هَوار

هَوار

هَوار هر دزد و تازی را سر انبانِ ما کردند

دیار پرشیایی را چنین زندان ما کردند

عدالت را به ما گفتند ولی عادل کشی کردند

خیانت در امانت بود به آن پیمان ما کردند

به هر جمعی زدین گفتند ولی در خلوت هر کاری

عملها ضد هر دین شد چه بر ایمان ما کردند

زمانی اهل ایران را جهانی اعتباری بود

دگر هیچ اعتباری نیست چه بر ایران ما کردند

بریدند آن زبانی را که گوید راز اینها را

عیان باشد نیازی نیست اگر کتمان ما کردند

اگر قصاب قاضی شد شود قاضی چو قصابی

در این بلوای بی نظمی چه بر جانان ما کردند

به هر بنجل به این ملّت طلا قیمت گذاری شد

مطلّا کرده پیکان را چنین حیران ما کردند

گرفتند رای ملت را وکیل و مجلسی گشتند

مکیدند خون مردم را چنین بطلان ما کردند

چو تصویب حقوق آمد به خود سی کارگر صفر است

سرِ هر کارگر اینها بریدند زانِ ما کردند

ز بی ارزش اگر گویند ریالِ ما مَثَل باشد

چو تومّان از حجاب افتد، چه بر تومان ما کردند

کسی خود را زَنَد بر خواب نتوان کرد بیدارش

اگر داد هم زَنی پرویز، دگر بی جان ما کردند

خدایا ناجی ما را رسان، بس وضع بحرانیست

چه ها گفتند چه ها کردند چنین ویران ما کردند

پایان