سرزمینی می‌خواهم…

سرزمینی می‌خواهم:

با آسمانی آبی، شاخه‌هایی سبز و کشت‌زارانی زرد.

سرزمینی می‌خواهم:

بی دردسر و

حسرتی در دل؛

نقطه‌ی پایانی بر برادرکشی.

سرزمینی می‌خواهم:

بی فقر و ثروت٬

بدون فرق، میان من و تو.

با خانه و پوششی برای هر کس در زمستان.

سرزمینی می‌خواهم:

که زندگی در آن –

 مثلِ دوست داشتن از ته دل است؛

و مرگ تنها!

شکایت موجوداش