گزارش نهایی ستاد فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران درباره عملیات بزرگ فروغ جاویدان

گزارش نهایی ستاد فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران درباره عملیات بزرگ فروغ جاویدان ـ ۳مرداد۱۴۰۱

....

شهریور ۱۳۶۷

فصل یازدهم ـ تلفات دشمن

برحسب گزارش حاضر که جمعبندی گزارشات و مشاهدات رزمندگان صحنه‌های مختلف ببرد در عملیات بزرگ فروغ جاویدان است مجموعه تلفات دشمن ـ اعم از کشته و زخمی ـ از ابتدا تا انتهای عملیات به ۵۵هزار تن بالغ می‌شود.

ضمن یک‌ماه گذشته علاوه بر نشستهای جمعبندی عمومی نشستهای متعدد جمعبندی و بحث و بررسی درباره کلیه گزارشات عملیاتی در سطح همه یکانهایی که در عملیات بزرگ فروغ جاویدان شرکت کرده بودند برگزار گردید که گزارشات حاضر و آمار و ارقام مندرج در آن، حاصل آن است و به‌غایت تلاش شده تا در سطح چنین عملیات عظیمی از منتهای دقت ممکن برخوردار باشد.

هم‌چنین تا پایان مردادماه متناوباً درگیریهای پراکنده‌ای بین آندسته از رزمندگان ارتش آزادیبخش که هنوز نتوانسته بودند به قرارگاههایشان بازگردند با قوای دشمن در مناطق مرزی وجود داشت که از بسیاری از آنها و از تلفاتی که به دشمن وارد آمده هنوز هم بی‌اطلاعیم و ذیل همین گزارش تنها به ذکر برخی از آنها بسنده می‌کنیم.

درباره تلفات سرسام‌آور دشمن (۵۵۰۰۰ کشته و زخمی) که حاصل جمع مجموعه مشاهدات و گزارشات از شروع عملیات بزرگ فروغ جاویدان تا نخستین ساعات بامداد جمعه ۷ مردادماه است خاطرنشان می‌کنیم که آنچه تاکنون از سوی خود رژیم خمینی بطرق مختلف اعلام و علنی و بارز شده‌است؛ همه چیز مبین دریافت ضربه استراتژیکی جبران‌ناپذیری بر خلص‌ترین نیروهای بدنه نظامی و سرکوبگر رژیم است.

از اسامی اعلام شده سرکردگان بهلاکت رسیده قوای دشمن تا بیمارستانهای مملو از زخمی‌هایش، از مجالس ختم دستجمعی مزدوران بهلاکت رسیده تا هزاران شهر و بخش و روستایی که جنازه‌های مزدوران به آنجا حمل شده است. از زلزله‌ای که سراپای رژیم را درهم پیچید تا سر و صدای بی‌نظیری که تاکنون به‌دنبال هیچیک از عملیات ارتش آزادیبخش به‌راه نیانداخته بود. از سخن‌پراکنی‌ها و مصاحبات پی‌درپی سردمداران رژیم تا اقدام به آن‌چنان بسیجی که به‌گفته خود رژیم در طول همه سالهای جنگ با عراق بی‌نظیر بود و در برابر بزرگترین شکستهای جنگی ۸سال گذشته نیز سراپای رژیم این‌گونه به خود نمی‌لرزید و در همین رابطه بود که زعمای رژیم به کرات و به زبانهای مختلف تأکید می‌نمودند که مجاهدین کاری کردند که در این ۸سال "عراق هم نکرده بود"و"از عراق هم برنمی‌آمد. "

اعدامهای دسته‌جمعی و حلق اویز کردن صدها تن از بیگناهان در شهرها و بخشهای مختلف کشور هنوز به جرم هواداری از مجاهدین. بخصوص در کرمانشاه و ایلام و اسلام آباد و کنگاور که برخی از آنها توسط خود رژیم اعلام شده است و هم‌چنین دستگیریهای گسترده این آیا م در سراسر کشور و ابعاد غیرقابل تصور اعدام زندانیان سیاسی مجاهد خلق نیز به‌وضوح حاکی از انواع و اقسام تشبثات... ... .

