من مسافر شهری یخ زده

من مسافر شهری یخ زده

در قلب الاسدم

شهری که حاشیه خیابان

کودکانش مشق می کنند

و زنان کسب.

هر روز مسافرکشان

در میدان انقلاب

آزادی را فریاد می زنند

و دکانداران

کارتن هایشان را اجاره می دهند

تا مستاجران

در سرمای میدان شوش

به خواب ابدی فرو روند.

ما رهروان قافله کدام دیاریم

که بر شانه هامان چنین تازیانه می کوبند؟

ما وارث کدام ایده منحطیم؟