اقتدار نظام

اقتدار نظام !

گفت عظما اقتدار ما کم است

این نقیصه مایهٔ رنج و غم است

از برای گفتگو با دشمنان

ذهن ما مغشوش و درهم برهم است

اقتدار ما اساسش  هارت و پورت

بوده و معروف اندر عالم است

اقتدار هارت و پورتی بعد از این

نیست قوّت بلکه درد و ماتم است

بودنش هرچند از بهر«بسیج»

قوّت قلب است و همچون مرهم است

لیکن از این اقتدار نخ نما

خواری و تسلیم ما را پرچم است

شد ریال و  ارز ما زین اقتدار

چون پِهِن، از بس که قرص و محکم است

گفتگو با اقتدار آبکی

خودکشی باشد که پرپیچ و خم است

من شکر خوردم که گفتم گفتگو

جایز است و یک نیاز مبرم است

سهم ما در گفتگوها هرچه هست

جام زهراست آن نه آب زمزم است

روزگار بی مروّت بعد از این

تیره و تار است و کلاً مبهم است

.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .

حضرت «آقا» بداند لاجرم

سرنگونی با نظامش مدغم است

عزم ملت بهر نابودی شیخ

همچنان پولاد و آهن محکم است