….. درد مردمم…….

…..درد مردمم…..

ای کاخ نشینان که بر کاخ نشستید.

خون چه کسی خورده و شلاق به دستید

گرم و خوشو در خون شما هفت شراب است …

پایین تر از این کاخ ،کسی تشنه آب است.

در فکر شما هرچه گذر کرد مهیاست..

آن طفل به فکرش غم نان است که تنهاست …

در کاخ شما گرمی و سردی به چه معناست ….

آن پیر که در دخمه ی خود یخ زده تنهاست ….

در کاخ شما قسمت ای کاش حرام است ….

این واژه برای دگران تکه کلام است ….

بر حکم شما تبصره بر تبصره کردند …

مردم همه را مسخره بر تبصره کردند.

ای کاخ نشینان که بر کاخ سوارید ….

در خشم این خلق به زانو در آیید ….

ظلم از سر حد گر گذرد کار تمام است…

فقر است که بر کاخ شما فاتحه خوان است …

…..ابوالفضل منصوری….