رفت >> آقا >> تا ببیند زلزله

رفت «آقا»تا ببیند زلزله

بود اطرافش ز آدم غلغله !!

در حضورش امت  عمامه دار

بهر استقبال ایشان بیقرار

حوزهٔ علمیه در سر پل ذهاب

کرده گویا این زمین لرزه  خراب

امت مظلوم عمامه به سر

خانه شان  تخریب و اینک دربدر

شاید آنجا بوده پاسدارخانه ای

گشته اینک همچنان ویرانه ای

ساکنانش زخمی و بی سر پناه

نزد رهبر آمدند  آن جایگاه

جان به در برده همه از زلزله

مدح گویندش  بسان چلچله

بنگرید این  رهبر والا مقام

هست دلسوز خلایق چون امام

یکه و تنها شتابان آمده

بیخبر، شب از جماران  آمده

.   .   .

حضرت عظما   ولی دیر آمده

با دغلبازی و تزویر آمده

آمده با لشگر دور و برش

ننگ و نفرت بر نظام و رهبرش

مردمان گویند هرجا اینچنین

با زبانی  ساده و با خشم وکین

مشکل اینجا  بُوَد در  رهبری

روضه ات دیگر ندارد مشتری

مسکن و مأوا  بُوَد ما را  نیاز

می نَیَرزد روضه ات  «صد من یه غاز »