تاریخچه حقوق بشر با منشورکوروش

اندازه متن
Aa Aa

کوروش بزرگ منادی آزادی و حقوق انسان

کوروش پادشاه بزرگ ایران باستان در میان فرمانروایان تاریخ از ویژ‌گی خاصی برخوردار است.

به گواه تاریخ و آثار و کتیبه‌های به‌دست آمدهٔ باستانی، کوروش با همهٔ جنگ‌آوری و شجاعت، شخصیتی آزادمنش و صلح‌جو بوده و اولین کسی است که حقوق‌بشر جهان را نوشت. کوروش عقاید همه مذاهب را محترم می‌شمرد؛ ملل مغلوب را حرمت می‌نهاد؛ تمدنهای آنان را نگاه‌بانی و بردگان و اسیران آنها را آزاد می‌کرد. با وجود ‌این‌که سیستم تولید در دورهٔ او متکی بر نظام برده‌داری بود، بیگاری را برنمی‌تافت و با اتکا به قوانین عادلانه از مزد و حقوق کارگران حفاظت می‌کرد.

شگفتا که کوروش در اعماق تاریک عصر توحش، منادی صلح، برادری و برابری ملل بود.

تاریخ‌نگار برجسته، «ویل دورانت» ،در مجموعه کتاب «تاریخ تمدن» در رابطه با کوروش می‌نویسد:

«کوروش از آن کشورگشایانی بوده که بیش از هر کشورگشای دیگر، او را دوست می‌داشتند. او پایه‌های حکومت خود را بر بخشندگی و خوی نیکو قرار داده بود. کوروش بر «اصل نخست حکومت کردن بر مردم» آگاهی داشت و می‌دانست که باورهای مردم، از دولت نیرومندتر و مقدم‌ترند و بدین جهت، به آنان احترام می‌گذاشت. کوروش هرگز شهرها را غارت نمی‌کرد و معابد را ویران نمی‌ساخت».

پرفسور پاتریک فونت- از دانشگاه استانفورد: «اگر که شما به بزرگترین شخصیتهای تاریخ نگاه کنید، کسانی که جهان را تغییر دادند، کوروش کبیر، یکی از معدود نفراتی است که در این زمره می‌باشد. کسی که مستحق این می‌باشد که او را کبیر صدا کنند».

از این‌رو، به‌گفته بسیاری از کارشناسان، ویژگیهای کوروش، هم‌چنین رخدادهای بعدی نشان از این دارد که «ذوالقرنین» که در کتاب مقدس و قرآن آمده، همان کوروش است.

 

ابوکلام آزاد، پژوهشگر تاریخ و وزیر پیشین فرهنگ هند، پس از پژوهشهای دقیق و طولانی، در کتابش، با نام «کوروش کبیر» تأکید کرد تنها کسی که از ویژگیهای تاریخی ذوالقرنین برخوردار است، کوروش است. این پژوهشگر ‎در تفسیر آیات ۸۲ تا ۹۵ سوره کهف‎ ‎دلایلی برای اثبات این موضوع آورده است.

برای واژه ذوالقرنین، تاریخ‌شناسان، ۳معنی تعریف کرده‌اند. یکی از این معانی، فرمانروایی‌ است که بر روی کلاه‌خودش، ۲شاخ وجود داشته است.

 

منشور حقوق‌بشر کوروش

کوروش بزرگ مایهٔ مباهات ایرانیان و در عین‌حال مورد علاقه و تحسین حامیان حقوق‌ انسان در جهان می‌باشد. در توصیف قدر و شأن کوروش و ارزش او برای مردم دنیا همین بس که مقر اصلی سازمان ملل در نیویورک با استوانه مشهور حقوق‌بشر کوروش مزین شده‌ است. این قطعه، نخستین منشوری است که بر روی حقوق‌بشر انگشت می‌گذارد.

در سال ۱۸۷۸ میلادی، استوانهٔ حقوق‌بشر کوروش، در پی کاوش باستان‌شناسان در بابل کشف شد.

