شکوفه

شکوفه
در طواف بی‌توقف چشمان زمین
بر مدار معنی خورشید
بهار آن پرانتز سبز،
در متن تکراری فصل‌هاست
محصول هبوط انگشتان باران
در ملاقات خاک با سبزجامه‌ترین وقت نسیم
تنفس تازگی از مخمل بیرنگ هوا
بازگشت کولی‌وار چلچله‌ها
از تبعید زمستان
به آغاز گل‌سرخ
بهار،
دانش شیوع معجزه است
بگذار بهار در پیراهن روحت خانه کند
استخوانهایت را از زنگارهای هزارهٴ پاییز بتکان!
خونت را با موسیقی تازه رویش بارور کن
آری،
بهار را باور کن!