از نکات قابل‌توجه دیگر این‌که تلویزیون خمینی از فرط تنگنا اجساد شماری از مزدوران خود و لاشه‌های تعدادی از تانکها و خودروهای سوخته خودش را در کنار پیکرهای برخی از رزمندگان شهید آزادی و تجهیزات از بین رفته‌شان به‌عنوان شهدا و خسارات ارتش آزادیبخش شبهای متوالی بنمایش می‌گذاشت و رجزها می‌خواند. علاوه‌براین باید عکس‌العمل‌های افسارگسیخته و هیستریک سردمداران رژیم را متذکر گردید که در برابر عملیات فروغ جاویدان و ضربه عظیمی که دریافت کرده بودند عنان از کف داده و به موضع‌گیریهایی بسا برآشفته‌تر و سرآسیمه‌تر از تابستان ۱۳۶۰ ـ یعنی مقطعی که سران رژیم هم‌چون برگ خزان بر زمین می‌ریختند و موجودیت کل رژیم بزیر علامت سؤال رفته بود ـ مبادرت کردند. تاآنجا که قاضی‌القضات خمینی (آخوند موسوی اردبیلی) که درگذشته سعی می‌کرد از سایر سردمداران و دژخیمان رژیم کمی دست به عصاتر موضع بگیرد در جمعه‌بازار ۱۴مرداد همه پرده‌ها و محذورات به‌اصطلاح قضایی و قانونی راکنار گذاشت و با تصریح بر این‌که مسأله مجاهدین «مسأله ماست» و با یادآوری این‌که تاکنون"ده‌تا، ده‌تا، بیست‌تا، بیست‌تا... پرونده بیار، پرونده ببر" مجاهدین را روانه جوخه‌های اعدام می‌کردند، اعلام کرد که دیگر"محاکمه ندارد، حکمش معلوم، موضوعش هم معلوم، جزایش هم معلوم"است و"باید از دَم اعدام بشوند. "

واضح است که این واکنش‌ها تاکنون در قبال هیچکس و هیچ حادثه‌یی حتی هیچیک از عملیات پیشین ارتش آزادیبخش ضرورت و الزام نمیافت.

شایان تذکر است که به‌دنبال عملیات فروغ جاویدان، سپاه پاسداران خمینی ناگزیر شد برای پر کردن جای سرکردگان از دست رفته و از دور خارج شده‌اش به انتصابات و تغییر و تحولاتِ سازمانی اجتناب‌ناپذیری مبادرت نماید. از قبیل نصب فرماندهان جدید برای تعدادی از سپاه‌ها و لشگرها و تیپ‌ها وگردانها و حتی احضار برخی سرکردگان پاسداران از لبنان.

بگذریم که رفسنجانی که در حاشا کردن و دجالگری حقاً شاگرد خمینی است مدعی بود که مجاهدین و ارتش آزادیبخش در جریان عملیات فروغ جاویدان "حتی ۴۰نفر راهم نزده‌اند"! اما در همین ایام که سردمداران رژیم رجز"پیروزی"و از بین‌رفتن مجاهدین را می‌خواندند، یکی از صدها گزارش و خبر و تسلیت نامه‌یی که سراسر روزنامه‌های رژیم خمینی را در تهران و شهرستانها برای روزهای متوالی انباشته بود این بود:"پیکرهای ۳۵تن از توابین سپاه نهم بدر شرکت‌کننده در عملیات مرصاد... صبح دیروز در قم تشییع و بخاک سپرده شد" (جمهوری اسلامی ۱۳مرداد).

درنمونه دیگر معلوم شد که تنها از ورامین ۲۵نفر از مهمترین مزدوران سپاه بهلاکت رسیده‌اند که اسامی آنها نیز در مطبوعات رژیم منعکس گردید.