در سال ۱۹۷۱، سازمان ملل متحد، این سند را به‌عنوان نخستین منشور حقوق‌بشر، به بسیاری از زبانهای رسمی منتشر کرد.

«منم کوروش، شاه دادگر… ارتش بزرگ من به آرامی به بابل درآمد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این سرزمین برسد… من همهٔ شهرهای ویران شده را از نو ساختم».

 

خصومت ماهوی آخوندها با نمادهای ملی

آخوندها از روز اول جلوس بر اریکهٔ قدرت در ایران نشان دادند که هیچ‌گونه سنخیتی با فرهنگ و ارزش‌های ملی مردم ما ندارند. آنها ابایی نداشتند که به‌طور علنی خصومت خود را با نمادهای ملی ایرانیان ابراز کنند. ضدیت مرتجعان حاکم با گرامی‌داشت مفاخر ادب و فرهنگ فارسی و شخصیت‌های بزرگ ملی بر کسی پوشیده نیست.

بنابراین تعجبی ندارد که عمامه‌داران حاکم بر میهن ما محبوبیت و مقبولیت کوروش در نزد مردم و بزرگداشت او را خوش نمی‌دارند. زیرا آزادی و احقاق حقوق انسان‌ها – مفاهیمی که ۲۵قرن پیش کوروش بزرگ بدانها اصرار ورزیده و ترویج کرده است – در قاموس آخوندهای مرتجع محلی از اعراب ندارد.

 

بزرگداشت کوروش ترجمان همبستگی ملی بر علیه ارتجاع آخوندی

تجربه ۴دهه حکومت ارتجاع ثابت می‌کند که هرآنچه را که این رژیم ضدمردمی برنمی‌تابد از قضا می‌تواند منشأ اشتراک و همبستگی ملی قرار گیرد.

از یاد نبرده‌ایم که مردم به‌کرات با حضورشان بر مزار رهبر نهضت ملی ایرانیان، مصدق کبیر، خدمات ضداستثماری او را رو‌درروی آخوندهای خمینی‌صفت گرامی‌ داشته‌اند.

به همین سیاق ایرانیان طی سالهای اخیر، با حضور در پاسارگاد ـ مزار کوروش ـ و گرامی‌داشت زادروز کوروش بزرگ یک همبستگی ملی را به نمایش گذاشته و نفرت خودشان را نسبت به این نظام و عملکردهای ضدملی او ابراز نموده‌اند.

 

رویکرد مزورانه آخوندها نسبت به برگزاری آئین‌های ملی

رژیم ضدبشری حاکم بر میهن ما نشان داده‌است که از هیچ چیزی بیش از همبستگی مردم با یکدیگر هراس ندارد. بنابراین رویکردش با آئین‌ها و مفاخر ملی که منشأ این همبستگی‌ است، بسیار روشن است. رژیم در وهلهٔ‌ اول سعی‌ می‌کند که با اعمال زور و خشونت مردم را تهدید کند تا از برگزاری مراسم دست بردارند. اما وقتی با مقاومت همه‌جانبه مردم روبه‌رو می‌شود، با حربه دین وارد شده و تلاش می‌کند که نشان دهد آئین‌های ملی مغایر با «اسلام» است! چنان‌چه این ترفند هم جواب نداشت، نهایتاً از در همراهی با ملت درآمده و سعی می‌کند که مراسم را به فرهنگ ارتجاعی خودش بیالاید و آن را از درون تهی کند.

واکنش پژوهش، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار فارس، در این‌باره نیز بسیار گویاست که مزورانه اعلام کرد:

«نظام هیچ‌گونه مخالفتی با کوروش ندارد و آنچه که مهم است باید بین کوروش و جریان معاند تفاوت قائل شد… به همین دلیل نامه‌نگاری با ریاست‌جمهوری انجام شد و هم‌چنین در شورای فرهنگ عمومی نیز مطرح شد که کارگروهی اجرایی و پژوهشی متشکل از فرهیختگان علمی، پژوهشی و مذهبی تشکیل شود تا بتوانیم یک روز مشخص و ثبت‌شده را به نام روز کوروش مطرح کنیم».(خبرگزاری مهر ۱۳۹۶)

