟ یا در همه دورانها ودر همه زمانها در اوج ماه روزه در روز فطر در دورکعت نماز فطر تکرار می کنیم. اگرکه  نگوییم که کلمات هجو و بیهوده یی بودند که در شمار سقطات الالفاظ از دهان خارج شدند و اگر معنی اش را بفهمیم و هرکس که می خواند این قنوت را و این دعا را پس حتما یک مابازاء عینی و واقعی در او هست، این چنین است که این کلمات و حرفها  معنا و مابه ازاء واقعی و مادی و عینی و حقیقی پیدا می کنند والا که خوب حرفی است که گفتیم و رفت، نصف شبانه روزش رو تقریباً مسلمینش مسلمانهایش از خوردن و نوشیدن خودداری کردند و تمام شد و رفت فکر ميکنم معنی کلمات را مابه ازاء عینی آنها را مجاهدان شهر شرف، مجاهدین وادی شرف و کرامت و انسانیت با دستاوردهای پیاپی با پایداری پر شکوه خیلی خیلی خوب با گوشت و پوست و استخوان با جان و روح و روان خوب می فهمند که منظور چیست و اصلاً  منهای این فهم و منهای این تجربه، منهای این پایداری،منهای این آزمایشها، منهای  اون خونها، منهای درد و رنج، منهای آنچه که در ۶و۷ مرداد  دیدیم یا ۱۹ فروردین یا بعدش یا قبلش یا در کل این ۳۰ و اندی سال این کلمات که روح نداره  جان نداره آنجا جان و روح پیدا می کند که، کسی که می گوید مسلمان است و روزه را با نیت تقرب به خدا گرفته یا با نیت تقرب نمازی خوانده است بگوید که؛ خوب  این «کل سوء» هر آنچه زشتی هرآنچه بدی  است که بالاترین خواسته این عید است باسابقه تاریخی اش که هر آنچه سوئی که محمد و ال او را ازش در امان نگه داشتی بری نگه داشتی دور نگه داشتی چیه؟ و اون کل خیر که آنها را واردش کردی آن چیه؟ چون این نفی و این اثبات دو روی یک سکه است هرآنچه از نیکی و  خیر که آنها را وارد کردی و هرآنچه که از بدی و زشتی آنها را دور نگه داشتی این تمام تاریخچه اشرف است و مجاهدینش ، این چکیده و خلاصه تاریخچه  آل محمد، آل رحمت و رهایی و اصلا آل آدمیت است

از چی دور نگهداشتی خب اینام که لغزشهایی داشتن کم و کسری داشتن، فرشتگان خدا که نبودند بنی بشر بودند، دور نگهداشتی از ننگ ذلت و تسلیم از رژیم از کل سوء کل سوئی که میخواست اینها رو متلاشی کنه از هم بدره، وادار کنه به تسلیم ودار کنه بهذلت وادار کند به زانو زدن میخواست مقاومت اینها رو در هم بشکنه میخواست که اینها رو مانند خودش آلوده و نجس بکنه. بیخود نیست که میگویند مرگ بر اصل ولایت فقیه مرگ بر تمامیتش تمامیت ارتجاع و دیکتاتوری بیخود که نایستادند و ای وای چه روزه و نماز و طاعتی که اصلا چه فطری بر کسی و کسانی که آغشته و آلوده به کل سوء تمامیت رذیلت و جنایت و وقاحت. بی خود نیست که خدا هرگز قبول نمیکند خیر چیست اوناها الگوش، کل خیراً ادخلت فیه محمداً و آل محمد سرنگون کردن بتها لاکیدن اصنامکم باز کردن غل و زنجیرها بشارت رحمت و رهایی رستگاری در بحبوحة آزمایشها و بحرانها و توفانها، آنچه که مجاهدین بهش میگویند سرفرازی، ممکن است که جانهاشون و اموالشون رو داراییهاشون رو سلاحهاشون رو از دست بدهند، اما کل خیر رو بیشتر و بیشتر بهدست میآورند، کدوم خیر، از جنس اون خیر و برکتی که او و آل او رو واردش کردی، مثلاً آیا او و آل او خیلی ثروتمند بودند؟ نه! مثلاً که خیلی آسوده زیستند، نه، پس چی بود؟ با شرف زیستند، با کرامت زیستند، بدبخت و نگونبخت آخوندهای موذی و جنایتکار که نان اسلام رو میخورند و دم از محمد و آل او میزنند و بهقول قرآن نمازشون دستک زدنی است و صفیر کشیدنی در حالی که آل محمد رو میکشند، سرکوب میکنند، محاصره میکنند این تمامیت سوء و زشتی است و همة زشتیهای جامعه از همین جا ناشی میشود، چونکه حق حاکمیت مردم رو بالا کشیدند، سارق و غاصبند رشیدترین فرزندان این خلق و این میهن رو بهبند میکشند و اون وقت نماز و روزه رو تبلیغ میکنند، در حالی که به وضوح همة مسلمانها میخوانند و از قدیم از ۱۴۰۰سال پیش که در اوج، اوج روزه و روز عید فطر دو تا خواسته که هر دوش دو روی یک سکه است، این لیست درخواستهای حقیقی و واقعی مجاهدین است

