….. کجایی شعر سیل آمد

کجایی شعر سیل آمد ……

کجایی شعر شاید آب بردت؟

نگو با من که دیشب خواب بردت

وطن را سیل اشکی برد و بلعید

تو را هم شاید این خوناب بردت

کجایی شعر دردم را بیان کن

بیان درد ایران با جهان کن

زبانم بودی و خاموش گشتی

بزن دادی! فغانم را عیان کن

عجب ربطی ست بین شعرو ایران

چو او آوار شد گشتی تو ویران

چو جان داد او تو دادی جان به جانان

چو توفانی شد او کردی تو توفان

کجایی شعر حالت را گرفتند؟

همه شوق خیالت را گرفتند؟

برهنه شد وطن چون کارتن خواب

ز تو هم کفش و شالت را گرفتند؟

کجایی شعر جیغی سر ده آخر

ز جیب خویش تیغی در بیاور

بزن چاقو به قلب خصم ایران

به این شیخان بی بابا و مادر

خدایت شکر از آن  گریه هابت  

بساز سیلی ز موج شکوه هایت

روانش کن به سوی بیت ظالم

فروکش خانه ی ظلم و جنایت

کجایی شعر … عید ما عزا شد

فغان خلق تا عرش خدا شد

بیا تا عید مردم هم بیاید

درآن عیدی که این ملت رها شد

م. شوق