خر فروشی ملا…

خر فروشی ملا

روزی مُلانصرالدین خری را به بازار برد که بفروشد. هر مشتری که برایش میرسید، اگر از جلو می آمد، خر دهانش را باز می کرد که گاز بگیرد و اگر از عقب می آمد لگد می زد. شخصی به مُلا گفت: با این وضع کسی خر را نخواهد خرید. ملا گفت: خودم می دانم؛ قصد من هم فروش آن نیست؛ فقط می خواهم مردم بدانند که من از دست این حیوان چی می کشم!!!