……. ذخراً و شرفاً  و کرامتاً و مزیدا، چه سرمایهیی و چه شرافتی چه شأن و چه کرامتی و چه فزونی که در همهجا تکثیر شدید، اسوه و الگویی ارائه کردید، نه فقط به مردم و میهن خودتون بلکه در همین عراق و در سراسر منطقه حرفی است که بشریت معاصر بهش گواهی داده، بهترین چیزی که عباد صالح بندگان صالح خدا خواستند و آنچه که عباد خالص و مخلص سر چشمة صدق و خلوص خواستند که هرگز به اون آلوده نشند، این همون نجاست ولایت و ارتجاع است .

بازداشت خانگی، تیغ و تبر و زرهی، خب پس در آستانه آزمایش دیگری هستید. حالا عزم مجاهد خلق رو به گونهیی دیگر باید به آزمایش گذاشت. تا ببینیم که شایسته اون سرمایه اون ذخر و شرف و اون کرامت و فزونی بود یا نبود؟در نظر بگیرید کسی رو که کار کرده و مثلاً درآمدی داشته و اون رو ذخیره کرده و سرمایه یی قرار داده، این یک بحثه، بحث دیگر این است که خب آیا می تونه این سرمایه و ذخیره رو حفاظت هم بکنه؟ نگهش بداره؟ آیا از صدق و خلوصی برخوردار بوده که اون چیزی که بدست آورده جزئی از ذاتش شده باشه و در اون ریشه دار شده باشه یا می توان او را از او گرفت. می توان تطمیعش کرد، می توان مرعوبش کرد، می توان  خریدش، میتوان آلوده و لجن و نجسش کرد، این تمامی داستان است. انگار خلص درخواستهای ایدئولوژیکی مجاهدینه، که با تکرار در روز عید فطر سرمایه خود را بر کف گرفته و در نزد خدا می گوید که ببین وارد و شریک و سهیمم کن در هرآنچه که محمد و آل او رو وارد کردی و بری بدار و بیرون وخارج  بدار از چیزی که اونها رو بری داشتی که درود تو بر او و برآنها باد و همون بهترین چیزی رو می خوام همون طاق و کاکلی رو می خواهم بطلبم و شکار کنم که عباد شایسته کار تو، بندگانی  که به عمل صالح زمان قیام کردند، با تضاد اصلی درآویختند آن را طلب کردند از تو،و پناه می برم به خودت، یعنی حفظم کن ، نگرم دار، همون چیزی رو که اونها، عباد مخلص تو برسر چشمه صدق پناه جستند، یا عجبا که انگار کلماتی هستند که معلومه کلمات و یک دعای عادی نیست، کسی گفته است که از عصمت و طهارتی برای تمام زمانها برخوردار بوده، چون در چند جمله و عبارت کوتاه همه حرف را زده است. یادآوری از کبریا و عظمت خدا، از جود و جبروتش، از عفو و رحمتش، از تقوا و مغفرتش، زمینه سازی و مقدمه چینی بود برای این که لیست خواستهاش رو ارائه بده، اسئلک بحق هذا الیوم، بطلبد، بخواد، که ببین همه کم و کسریهام جای خود، خب، همه کرده و نکرده ام جای خود، باشه، اما من رو باید وارد کنی درهمون مسیر و جادهیی که داخل کردی در اون، اون راه محمد و آلش، و خارج کنی از اون تمامیت زشتی و پلیدی که اون رو خارج کردی. انگار انتخاب مسیر است، انگار نقشه مسیر است. منم ببر تو اون مسیر، و آببندی این خواسته، ازت می خوام بهترین چیزی رو که اونها خواستند، کدومها؟ عباد صالح، شایسته کار، چی بود؟ باز آببندی همون چیز قبلی، رژیم، در زمانه ما رژیم، و پناه می جویم ، اٍه ،  این دیگه چه پناهندگی است؟ این نوع حسینی و مجاهدی آن است ،نوع محمدی و علوی آن است. من پناه می جویم و پناهنده می شوم به تو برای این که آببندی بشم از همون چیزهایی که عباد خالص و مخلصت، خالص شده ها، خالص شده ها کیان؟

