سالگرد انقلاب مشروطه و یاد سرداران و پیشگامان فداکار آن گرامی باد

اندازه متن
Aa Aa

سالگرد انقلاب مشروطه و یاد سرداران و پیشگامان فداکار آن گرامی باد

سالگرد انقلاب مشروطه

بر ضد سلطنت مطلقه

 مسعود رجوي ـ۱۳ مرداد ۱۳۶۶  

سالگرد انقلاب مشروطه و یاد سرداران و پیشگامان فداکار آن گرامی باد؛

پرچمدارانی هم چون ستارخان، باقرخان، صوراسرافیل و ملکالمتکلمین، که با جانفشانی در راه آزادی،

استبداد مطلقالعنان سلطنتی و ارتجاع مذهبی همدست آن را در برابر ارادة مردم به پا خاستة ایران به زانو درآوردند و دوران نوینی را در تاریخ میهن ما گشودند…………..

انقلاب مشروطه،

به مثابة سرفصل تاریخ معاصر ایران، با همة ارزشها و سنن فرهنگیش و با همة تجارب سیاسی و نظامیش، با مبارزات بعدی ـ

از جنبش جنگل تا قیام پسیان واز نهضت ملی شدن نفت تا انقلاب ضد سلطنتی ـ پیوند میخورد و با کشاکشها و تجربههای انقلاب نوین ایران، که ادامة راه سرداران و پرچمداران انقلاب مشروطه در مدار تکاملی کنونی است، متصل میگردد.

به همین دلیل دیکتاتوری سلطنتی میکوشید تا نسلهای بعدی را از ارزشها و تجربهها و سمبلهای انقلاب مشروطه دور نگهدارد و به همین دلیل استبداد مذهبی خمینی، که سفاکی شاهنشاهی و دغلکاری شیخ فضلاللهی را در خود یک کاسه کرده است،

از آغاز به منکوب ساختن ارزشها و سمبلهای انقلاب مشروطه و الگوسازی مرتجعین قهاری چون شیخ فضلالله نوری پرداخت.

به خاطر همین تقابل مستمر تاریخی است که راه حفظ و احیای ارزشها و میراثهای انقلاب مشروطه و سرداران و پرچمداران شهید وسازشناپذیرآن از میدان مقاومت و انقلاب میگذرد.

والاّ، اخلاف همان مرتجعین و میوهچینان و فرصتطلبانی که خون پرچمداران و سرداران آن انقلاب را بر زمین ریختند و دستاوردهایشان را پایمال کردند، سنتها و میراثهای مبارزاتی آنان یعنی ارجمندترین سرمایه ها و داراییهای ملی مارا، باتوسل به سخیفترین دغلکاریها، از دسترس نسل امروز میربایند و به رذیلانهترین وجه فرهنگ فدا، جانبازی، رهایی و اساس تعهد و مسئولیت اجتماعی را از اساس هیچ و پوچ و حاکی از بینوایی و دست وپا زدن عبث بر روی تختهای شکنجه یا بر سر چوبههای دار میشمارند.

بی جهت نیست که مسیر تعمیق انقلاب نوین ایران همانا احیا و ارتقای میراثهای مبارزات تاریخی مردم ایران از مشروطه تاکنون نیز بوده و خواهد بود. در این مسیر، از یک سو، پیچ وخمها، جبههبندیها و آزمایشهای آن مبارزات و ارج و شأن سرداران سازشناپذیرش برای نسل کنونی باز شناخته میشود و از سوی دیگر، در پرتو آن تجربههای گرانقدر، مضمون و ماهیت صفبندیها و مواضع سیاسی امروز هر چه روشنتر میگردد. این روند تاکنون نقش چشمگیری در ارتقای آگاهیهای سیاسی نسل مبارز امروز و افشای ماهیت مدعیان جنبش انقلابی داشته است و درعین حال مبانی محکم پیروزیهای فردا را نیز فراهم میکند.

