پیام به مناسبت دومین سال تاسیس میلیشیا – مسعود رجوی – اول آذر ۱۳۶۰

اندازه متن
Aa Aa

پیام به مناسبت دومین سال تاسیس میلیشیا – مسعود رجوی – اول آذر ۱۳۶۰

پیام به‌مناسبت دومین سال تأسیس میلیشیا

مسعود رجوی-اول آذر ۱۳۶۰

پیام برادر مجاهد مسعود رجوی خطاب به میلیشیای قهرمان مجاهد خلق

به‌مناسبت سالروز تأسیس و سازماندهی میلیشیا

پیام به‌مناسبت دومین سال تأسیس میلیشیا –مسعود رجوی اول آذر۱۳۶۰

بنام خدا و به‌نام خلق قهرمان ایران، میلیشیای مجاهد خلق، خواهران و برادران عزیز، نسل انقلاب، دو سال پیش در چنین روزی میلیشیای مردمی به‌منظور دفاع از خلق و انقلاب بنیاد گذاشته شد. چنان‌چه آن‌روز در مقدمه اعلامیه سیاسی، نظامی مربوط به سازماندهی میلیشیا گفته شده و امروز نیز تماماً مصداق دارد، هم‌اکنون باز هم جبهه نبرد متحد خلق در هر خیابان وکوی و برزن گسترده است. بکوشیم تا هر مدرسه و کارگاه و مزرعه را به سنگری تبدیل کنیم.

آری شکستن طلسم پر فتنهٴ خمینی و دفاع از حقیقت انقلابی اسلام در برابر لشکر پلیدی و انبوه مرتجعین کنونی و حجت الاسلامهای ریایی، اساساً در مسئولیت و در عهده مجاهدین بود که گویی آنهمه سال با آنهمه فراز و نشیب و رنج و خون برای چنین روزی و چنین رسالتی آماده شده‌اند .

والا هرکس که مختصر آشنایی با واقعیات ایران امروز و موقعیت دقیق جریانهای و نیروهای مختلف داشته باشد، بدرستی می‌داند که بدون مقاومت عادلانه انقلابی، بدون شما و نسل شما، بدون این خونها، بدون سیلیهای محکمی که از همان روز نخست در نظر و در عمل، چه در زمینه سیاسی و چه در میدان نظامی به بناگوش خمینی خیانت پیشه نواخته اید، امروز سیاهی و تباهی و ابتذال و رجالگی و ریاکاری عالمگیر می‌شد و تعفن رژیم خمینی چنانکه سفاکی و خباثتش هیچ حرج و امانی به هیچکس و هیچ چیز نمی‌داد و مکتب و میهن و خلق و انقلاب و اقتصاد را فی الجمله در لجنزار ارتجاع فرو می‌بلعید و از همه آنها جز خاطره‌ای به تاریخ نمی‌سپرد. لکن خدا هم‌چنانکه در کتابش گفته است نخواست که طیب و خبیث، نور و ظلمت، و حق و باطل بیش از این تمیز داده نشده باقی بمانند و چنین بود که شما بر آشفتید، برشوریدید، قیام کردید تا چنان‌چه علی (ع) گفته است پهلوی باطل را از هم دریده و حق را از جنب آن خارج سازید . و لَأَنْقُبَنَّ الْبَاطِلَ حَتَّی یخْرُجَ الْحَقُّ مِنْ جَنْبِهِ .

چنین است که امروز وجدان مسلمانان جهان هوشیار شده است که اسلام حقیقی را نه در خمینی مرتجع، بلکه در ضدتاریخی و عقیدتی و طبقاتی و سیاسی او یعنی شما نسل انقلابی مجاهد، بایستی بجویند. چرا که اگر‌چه آنچه خمینی تحت نام اسلام و به‌نام اسلام انجام داد، بسی شرم آو ر و ننگین است، اما در مقابل فداکاری بیدریغ و سیل خروشان خونهای ما، همچون آفتاب تابان هر لکه‌ای را که می‌رفت بر دامن معصوم اسلام محمدی و علوی و حسینی بنشیند، تحت‌الشعاع قرار داده و بدینگونه شما ننگ خمینی را از دامن عقیدتی‌تان با خون، البته با سنگین‌ترین بهای ممکن زدودید.

فراتر از مسلمانان اکنون این خونها، وجدانهای خفته و یا ناهوشیار دیگر جهانیان را نیز اندک اندک بیدار کرده است و همه فریب خوردگان و ساده دلان در سراسر عالم به این حقیقت تلخ پی می‌برند که در پس چهره ظاهر الصلاح و به‌اصطلاح ضدامپریالیست این دجال خون‌آشام چه گرگ وحشی و درنده‌ای کمین کرده بود، گرگ انسان و انسانیت و هر آنچه بشری و متعالیست . اینجاست که روشن می‌شود، خونهایی که هر روز سیل‌آسا از پیکر واحد مجاهدین و شما نسل انقلاب بر زمین میریزد، نه فقط ابعاد ملی ایرانی و اسلامی، بلکه دقیقاً آثار و دامنه وسیع بین‌المللی و تاریخی دارد .

لاکن برای افشای ماهیت واقعیت خمینی برای مهیا کردن آن مبانی عینی که جمعبندی آن به بی‌اعتباری جهانی آن‌گونه توجیه تراشیهای به‌اصطلاح ضدامپریالیستی منجر می‌شود، یعنی برای یک چنین نتیجه‌گیری بین‌المللی از تجربه خمینی نسل ما می‌بایست خونبهای لازم را می‌پرداخت تا راه آزادی همه محرومان دنیا هموارتر شود.

