دهه ی زجر

دههٔ زجر !

دههٔ پر عذاب و نامیمون
دل یک ملتی از آن پر خون
روزهای ربودن و سرقت
سرقت رهبری یک ملت
دههٔ زجر، ورود شیطان بود
بلیه ای از برای ایران بود
دیو آمد به هیئت رهبر
گرگ دجال فقیه ضدبشر
سر بر آورد از دل اعصار
شیخِ مردم فریب موج سوار
رهبر و پیشوای ملت شد
صاحب بارگاه و شهرت شد
مردمی همزبان و همبسته
دل به آزادی وطن بسته
فرش خون از برای او گسترد
اعتماد و امید نثارش کرد
پاسخ او ولی خیانت بود
قهر و سرکوبی و جنایت بود
قلم عاجز ز وصف آن موجود
دیو اهریمنی مجسم بود
«رهبر انقلاب» و مرجع دین
شاه سلطان فقیهِ دیو آئین
شیخ غدار و سفله ای مکّار
حاکم شر، خلیفهٔ خونخوار
سارق رنج و خون یک ملت
پایگاهش جهالت و نکبت
بذر جهل و جنایت و تزویر
می فشاند با قساوت و تعزیر
ضد انسان و ضد آزادی
دشمن حرث و نسل و آبادی
اینچنین شد امام دجالان
سر فرو برد، پیش او شیطان
چهل سال بعد از‌‌ آن عزیمت شوم
که بشد ملتی از آن مظلوم
وارثانش کنون پریشان حال
در سراشیب تندِ اضمحلال
پشت سر غارت و جنایت و ننگ
پیش رو راهِ سرنگونی و مرگ
گودرز – بهمن ۹۷