از این رو باردیگر باید تأکیدکرد که: «یکی از بارزترین وجوه اعتلا و تکامل تاریخ مبارزات رهاییبخش مردم ما از مشروطه تا کنون، شناخت و دفع آفاتی است که با فرصتطلبی و میوهچینی و خنجر زدن از پشت کاریترین ضربات را بر مبارزات تاریخی ملت ایران، چه در انقلاب مشروطه و چه درجنبشهای مردمی پس از آن وارد آورده اند، همانها که هر بار تا به «مشروطه و مشروعة خود» رسیدند، در برابر خلق و انقلاب ایستادند و بر روی آن تیغ خیانت کشیدند. از این حیث شورای ملی مقاومت، اقدامات و بیانیه های تاریخی خود درزمینة افشای چنین خطوطی را هدیهای ارزنده به روح سرداران و مجاهدان و آزادیخواهان مظلومی میشناسد که رنج و خون آنان در انقلاب مشروطه به دریغانگیزترین و دردآورترین صورت، پایمال فرصتطلبی و خیانت و میوهچینی گردید».

دنباله های تاریخی آن میوهچینان چپاولگر ضدانقلابی  و وابستگی گرا، که به مصدق هم خیانت کردند و بر سر سفرة آماده شدة انقلاب ضدسلطنتی نیز حاضر بودند، برای چپاول ثمرة رنج و خون جانبازان و مجاهدان انقلاب نوین ایران هم دندان تیز کرده اند

اما خوشبختانه این بار مسیر پیشرفت و تعمیق انقلاب نوین ایران و سازشناپذیری پیشگامان و مجاهدانش برسر اصول آزادی و استقلال  و برسر مبارزه انقلابی مسلحانه و سرنگونی تمامیت ارتجاع خون آشام خمینی، خطوط ارتجاعی و استعماری را چه درلباس شبه آلترناتیوهای ضددمکراتیک و چه در شکل یقهدرانی برای « استحاله»ی رژیم خمینی و در پرتو تجربههای گرانقدر انقلاب مشروطه و جنبشهای پس از آن، ماهیت مدعیان را نیز  به مردم ایران شناساند.

اما رهروان جنبش مقاومت انقلابی، بیش از همة دستاوردهایشان ، به پایداری و جانبازی بر سر ارزشها و سنتهای مبارزات رهاییبخش مردم ایران افتخار میکنند و خوشوقتند که در روند پیشرفت انقلاب نوین ایران کمبودها و کاستیهای مبارزات پیشین از قبیل ارائة یک جانشین مشخص سیاسی (شورای ملی مقاومت) یا پیداکردن یکی از مهمترین حلقه های گمشده (ارتش آزادیبخش ملی)، یکی پس از دیگری رفع و جبران میشود. همچنین انکشاف مبارزة اجتماعی کار را به آنجا رسانده است که میوهچینان چپاولگر و ضد انقلابی، در منتهای بیاعتباری ، ناگزیر سخن «ته دل» خود را به زبان میآورند. به این ترتیب، هم راه پیروزمند آینده هموار میشود و هم نسل امروز با رنجها و حماسههایی که درعمق کشاکشهای گذشته بین خیانتکاران و مقاومت کنندگان جریان داشته است، پیوند میخورد و هویت و پیشینة ملی و میهنی و تاریخی خود را در سیمای پرچمداران و مجاهدان فداکار آن مبارزات باز مییابد. در سالگرد انقلاب مشروطه، بر سر ادامة این راه پرافتخار، بار دیگر با سرداران ومجاهدان و عموم آزادیخواهان آن انقلاب ، که راهگشایان فراموشی ناپذیر مبارزات مردم ما در دوران معاصرند ، تجدید پیمان میکنیم.

