قیام جلودار

قیامْ جلودار

شعری برای ترانه، تقدیم به زن قهرمان ایرانی

تو شریعت سیاهت، سهم من یه برده بودن

چی بوده تو مذهب تو، جرم نانوشته‌ی من؟

تو شریعت تو جرمه، زن و تن به تو ندادن

تو ضعیفه نام دادی، به زنان ظلمت اوژن

بساز از حقارت و کین

بساز از شریعت و دین

واسه من یه گشت ارشاد

 واسه من یه تخت تعزیر

واسه من یه نام منکر                        

واسه من یک کوهه زنجیر

بساز از حقارت و کین

بساز از شریعت و دین

یه قفس برای فکرم، یه قفس برای ایران

یه قفس برای لمسِ کلمات خیس باران

بساز از تبار نفرت، یه قفس همیشه تا من

یه قفس واسه خداوند که بیافریده یک زن

منم اون جرأت فریاد

خیره تو نگاه جلاد

منم اون قیام جلودار

منم آن تو را درانکار

منم اون که از نگاهم تو همیشه در هراسی

تو و من، همیشه دشمن؛ دشمنان هم اساسی

تو و تازیانه، سنگسار، اسید و گلوله رگبار

من و شورش و حماسه، من و یک غرور بیدار

منم اون جرأت فریاد

خیره تو نگاه جلاد

منم اون قیام جلودار

منم آن تو را درانکار

#ع_طارق