موشکاف ۱۶ فروردین- نظام ولایت خیال کرده بود چهل سال بخور بخور راه میندازه

موشکاف ۱۶ فروردین
?موشکاف: سلام، نظام ولایت خیال کرده بود چهل سال بخور بخور راه میندازه، به قول خود عظما، جنگل خواری و کوهخواری و دریاخواری و مسیل خواری و همه چیز خواری و هیچی به هیچی و یه آبم روش، هاهاهاها. اما آبش سیلاب شد و حالا این عظما و سگ و سیله‌هاش هستن که از ترس دل پیچه گرفتن، چون بعد از فروکش کردن اون سیلاب طبیعت، حالا اون نوبت اون سیل اصل کاریه! ببینین ک چه جوری به حول ولا افتادن:
رحمانی فضلی -جلسه شورای همآهنگی مدیریت بحران
رحمانی فضلی در جلسة شورای هماهنگی مدیریت بحران ـ 14فروردین 98
رحمانی فضلی: مسائل امنیتی را که جناب آقای ‌پورفلاح اینجا مطرح کردند و تنشهای اجتماعی خیلی جدی بگیریم یعنی ما بدانیم که هم تحریک میشوند از بیرون هم فضاهای هیجانی درست میکنند و هم زمینههای اجتماعی تحریک پذیری به هر حال به‌خاطر ناراحتیها و سختیها هست ما باید تلاش کنیم ضمن آرام سازی ضمن اقناع سازی ضمن تسریع در حل مشکلات مردم بستر و زمینههای تنش اجتماعی را واقعاً نگذاریم ایجاد بشه کمیته اطلاعرسانی ستاد مقابله با بحران صدا و سیما است و در کنار اون وزارت ارشاد و بقیه حتماً آقای موسوی جلسه این ستاد اطلاعرسانی تشکیل بدهید و سیاستهایی را که از الآن به بعد در حوزه آرام سازی و اقناع سازی و اطلاعرسانی درست و بموقع یعنی واقعاً ما باید زمینههای تحریک پذیری را کاهش بدهیم و این را دوستان حتماً برای ما بیاورند…»
?موشکاف: هاهاهاهاها. حوزة آرام سازی!… اقناع سازی، از کی تا حالا اسم حرف درمانی و وعده درمانی شده آرام سازی و اقناع سازی؟! هاهاهاهاها. خیال کرده با بچه طرفه! برو از پاسدار خادم بپرس که جوونای دلاور دشت آزادگان چطور از خجالتش در اومدن و با یه گوشمالی درست و حسابی، حالشو جا آوردن، بیچاره ببینین نمی تونه رو پاش وایسه! بعدشم هم که دمشو گذاشت رو کولش و د در رو. هاهاهاها

?موشکاف: واسه همینه که دیگه بقیة پاسدارا تعارفو کنار گذاشتن و رک و راست می‌گن که واسه امنیت نطام و واسه ایجاد پست ایست و بازرسی رفتن پلدختر!
تلویزیون رژیم – ۱۴ فروردین
-گفتگو ايوب سليماني -امداد و کمک رساني به لرستان
عمده‌ترین کار ما در پل دختر و معمولان موضوع امنیت است ما با اعزام نیرو از استانهای اطراف چندین گردان نیرو آوردیم و با پیش‌بینی گشتهای ثابت و سیار برگزاری ایست و بازرسی و پیش‌بینی مکانهای استقراری برای نیروهایمان امنیت محله‌ها».
?موشکاف: هاهاهاها. این سیب زمینی رو باش! بالاخره نفهیمیدیم که تو و پاسدار ماسدارات واسه ایست و بازرسی رفتین مناطق سیلزده یا واسه امداد رسانی ؟
تلویزیون رژیم – ۱۴ فروردین
خ-لرستان-جعفری و لاريجانی
گزارشگر: «دو گردان ناجا از اصفهان برای برقراری امنیت و نظم امروز وارد پلدختر شد»
یک پاسدار: «امکانات اعزام کردیم که بتونیم به صورت اطمینان بخشی امنیت و نظم و آرامش و مدیریت توزیع امکاناتو مدیریت بکنیم»
?موشکاف: هاهاهاهاها. اینم از خوابای پنبه دانه‌ای پاسدارای نظام که فک می کنن بعد ازاین همه بلایی که سر ملت آوردن میتونن با چار تا پاسدار ، سر و ته قضیه رو هم بیارن و اون سیل اصل کاری رو که داره به طرف بیت عظما میره برگردونن!. هاهاهاها. نخیر! نه آقا جون تازه شروع ماجراست! به سیل ارتش گرسنگان و بیکاران، حالا ارتش سیل زدگان هم اضافه شده، و یه سونامی می‌شه که بیت ولایتو و عظما ر….. بعله…! هاهاهاها. زت زیاد.