میثاق با سردار خلق و اشرف شهیدان پس از حماسه ۱۹بهمن۱۳۶۰

اندازه متن
Aa Aa

میثاق با سردار خلق و اشرف شهیدان پس از حماسه ۱۹بهمن۱۳۶۰ ـ ۲۰بهمن۹۹

ديدار با شماري از هواداران و مجاهدين  ـ مسعود رجوي – اور سوراواز – ۲۱ بهمن۱۳۶۰

شد گاه رزم و تهاجم                   ياران بپا كينه ور

تا آتش كين بباريم                     بر دشمنان بشر

به برق مسلسل بسوزان                 تو بنيان اين جانيان

شكن بازوان جنايت                    به هر كوي و گذر

تضمين پيروزي خلق                     خون شهيدان ماست

خون پاسخ خون كه اينت                     فرمان سرخ خداست

ستيزنده توفنده بر پا               به محو پليدان بكوش

كه بغض فروخورده خلق                      دهد ما را سروش

ياد آوريد اي دليران                  خون هزاران شهيد

بادست اين تيره مغزان                        (هر سو چكيد)2

با ياد فرمانده موسي                           آن گرد بي ترس و بيم

آتش آتش آتش بر قلب دژخيم

هرمرگ بطور طبيعي دريچه ايست كه به روي تباهي به روي خميني و به روي ارتجاع بسته ميشه . اما بعضي مرگ ها بسيارسنگينند , سنگين تر از سلسله جبال البرز ازجمله شهادت موسي

ما مجاهد خلقيم, ضمناً مي خوايم مجاهد خلق بسازيم, و رشد بديم مفهومش اينه نه فقط افشاگري و تظاهرات يا به قول خودتون اكسيون, واينطور چيزها, يك چيزي در وراي اين ها هم مد نظرمون هست, اون ساختن انسان, ساختن مجاهد خلقه

ما به دوشها به شانه ها يعني به ظرفيتها، به قلبها به ضميرها به روانها و ذهنهايي نياز داريم فراوان كه بتوانند از هر جهت رنج  يك انقلاب را تحمل كنند و بارش را بردوش بكشند

تكرار ميكنم, درداخل خودمون توي پيام موسي شايد ديديد, ما به هيچ وجه با اين چشم انداز كه زود به قدرت برسيم شروع نكرديم ، بنابر اين مقدم بر هرچيز , مبارزه ما صرفاً انجام وظيفه تاريخي انقلابي ايدئولوژيك و تشكيلاتي بود كه فقط ازمجاهدين بر ميآمد

تا اونجاييكه به وظيفه خودمجاهدين برمي گرده در داخل خود مجاهدين , هدف قدرت نيست , هدف سرفرازي تاريخي وعقيدتيست درست به همين دليل مي بايست جايگاه اخص تاريخيمون رو كه در دهه ها و در قرن ها نصيب كسي كمتر ميشود درك كنيم و به همين دليل بايستي انرژي بيشتري را از خودمون آزاد كنيم و خوان و كفور نباشيم ناسپاس

گفتم ديگه خمينيه قدرت سياسي قدرت مذهبي باهمِه, يه قدرت سياسي  صرف مثل شاه نيست، جنگش هم نه فقط يه جنگ سياسي , جنگ زمان شاه هم فقط سياسي نبود ها

اصلا اينجا مي خوام بگم بارزتره براي ما , جنگ باهمه چيز است برسر همه چيز , برسرخلق برسر ايدئولوژي برسر اسلام برسر سازمان , ودرست به همين دليل , فداش هم فداي همه چيزِه , فدايي كه گم نميشه ها , فدايي كه سرضرب اونو در محاق فرو مي بره , درذهن روح و قلب مردم , وشمارو بيرون مياره ومطرح مي كنه, و اين البته خيلي خيلي افتخار ميخواد, دقيق تر و روشن ترو صريح تر بگم مجاهد خلق بودن در اين دوران افتخاريست كه در خيلي از مقاطع تاريخي كمتر نصيب جريان نيرو سازمان , ويافردي شده و خداكنه كه بتونيم به حرمت و عزت و شرف خون شهدامون و خواستهاي برحق و عادلانه خلقمون تا آخرش رو هم بريم

من مجاهد ميخوام تو و امامت رو وهمه روش ها و بنياد ها و  نهادها  وتفكر، تفكر ارتجاعي ضد خلقي و مملو از سفلهگيتون رو از بنياد وازريشه بربكنم به هرقيمتي , بجنگ تا بجنگيم

انقلابي هستيم كه نميخواهيم به فروش بريم , به همين دليل خيلي جاها مطلوب نيستيم بلكه محكم و استوار ايستاده ايم روي مواضعمون و خودمونيم ونه غيرازاين , دست نشانده نيستيم , گردنمون بلنده , يعني سرفرازيم , سرمون بالاست , همه فشارهارو به خودمون خريديم , براي اينكه رو شرف ايدئولوژيكي سياسي و ملي و عقيدتي‌مون بايستيم وايستاديم .

