عید قربان سمبل و رمز رهایی و یگانگی _ سخنان مسعود رجوی در عید قربان

اندازه متن
Aa Aa

عید قربان سمبل و رمز رهایی و یگانگی _ سخنان مسعود رجوی در عید قربان

ازسخنان مسعود رجوی ـ عيد قربان سال ۶۴  ازنشريه ۲۶۱

 ”عيد قربان“ سمبل و رمز ”رهائي“ و ”يگانگي“ و ياد آور آن است.

مگر نهاينكه كليد رمز”رهائي“ و”يگانگي“ در”قرباني“  و ”فدا“ خلاصه ميشود؟

پس هر فرد انسان بر اساس فطرت و ماهيت انسانياش؛ داراي استعداد و ظرفيت قرباني كردن و فدا كردن براي ”رهائي“

و براي در هم شكستن غل و زنجيرهاي فردي و اجتماعي، ميباشد.

….

ابراهيم ابوالانبياء هم در همين نقطه- يعني نقطهي فداي حداكثر- بهاوج رسيد.

در نقطه‌ای كه ميبايست از يكي از عزيزترين و گراميترين دلبستگيهايش يعني رابطه پدر و فرزندي، صرفنظر ميكرد

و ”اسماعيل“ را با دست خودش قرباني مينمود به همين دليل ۷بار ”شيطان“ را لعنت كرد.

كمااينكه امروز هم مردم ايران، هفتصد بار ميبايستي ”خميني“ را لعنت و از خودشان دور كنند.

بعبارت سادهتر با مشت گره كرده به ”رَمي جمرات“ امروز، كه همان ”رمي خميني“ است، بپردازند.

اين عيد از جهات متعدد براي مجاهدين انگيزنده و انگيزاننده است.

براستي امروز چه كسي در ايران و يا حتي در سراسر جهان ميتواند به خود ببالد كهاين قدر و اين مقدار براي رهائي خلقش فديه داده و فدا كرده است؟

….

آري ما اين رمز را از مكتب ابراهيم، از مكتب يگانگي، از مكتب محمد و علي آموختيم

و بر آن چنگ زديم. رمز ”رهايي“ را كه در ”قرباني“ خلاصه ميشود

و هر چقدر دشمنِ ضدبشر، جرارتر و شقيتر بشود، تمسك بيشتري بهاين رمز خواهيم جست.

تا قفلهاي شب تيره و تار ميهن با اين كليد باز شوند و تا زنجيرهاي خميني درهم بشكنند.

براستي چه كسي بيشتر از مجاهدين اين افتخار را كسب كردهاست كه هيچ محبس و شكنجه‌گاه و جوخه اعدامي پيدا نميشود

و هيچ شهر و كوچه و خياباني نيست كه در آن سرود سرخ ”رهايي“ را بارمز ”قرباني“، حك و نقش نكرده باشند.

”پيام“، پيام تكامل است و تكامل هم هيچگاه بدون قرباني به پيش نميرود.

پس خوشا به حال آنهايي كه چون سبزه زار، رويانند و بدا به حال آن رژيم ضدبشري كه، در خاشاك تيره و تار فرو خواهد رفت.

 

مسعود رجوي ـ عید قربان ـ آبان ۸۹

گفته بودیم بعد از انقلاب ضدسلطنتی و بعد از آزادی از زندان در اون سالها،  در اولین عید قربان در سال ۵۸ که رمز انقلاب فدا و قربانی است.

دیباچه‌یی بر تحقق آزادی و یگانگی، چرا که نه تکامل  بدون انقلاب و جهش پیش میرود

و نه انقلاب بدون فدا و قربانی، رمزی که بدون آن درهای انقلاب همچنان ناگشوده میماند.

پس هر شهید و هر قربانی دریچهیی است  بسوی انقلاب و روشنایی که همزمان بر تباهی و ظلمت بسته میشود.

تباهی و فساد که مظهر مجسمش، همین رژیم پلید ضدبشری است، هستی رو به تیرگی و انحطاط و به نیستی میکشد.

در حالی که سنت و عادت و مضمون تکاملی، تنها بعد از چنان دیباچهیی از فدا محقق خواهد شد

و سرانجام این فدا و قربانی است که میان وجود و لاوجود،

بین بودن و نبودن حایل می شود و حکم میراند و هست و نیست حقیقی ما و ملت ما رو معین میکند.

بله هستی حقیقی ما و خلق ما در تمامیت تکاملی خودش، مرهون این گذشت و فدا و ایثار یکتاپرستانه است.

خلاصه کنیم، ضدنابودی، این است ترجمة تحتاللفظی کلمات فدا و قربانی!

داستان ابراهیم  بت شکن، نه داستان یک فرد یا فقط یک پیامبر، بلکه داستان تمامی تاریخ بشریت است

تاریخ مبارزه بر علیه نظامات طغیانگر، مبارزه رنجبران و طبقات ستم کشیده علیه یغماگران و استثمار گران

و ابراهیمی های امروز آنانند که در مسیر قربانی کردن همه وابستگیها و تعلقات ارتجاعی استبدادی استعماری و استثماری از هیچ فدیه ای دریغ نکردند و نمی کنند.

بدون فدا و قربانی بدون پرداخت کردن و پاکیزه  شدن جز انحطاط و تباهی و جز نابودی در کار نخواهد بود

قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفاً, پس بگو که خدا درست گفت حق و حقیقت را گفت

و این است آئین ابراهیم, و یکتا پرستی و از این آئین حنیف پیروی کنید,

لعنت بر خمینی و مرگ بر خامنه ای و شریعت شرک آلود ارتجاعی!

سلام بر جاودانه فروغهایی که در سوم مرداد ۱۳۶۷ در عملیات فروغ جاویدان در روز عید قربان به صحنه شتافتند,

و سلام بر شهیدان و مجروحان صدیق ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ که نبرد  خلق در زنجیر را با ارتجاع حاکم برپا و برجا نگه داشتند.