یک قدم تا آزادی – قسمت اول

اندازه متن
Aa Aa

سلام به شما همراهان عزيز در هركجا كه هستين. برنامه امروزمون رو با يك جمله از «استانسيلاو  بارانجاك»  Stansilave Baranjak   شروع ميكنيم كه عمق هراس ديكتاتور از مردم كشورش رو نشون ميده.

«شما در مقايسه با آنها بسيار کوچک هستيد ، آنها هميشه بالاتر از شما می ايستند روی پله ، کرسی خطابه ، روی سکو ، با اين همه کافی است فقط يک لحظه ترسيدن را متوقف کنيد ، بگذاريد اين طوری بگويم ، شروع کنيد که کمی کم تر بترسيد ، آن وقت به اين نتيجه می رسيد که اين آنها هستند که بيشترين هراس را دارند .

زلزله یکبار میاد اما خسارت‌های ناشی از زلزله در حکومت آخوندها تا سال‌های سال موندگاره. درد و رنجی که به مردم تحمیل میشه یک طرف، برخوردهای وقیحانه ماموران و رسانه های حکومتی و عدم رسیدگی یک طرف دیگه. در ادامه نگاهی داریم به وضعیت خسارات بعد از زلزله و وضعیت دردناک هموطنان مون.

طی دو سال اخیر یک تحول مهم در ایران و در مسیر قیام ایران  رخ داده.یک نیروی تازه‌نفس در مقابل آخوندها سربرآورده. این نیرو کانون‌های شورشی هستن. واحدهایی که از اعضا و هواداران مقاومت ایران تشکیل شده. اونها از بین همین  نسل جوان و آزادیخواه ایران هستن و بلند شده ان. نیروی جسوری که قیام دی ماه رو از سال ۹۶ شروع کرده و با فعالیتهای مختلف شون شعله های اون رو شعله ور نگه میدارن. اون ها در شرایط دیکتاتوری واختناق به امید مردم ایران تبدیل شده ان شده‌اند. نگاهی داریم به گوشه ای از فعالیت‌های این آزادیخواهان شب شکن

قیامی که از ۷ دی ۹۶ شروع شد یک خیزش خلق الساعه نبود. بلکه یک قیام عمیق بود که در تاریخ ۴ دهه حاکمیت نظام ولایت فقیه ریشه داشت. این قیام حاصل انباشت نارضایتی‌هایی بود که هر جا فرصت بروز پیدا کنه، بازهم علنی میشه. ریشه قیام دی ماه رو باید از فردای انقلاب۵۷ و به سرقت بردن حق حاکمیت مردم جست و جو کرد

رحمانی فضلی وزیر کشور آخوند روحانی درباره این قیام گفته بود: «اعتراض‌های دیماه در ۱۰۰شهر بود و در ۴۰شهر به خشونت تبدیل شد. خیلی با سال ۸۸ فرق می‌کرد. از یک جنس نبود».و علی ربیعی وزیر کار سابق روحانی گفته بود:‌«در دیماه ۹۶ اعترضات در ۱۶۰شهر خود را نشان داد». اما آیا این قیام خاموش شده یا اصلا خاموش شدنی هست؟ در بخش بعدی به این سوال پاسخ میدیم

هر روز تو ميهن مون ايران غوغاييه. تصاوير مختلفي هستن كه ميرن و ميان وجاشون رو به همديگه ميدن. تصاويري كه پر از درد و خشم و عشق و عصيان و غرورن.  از طناب دار و ماشين هاي گشتي سركوبگر گرفته، تا اعتراض دانشجو و خشم كارگر و عصيان معلم.

اين دردها و خشم ها در هم گره ميخورن. مثل موجي روي هم ديگه حركت ميكنن و به هم نيرو ميدن. موجهايي كه پيش ميرن و به هم مي پيچن و عاقبت يك روز كه بايد، قد مي كشن و به اوج ميرن. تغيير هاي كوچيك به هم مي پيوندن، جرقه ها شعله ميشن و بالاخره اون لحظه ي انفجار از راه ميرسه. لحظه اي كه رسيدنش نزديك تر از هميشه است. با اميد به رسيدن اون روز شما دوستان رو تا يك ديدار ديگه به خدا مي سپاريم.