حالا براي شما با خط سرخ وخونين  بر سر همه انجمن هاي دانشجويي هوادار بازار ,, همه شاخه‌ها و شعب مختلف فعاليت سازمان در داخل و خارج كشور بنويسيد كسي كه هدفش خودش است به اينجا نيايد

فقط من از يك مسأله فردي يا شخصي صحبت نميكنم ها  نه اگر ميبينيد كه سازمان تنها نيرويي است كه تونست بِكشه

در اين شرايط فوق العاده سخت شرايط، شرايط كه بازشد مي دونين همه مجاهدن همه انقلابين همه نمي دونم چي چين چي چين , اينا , ممكن خيلي جاها جواب نديم ها , ولي مشخصه هركس چي بارشه ديگه الان بعد از اين سه سال , ازتوپ و تشر و مارك و مخصوصاً الفاظ دهن پركني چپ نماهم جانزنيم اصلا كارمون الان اين نيست دراين سطح ما در هيچ جاي ديگه تاريخ ,

اگر تونستيم به اين نقطه برسيم به اين خاطره كه به طور فردي يا دسته جمعي , به اصول ثابت اخلاقي در ايدئولوژيمون معتقد بوديم , و الا مي دونيد كه, چشم هم چشمي , رقابت نمي دونم منفعت طلبي هاي فردي فرصت طلبي خودنمايي , رياكاري , اينها ابعاد روانشناسانه بسياري از شقه شدن ها بسياري از دعواها… نيست , بسياري از انشعابات اينطور چيزهاست .

اين سيماني كه بافت  ها و سلول هاو اجزا مختلف ارگانيزم كلي مجاهدين رو درهم گرفته وقتي  ميگم كلي مي دونين در هرمبارزه‌اي  بلاشك , همه جا خائن هست , هميشه اشتباه هست هميشه لغزش هست اين اصلاً داستان انسان استٴ اسطوره انسان است , مقاومت بي نهايت همين الان ضعف هم هست خيانت هم هست اين واقعيته ,واقعيت تضاده

در ضمن حركت سياسي وتبليغاتي و افشا گرانه و تشكيلاتي , حتماً مي بايستي به كار انتقادي بطور فردي و دسته جمعي هم بها داد والا اين آجرهارو روي هم بند نخواهند شد. از اينها نمي شود پلي ساخت , تا يك خلق ازروش عبور كنه, و شعار ما اين بود,

مجاهد خلق بودن ايجاب مي كند كه از بدنهاي خويش پلي بسازيم تا خلقمون عبور كنه .

براي ساختن پل آجر مي خواد , وصل اين آجرها به هم جز ازاين طريق محاله , والا هركسي خط خودش رو خواهد رفت, هركسي خودش راخواهد نمود .هركسي بخش ساده تر و توي چشم زننده تر كارو انتخاب خواهد كرد.

درغير اينصورت شانه‌ها ي ما دوش هايي نخواهد بود كه يك خلق بتونه ازروش عبور كنه و يك انقلاب. سست خواهد بود، سستي را از فرد خودمان منتقل خواهيم كرد به اطرافمون يعني به سازمانمون يعني قابل تكيه كردن نيست

هرآنكس كه تحمل اينرا ندارد بهتر است از ابتدا قدم در جاده نگذارد، و هر آنكس كه دارد عليرغم هر ضعفي و هر عيبي خوشا به حالش اين نشان ميدهد كه ارزشهايي رو كه از اين خونها بيرون ميآيد جذب ميكند يا توان جذبش را اقلا دارد.

خودسازي فقط توي مبارزه و تومناسبات جمعي امكان پذيره , كه آدم باخودش آشنابشه , ابتدا آدم نسبت به خودش غافل است, نمي دونم شايد درزندگي روزمره  همه برخورد كردن آدم يه كسايي رو ميبينه كه در مورد خودمون تك تك خودمون هم صادق است , كه ازخودشون راضين متشكرن , يه كساني مي بينه كه از خودشون غافلاً فكر مي كنند خوبي ها رو دارن بديهاروندارن

ما به قشري از كادرها، اعضاء،نيروها، سمپاتيزانها و خلاصه كساني احتياج داريم كه اينها براي اينكه راهگشاي خلق باشند از تربيتي ضمنا از خلقياتي برخوردار باشند كه بتوانند بار مبارزه درازمدت طولاني را تحمل كنند

مطالب مرتبط:

کشاکش مجاهدین با دیو سرنوشت در تاریخ معاصر ایران خمینی ضد بشر ـ مسعود رجوی ـ ۱۹بهمن۱۳۶۳

مسعود رجوی – درباره شرایط عضویت و شاخص صدق قبل از آزمایش بزرگ و اعزام به مأموریت