….آتش بر نماد شیخان

ٰ

آتش بر نماد شیخان .  .  .

در هر گذر نماد شیاطین روزگار

تصویرهای چِندٍش آور شیخان زشتخوار

تمثال های شیخ سابق و لاحق که هر کدام

دیکتاتور و خلیفة غدار نابکار

هر یک نماد جهل و فریب و جنایتند

بر این وطن جسارت و توهین آشکار 

صدها هزار قتل و هزاران هزار جرم

محصول این ولایت حکام نابکار

نام و نشان و چهرة  منحوس هر کدام

ملعون خاص و عام به هر شهر و هر دیار

اینک نماد های جهل و جنایت به هر گذر 

هر روز و شب به دست دلیران  شب شکار

با آتش نبرد جوانان شورشی

نابود و منهدم شده هر گوشه وکنار

این رزم بی امان دلیران میهن است

کوبنده رو به پیش، خروشان و پایدار

شیخ از لهیب شعلة سوزان خشم خلق

کز آتش نبرد یلان گشته آشکار

آشفته حال و مضطرب و گیج و یاوه گو 

بیند سقوط خویش و ز کف داده او قرار

دوران شورش و تهاجم و فتح است هموطن

بنما توان عزم و رهایی ، تو  آشکار

با رزم و رهگشایی کانون شورشی

رزمندة مصمم  این رزم و کارزار

سرما و تیرگی زمستان به سر شود

میهن رها شود برسد صبح و نو بهار

گودرز – اسفند  ۹۷