مثل سنگهای سْفته و رْفته ته رودخانه که در اثر کشاکش سالیان تیزی و نخراشیدگیها و خراشهای اونها  گرفته شده و از ناخراشیدگی خالص شدند، در ساده ترین مفهومش، و بعد وقتی که می رید توی مواد  و ترکیبات شیمیایی یک مدار بالاتر از سنگ، مثلاً آب تمیز و خالص، تا می کشد به بنده خالص شده تو، چه جوری این خالص شد، هیچی، قیمتش رو داد اول که خالص نبود اول مثل هر انسان خودبخودی انواع آلودگیهای فردی، طبقاتی، اجتماعی، سیاسی اینها رو داشت. در کشاکش ایام در کوره ابتلائات خالص شد. حالا من پناه می برم به تو مثل اون، اون از چی پناه برده به تو، انگار که دارد تاریخچه شما را می گوید چه اشرف چه سازمان چه تک به تک، نه داره تاریخچه بشریت را می گوید با همه انبیا و اولیائش و حالا  شما ای خواهران و ای برادران این آزمایشی دیگر است. توی آزمایش هم خب خیلی روشنه مثل دبستان، مثل دبیرستان مثل دانشگاه، هر کس که وقت بذاره درسش رو بخوانه قبول خواهد شد هرکس تنبلی کنه پشت  گوش بندازه نه، این که مثال ساده شه، اما مجاهدینش خوب می دونند که این آزمایش ممکنه با تیغ وتبر نباشه شاید هم که البته باشه نمی دانم، ولی تازه شکل سادهشه، شکل پیچیده ترش، یک آزمایش سیاسی، آزمایش تشکیلاتی و آزمایش ایدئولوژیکی است که خوب این اون شأن و کرامت اشرفی رو که در این سالیان پیدا کرد و جهانی در برابرش سر احترام و تعظیم فرود آورد، این بْر خورده بود اشتباهی یا نه خود خودش بود. ماحصل چه بود؟ بگذارید به خاطر رستگاری هر مجاهد خلق و ذخر و شرف هر کس که سالیان در اشرف به سر برد تیزتر بگویم ته خط این بالاخره چه بود، زالویی بود که اشتباهی در صف مجاهدین بْر خورده بود یا قهرمان خلق، آموزگار خلق، سررشته دار خلق، پیشتاز خلق، پیشاهنگ خلق، مجاهد خلق کدومش؟ او یعنی تک تک ما که  بود؟ از بندگان صالح و مُخلَص و مخلص بود یا دوگانگی و نفاق و شکاف داشت؟ او که بود؟ بالاخره آل محمد بود یا ابی سفیان ، بالاخره از کلمه وحده لاشریک له بود یا از ارتجاع و طغیان؟ این چنین هرکس سرنوشت خودش رو، نقطه فطر خودش رو گره می زند، هم دنیا و هم آخرت خودش رو از این بابت  اینها رو می گویم که خدایا گواه باش  و خود شما هم گواهید که با چه مخاطرات ، با چه بالاو پایینیها، با چه نشستها، با چه بحثها با چه خاطرات شما امروز با کوله باری با سرمایه یی از شأن و شرف و کرامت هستید، … پس باید که من این طاعات رو غنیمت می شمردم …… که برسر چشمه صدق، یادتان باشد که با چه  ذخرا و شرفا و کرامتا و مزیدا با چه سرمایه و شرافتی که مانند آفتابکاران گسترشش بدهید، در جای جای جهان و ایران …..

الهی لک الشکر و لک الحمد، …. چقدر مجاهدین در کشاکش روزگار در برابر انواع و اقسام آسیبها و دشمنان پالوده شدند و پالایش پیدا کرده اند، مبادا که به این شرف و کرامت به این سرمایه کم بها بدهید و لالوی مسائل یومیه کمرنگ بشود،  یادتون باشد که چقدر از کلام حتماً معصوم در این دعای عید فطر خواسته ها روشن و خلاصه است هم نفی و هم اثباتش چی می خوام و چی نمی خوام وارد چی میخوام بشم وارد چی می خواهم اصلا نشم.  و بهترین خواسته ام چیه؟ اسئلک خیر ما سئلک به عبادک الصالحون و اعوذ بک مماستعاذ منه عبادک المخلصون،

عیدفطر بین الملل آزادی و بازگشت به گوهر و سرشت انسانی

به مناسبت عیدفطر-مسعود رجوی-عید فطر۱۳۸۰