پاسدار شریعتمداری، گماشتهٔ خامنه‌ای در کیهان، پا را از این هم فراتر گذاشته و وقاحت را به حد اعلا رساند؛ حتی مذبوحانه سعی کرد با سوءاستفاده از کوروش جنگ‌افروزیهای رژیم در منطقه را توجیه کند:‌ «کوروش برای گسترش آئین یکتاپرستی و نجات ملت‌های مظلوم از سلطه جباران به شرق، غرب و شمال لشکرکشی کرد یعنی همان کاری که امروزه جمهوری اسلامی با حضور خود در منطقه و برای حمایت از مقاومت و نجات محرومان و مستضعفان انجام می‌دهد».(سایت حکومتی تدبیر و امید ۷آبان ۹۶)

تلاش دیوانه‌وار رژیم و ممانعت از برگزاری آئین‌های ملی

در سال ۹۷ استبداد مذهبی با تمام توش و توان سعی کرد از برگزاری مراسم گرامی‌داشت کوروش در ۷آبان جلوگیری کند. از جمله اقدامات دیوانه‌وار رژیم این بود که طی یک اقدام بی‌سابقه برای تردد اهالی بومی منطقهٔ پاسارگاد ویزا صادر کرد و با بستن راههای مواصلاتی به شهر و ایجاد ایستگاههای پست و بازرسی و گماردن مزدورانش در محل، همهٔ جاده‌هایی را که به منطقه مراسم ختم می‌شد، تحت کنترل گرفت و حتی تمام بیابانهای منتهی به محل را قرق کرد. وحشت رژیم آن‌چنان بود که با ارسال پیامک مردم را تهدید کرد در این مراسم شرکت نکنند!

با همهٔ‌ اینها مردم نیز از پا ننشسته و به هر طریق ممکن خود را به محل رساندند. تلاش‌های پیگیر مردم برای رسیدن به مراسم قبل از هر چیز عمق نفرت آنها از این رژیم ضدبشری را به نمایش می‌گذاشت.

آنچه نباید از نظر دور داشت، نقش بی‌بدیل کانون‌های شورشی در داخل میهن بود.

 

وحشت دیکتاتور از گردهمایی در آرامگاه کوروش

تجربه قیام دیماه ۹۶ به آخوندها فهمانده‌ است که به‌دلیل پتانسیل موجود در جامعه هر تجمع ساده می‌تواند به یک قیام بزرگ منجر شود. در شرایطی که مردم به‌دلیل دزدی‌ها و چپاول عوامل رژیم چنان به روز سیاه نشسته‌اند، هر جرقه‌ای به‌سرعت آنها را به نقطهٔ انفجار می‌کشاند. از سوی دیگر به‌لحاظ بین‌المللی نیز روز به‌روز عرصه بر نظام ولایت‌ فقیه تنگ‌تر می‌شود و راه برون‌رفتی برایش متصور نیست. لذا انتظار می‌رود که رژیم امسال نیز از ترس شکل‌گیری حرکت‌های اعتراضی و مردمی در آرامگاه کوروش مذبوحانه تمهیداتی بیاندیشد تا از برپایی این گردهمایی ممانعت به‌عمل آورد اما با رویکرد تهاجمی و مقاومت مردم چاره‌ای جز عقب‌نشستن ندارد.

تمدن دیرپا و‌ فرهنگ درخشان ایران‌زمین طی سده‌ها و هزاره‌ها مقهور هیچ نیروی اشغالگری نشده و از دل قرون و اعصار مسیر خود را به‌سوی شکوفایی طی کرده و خواهد کرد. به یقین ارتجاع سیاه حاکم بر میهنمان نیز در برابر ارادهٔ مقاوم مردم و فرزندان قهرمان آن درهم‌خواهد شکست و مانند اسلاف خود به اعماق فراموش‌خانهٔ تاریخ پرتاب خواهد شد.

تداول تاریخ از این خاشاک‌های چرخان در پیشاروی طوفان خشم مردم، فراوان به خود دیده است.