من اعتراض می کنم

? من اعتراض می کنم:

به بی آبی

به بی برقی

به خاک آلود بودن هوای شهرم

به بیکاری

به گرانی

به حجاب اجباری

به ماموری که رشوه از من طلب میکند

به مالیاتی که به زور گرفته میشود

به حکم به ناحق صادر شده

به توهین به زبان مادریم

به تبعیض

به نابرابری

به بی عدالتی

به ثروتهای باد آورده

به اختلاف طبقاتی

به فقری که روزانه شاهدش هستم

به وضعی که کودکان کار دارند

به ترک تحصیل اجباری

به اخراج دانشجوی سیاسی

به زندان

به شکنجه

به بازجویی های ظالمانه

به اعتیاد

به فساد

به دزدی

به غارت منابع طبیعی

به دروغ و فریب

? من اعتراض می کنم:

به حقی که از من دریغ شده

به زندگی که تباه شده

به عمری که بر باد رفته

به لبخندی که از لبانم گرفته شده

به جوانی که از دست داده ام

به آنچه بر خلاف میل و خواسته ام بر من تحمیل کرده اند

? من اعتراض می کنم:

چون انسانم

چون احساس دارم

چون حق حیات دارم

چون آزادم

چون شرافت دارم

چون می فهمم و آگاهم

? من اعتراض می کنم:

چون می خواهم انسان باشم

چون می خواهم زندگی کنم و زندگی بسازم برای خود و دیگران

? من اعتراض می کنم:

و افتخار میکنم

که تسلیم نشدم

سرخم نکردم

تن به ذلت ندادم

? من اعتراض می کنم:

چون اینگونه خود را پیدا میکنم

چون اینگونه احساس وجود میکنم

چون اینگونه به حق خود می توانم برسم

چون اینگونه می توانم سرافراز و سربلند زندگی کنم

? من اعتراض می کنم، پس هستم