در نمونه دیگر روزنامه اطلاعات ۱۶مرداد از تشییع جنازه "سردار رشید اسلام ابوالقاسم اسماعیل‌زاده فرمانده گردان امام صادق از لشگر شهدا بهمراه... مجتبی میری بیدختی، محمد محمدزاده و علی حاج محمدی و سرباز شهید حسن پاسدار" در گناباد گزارش داد.

در نمونه دیگر باز هم روزنامه اطلاعات در ۱۷مرداد از مراسمی که در مسجد جامع همدان با پیام محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران "بمنظور تجلیل از فرماندهان و رزمندگان شهید لشگر ۳۲ انصارالحسین و دیگر شهدای عملیات ظفرمند مرصاد و شهدای پایگاه سوم شکاری نوژه" برگزار شده است گزارش می‌دهد.

گزارشات و خبرهای مطبوعاتی راجع به برگزاری مجالس ختم و عزاداری برای مهره‌ها و مزدوران بهلاکت رسیده از صدها گردان سپاه پاسداران نیز نیازمند تشریح بیشتر نیست و عموم مردم ایران از آنها مطلعند. از جمله مراسم عزاداری مدرسه سپهسالار و مراسمی که در یکی از محلات تهران برای ختم مشترک نیروهای گردان موسوم به علی‌اصغر از لشگر ۶ ویژه پاسداران که اغلب آنها بهلاکت رسیده بودند، برگزار شد. ضمناً هنوز انبوهی جنازه‌های مزدوران بهلاکت رسیده دشمن تا چند هفته به پشت جبهه منتقل نشده بود که یک قلم آن بیش از هزار جنازه در شمال‌غربی اسلام‌آباد است. این مطلب بر روی شبکه بیسیمی دشمن نیز منعکس گردید.

درباره انبوه زخمی‌های رژیم نیز از آنجا که مردم بسیاری از شهرهای میهنمان به رأی‌العین اقدامات رژیم در این مورد را ملاحظه کرده‌اند نیازمند تشریح نیستیم. به‌عنوان نمونه مردم تهران خط ویژه‌یی را که رژیم برای تردد ستون آمبولانس‌ها از فرودگاه مهرآباد به بیمارستانهای مختلف تهران دائر کرده بود به چشم دیده‌اند و می‌دانند که یکطرف خیابان آزادی چندین روز به اینکار اختصاص داده شده بود. البته در همین اثنا هواپیماهای ۱۳۰ ـ C زخمی‌های دشمن را از کرمانشاه تحویل گرفته و در مراکز استانها و شهرستانهای مختلف تخلیه می‌کردند تا در بیمارستانهای آنجا بستری شوند. فی‌المثل در بیمارستانهای شهر مشهد می‌توان پاسداران زخمی لشگرهای ۲۷ ضد محمد، ۲۵ کربلا و لشگر ۳۲ موسوم به انصارالحسین را ملاحظه کرد.

در حین عملیات چهارشنبه ۵مرداد نیز رادیو رژیم خمینی با قرائت اطلاعیه‌هایی از سوی "دبیر ستاد همآهنگی جنگ" از کلیه زنانی که آموزشهای پرستاری و بهیاری دیده‌اند درخواست می‌کرد به بیمارستان فارابی تهران بیایند.

هم‌چنین گزارشات مطبوعات رژیم خمینی درباره کثرت زخمی‌های رژیم به‌اندازه کافی گویاست. به‌عنوان مثال روزنامه جمهوری اسلامی بتاریخ ۲۶مرداد از اعزام ۶۱ آمبولانس و ۶۸۲ امدادگر و تخلیه‌گر و تأسیس ۳ نقاهتگاه در جریان عملیات فروغ جاویدان گزارش داده است.

.....

مطالب مرتبط 

سالگرد عملیات کبیر فروغ جاویدان بزرگترین حماسه میهنی و آرمانی ارتش آزادیبخش ملی ایران

فروغ؛ لحظهٔ «نادر... کیمیایی و سرنوشت‌ساز»