تیر غیب خورده ها

?”تیر غیب خورده ها”?

تیرِ غیب آمد و از اوج، زمین افتادیم

شک نکردیم و تَهِ چاهِ یقین افتادیم

همه دعوت به جهنّم شده بودیم اما

فکر کردیم که در خُلدِ بَرین افتادیم

منجنیقی که به ما وعده ی فردا می داد

پَرتِمان کرد و به دورانِ لِنین افتادیم!

عصرِ تسخیرِ فضا بود و مُدرنیته و ما

گیرِ عصرِ حجری های نوین افتادیم!

در جهانی که همه غرقِ ترقّی بودند

ما پِیِ راندنِ شیطانِ لعین افتادیم!

به اُمیدِ پُلویِ چرب و کبابِ مُفتی

همه به سَق زدنِ نانِ جُوین افتادیم!

آرزوها به فنا رفت ولی در عوضش

به غلط کردن و اعمالِ چنین افتادیم!

بعدِ این‌شعر اگر نصفه شبی غیبم زد

بنویسید که ما هم به اِوین افتادیم!