قوطی خالی

قوطی خالی

بسیجیه رو می برن شمال شهر برای گشت زنی. یه دفعه مي افته تو جوب . رفیقش متوجه میشه که قوطی خالی ساندیس را می بینه هل میشه می افته توی جوب ،براي اينكه ضايع نشه صداي قوطي در مي اره.