 

مسعود رجوی   ـ   تبریز اسفند ۱۳۵۸

به نام خدا و به نام خلق قهرمان ايران و بنام مردم غيور آذربايجان

خلق آزادي ستان و مجاهد پرور تبريز، و بياد سرداران و سالاران گرانقدر آزادي مجاهدان اعظم ، مجاهدان شرف و حريت بشري ، ستارخان ، باقر خان ،ثقه الاسلام ، خياباني و حنيف نژاد

مادرها ، پدرها ،برادرها و خواهرها ، براي هر انقلابي ارض تبريز همانطور كه گفتم يك زيارتگاه است . يعني هيچ انقلابي راستينی پيدا نخواهد شد كه مشتاق ديدارش نباشه و نخواهد به زيارت اين حرم آزادي بشتابه ، ولي، ولي براي يك مجاهد خلق اين آرزو و اشتياق اوج ديگري به خودش ميگيره ، چرا كه يك مجاهد خلق در تبريز هم زادگاه تاريخي اش را پيدا ميكنه و هم زادگاه سياسي و عقيدتيش و هم زادگاه تشكيلاتي اش را،  زادگاه تاريخي اش از اين حيث كه در تاريخ جديد ايران اصل و نصب تاريخي ما به مجاهدين صدر مشروطه ميرسه ،به ستار و باقر، تفنگ سردار را بوسيديم و به دوش انداختيم .

از حيث عقيده و مرام هم ما ادامه كمال يافته همان اسلامي هستيم كه در غريو گلوله هاي سردار نطفه بست ، وقتي كه پرچمهاي سفيد ننگ و تسليم را از هم مي دريد و پرچم سرخ حسيني را بر در خانه هاي تبريز به اهتزاز درميآورد اسلامي كه در غريو تفنگهاي مجاهدين همه محلات تبريز را از ارتجاع و استبداد تهي كرد هزاران هزار بار از ميان آتش و خون گذشت ، بر عليه استعمار شوريد ،روي اسب سردار كوه و دشت را نورديد ، در مردانگي و مروت و مردم دوستي علي گونه در سردار تجلي كرد ، با نامردمان هرگز سازش نكرد جانب محرومان را هيچوقت رها نكرد و امروز ما نواده های آنها هستيم

بله همين اسلام حنيف نه تنها ضد استبداد و ضد استعمار بلكه به قول پدر طالقاني ضد استثمار هم هست ، حالا ما فهميده بوديم ضد بهره كشي هم هست. كارگر و دهقان را ميخواهد ، جامعه بي طبقه توحيدي را ميخواهد اينجا بود كه معطل نشديم ، مركب عشق و اميد سردار را سوار شديم ، تفنگش را هم بوسيديم و برداشتيم ، مثل علي موسيو با حاج علي دوا فروش كه شما ها بايد خوب بشناسيدشون مركز غيبي درست كرديم  رفتيم و رفتيم ،هر وقت كه راه پرفراز و پرسنگلاخ بود پر فراز و نشيب بود ، هر وقت كه فشارها زياد بود درست مثل سربازهاي  سردار در بحبوحه جنگهاي تبريز صداي صميمي سردار را شنيديم كه با عتاب ميگفت آهاي آهاي آنام قربان ، وبلند شديم.

و چنين بود كه از خون سرداران وسالاران آزادي نسل جديدي خوشه كرد ،درگذرگاه شب تار همانجايي كه ستارخان رو به دروازه نور پيكار ميكرد ، اخگران سرخ خوشه زدند ،ثقة السلام ها ، شيخ سليم ها ، خياباني ها ، فرزندان علي موسيو و حاجعلي دوا فروش  حنيف نژادها ، محسن ها،بديع زادگانها ، صمدها، گلسرخي ها و هزاران گل سرخ ديگر

خوشه ها دست ستاره پر گل ،

خوشه اخگر سرخ با طنين هاي سترگ

كا عاقبت كوره خورشيد گدازان خواهد شد ،

و طومار هرگونه ستم و استثمار را در هم خواهد پيچيد.