ناپلون

ناپلون

رفیق بسیجی بابا ش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ الاغی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی.

 بسیحجی می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حرکت کن. بسیجحی زنه دنده عقب! افسر میپرسه چرا دنده عقب می ری؟ می گه می خوام خیز بگیرم