در اینجاست که بیاد می‌آورم خواهر میلیشیای قهرمانم گیتی السادات جوزی را که همزبان با همه اعضاء و مسئولان مجاهدین در آستانه شهادت و لحظاتی قبل از اعدام در قتلگاه اوین به مادرش می‌نویسد” من با کمال افتخار و سربلندی در این راه رفتم و با این امید که شاید جان ناچیز من فدیه‌ای باشد، در راه آزادی همه محرومان دنیا

در ارتباط با همین بهای جاودان و غیرقابل توصیف خونهایی که تاکنون تقدیم کرده‌ایم و دامنه تأثیر نفوذ فراگیر آنها در پهنه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی و عقیدتی باز هم بیاد می‌آورم عباراتی از وصیت نامه مجاهد شهید مسعود شکیبا نژاد را که ضمناً باید نصب‌العین تمام مادرانمان نیز قرار گیرد .

“آری آری من افتخار می‌کنم. من اکنون و هر زمان دیگر با تمام وجود افتخار می‌کنم که دست در دست دیگر برادران مجاهد سلاح برگرفته‌ام تا با خمینی، این عنصر متعفن سفیانی برخوردی قهرآمیز و خونین داشته باشم تا به او بگویم به صدای بلند، بگویم دشمن انسان سازش نمی‌کنم.

من با تو حرفی ندارم، زبان بین من و تو گلوله و بمب است و نارنجک . اگر مرد میدانی این گوی و این میدان .

ملاحظه ملنگریکنید که به همان اندازه که درنده خویی عریان خمینی در جهان معاصر بی‌سابقه است، براستی که انسجام و یکپارچه‌گی عقیدتی و سیاسی و تشکیلاتی مجاهدین خلق نیز که طبعاً مبین هویت تاریخی و ایدئولوژیکی آنهاست، کم‌سابقه است. والا محال بود که این سازمان در زیر رگبار مداوم حملات همه‌جانبه دجال زمان و چماقدارانش از همان فردای انقلاب تا این حد تاب مقاومت بیاورد و آزمایش یکپارچگی و وحدت بدهد.

به همین دلیل باید اخطار نمود تا آنگاه که در این میهن حتی یک مجاهد نیز باقیست، تا آنگاه که در این میهن حتی یک مجاهد نیز باقیست، وای بر خمینی و من تکرار می‌کنم آیا صبح نزدیک نیست؟ مگر می‌شود خورشید را کشت؟ مگر می‌شود باد را از وزیدن بازداشت؟ و باران را از باریدن؟ مگر می‌شود اقیانوس را خشک کرد؟ مگر می‌شود بهار را از آمدن بازداشت؟ مانع روییدن لاله‌ها شد؟ مگر می‌شود ملتی را تا به ابد اسیر نگه داشت؟ مگر می‌شود تا ابد خلقی را در زنجیر نگه داشت؟

سلام برخلق سلام بر آزادی

۵ آبان ۱۳۹۱

آهای بچه‌های سراسر میهن اشغال شده، منظورم همون انقلابیون مجاهد و مبارز و اشرف‌نشان است، بلا درنگ برای برپا کردن و آماده‌سازی تیمها، دسته‌ها و یکانهای ارتش آزادی اقدام کنید و آماده باشید.

بلا درنگ برای آن شروع به فکر و طراحی بکنید. در سراسر میهن اشغال شده تا در زمان موعود در لحظه مناسب فرصت و فرصتهای طلایی از دست نرود، برعهده هر ایرانی آزاده که می‌خواهد یوغ ستم آخوندی را درهم بشکنه و خواهان سرنگونی این رژیم پلید است علیه فاشیست استبداد مذهبی است و مخصوصاً برعهده جوانان دلیر و اشرف‌نشان است که تیمها، دسته‌ها و یکانهای ارتش آزادی را به هر میزان که می‌توانند در هر کجا از ارس تا خلیج‌فارس، از خراسان تا خوزستان از تبریز تا سیسیتان و بلوچستان، از کردستان و کرمانشاه تا یزد و کرمان، برپا و برای اون اعلام آمادگی بکنند

محقق کردن سرنگونی دشمن ضدبشری آنهم به‌دست خودمان و توان خودمان با همون منطق کس نخارد، حالا با تشکیل یکانهای ارتش آزادی وظیفه ایست مبرم و میهنی، برای تمام آزادگان ایران زمین، به‌ویژه برای جوانان دلیر و غیور و اشرف‌نشان،

بارخدایا در این وظیفه ملی- انقلابی و میهنی آنها رو در هرکجا که هستند مدد کن، (الهی امین) مخصوصاً با مشعل تکثیر شده اشرف و مجاهدانش در هرکوی و برزن در هر شهر و منطقه و روستا به جانب برپا کردن یکانهای ارتش آزادی که طبعاً دربرگیرنده ارتش قیام هم هست و آن کارکرد راهم خواهد داشت، بپا خیزند و پیش بتازند.

اطلاعیهٔ ارتش آزادیبخش ملی ایران شماره ۱۱

اینجاست که کانونهای شورشی به‌عنوان جرقه و آتشزنهٴ قیامها وارد کار می‌شوند. این نوک هرم قیامها و معین عمل، سمت‌دهنده و راهنماست. عامل استمرار و تضمین پیشرفت و پیروزی است. از تثبیت و تکثیر و ترکیب آنها با یکدیگر در شهرهای شورشی یکانهای ارتش آزادی پدید می‌آید. شوراهای مقاومت بال‌های مکمل صنفی و اجتماعی و سیاسی کانونهای شورش هستند.

ورود به دوران آماده‌باش گرامی باد.

درود بر کانونهای شورشی و قهرمانان دربند آن. سلام بر شوراهای مقاومت.

رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست.

مطالب مرتبط