ابوالقاسم رضایی در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ روز سوم

همیاری سی‌ام؛ مسابقه‌ای در سخاوت، مسئولیت و استقلال

سلام به همه شما هم‌میهنان عزیز، بینندگان گرامی سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران. خیلی خوشحالم که بار دیگر در سومین روز همیاری ملی با سیمای آزادی در این بخش از برنامه در خدمت شما هستم و آقای ابوالقاسم رضایی، معاون دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران. خیلی ممنونیم از شما که بار دیگر در استودیوی سیمای آزادی حضور پیدا کردید در سومین روز گلریزان.

من هم سلام عرض می‌کنم و ممنونم که باز هم امکان مشارکت من را در این برنامه فراهم کردید. واقعاً این سه روز که من این برنامه را نگاه می‌کردم، از تک‌تک صحبت‌هایی که می‌شنیدم آموزش می‌گرفتم. در واقع اینجا در این برنامه ما شاهد رقابت در رقم‌ها نیستیم، بلکه شاهد مسابقه‌ای در سخاوت، مسئولیت و انسانیت هستیم که این را در تک‌تک کلماتی که خواهران و برادران می‌آمدند روی خط و صحبت می‌کردند می‌شد دید و موج می‌زد.

دقیقاً همین‌طوری که شما می‌گویید. به واقع تماس‌ها و صحبت‌ها و پیام‌های بسیار انگیزه‌دهنده و بسیار زیبا که آدم در مقابلش نمی‌دانست چه جواب بدهد. من فقط قبل از اینکه شروع کنیم تماس‌ها را، این را هم اعلام کنم به بینندگان عزیزمان که برنامه همیاری روز دوشنبه برای چهارمین روز ادامه پیدا خواهد کرد از ساعت ۲۱ به وقت ایران و ۱۹:۳۰ به وقت اروپا شروع خواهد شد. بنابراین برنامه همیاری روز دوشنبه هم ادامه پیدا خواهد کرد و همراه شما خواهیم بود برای ادامه این سی‌امین گلریزان.

به هر حال من باز لازم می‌دانم که در اول کار خدمت همه هم‌میهنان سلام عرض کنم، به خصوص به قهرمانان کانون‌های شورشی که از این فرصت‌ها کم پیش می‌آید که بتوانم به همه‌شان رو در رو سلام بکنم و ادای احترام کنم.

خیلی ممنون. البته من بگویم که علاوه بر تماس‌هایی که الان پشت خط هستند، پیام‌هایی هم هست که من تلاش می‌کنم در خلال برنامه بخوانم. اگر اجازه بدهید اولین تماس این بخش از برنامه را وصل کنیم که از آمریکا هست؛ صدف و بهزاد از آمریکا همراه ما هستند. سلام می‌کنیم به شما، خیلی خوش آمدید به برنامه همیاری، خواهش می‌کنم بفرمایید.

خیلی ممنون. من هم خیلی خوشحالم که با شما صحبت می‌کنم برادر حبیب و برادر احسان. و سلام می‌کنم به همه خواهران و برادرانمان در اشرف و به رهبریمون برادر مسعود و خواهر مریم. من گاهی من و بهزاد با هم صحبت می‌کنیم اینجا، وقتی که به این شرایط پیچیده امروز نگاه می‌کنیم و راجع بهش گاهی با هم صحبت می‌کنیم، همیشه من می‌گویم خوشا به حال ما که چنین رهبری داریم و خوشا به حال ما که توانستیم باشیم تا هر حدی که با همه حد کمی هم که هست ولی هستیم و دلمان قرصه به اینکه این راه حتماً به ثمر می‌رسه زیر سایه این رهبری و با شما مجاهدین که از همه چیزتون گذشتین و راهو شما یاد دادین به جوانای امروز توی ایران که کانون‌های شورشی رو درست کردن و این‌جور می‌جنگن و همه چیشونو در طبق اخلاص می‌ذارن. ما هم از شما یاد گرفتیم و خوشا به حال ما هم که کنار شما هستیم.

درود بر شما خواهر صدف. البته فوت پدر گرامی‌تونو تسلیت گفتم ولی اینجا لازم می‌دانم باز هم بگویم هم به شما هم به بهزاد و هم به کل خانواده. با تشکر از اظهارات شما. در خدمت هستیم.

خیلی ممنون، شما لطف دارین. خیلی ممنونم برادر.

استقلال؛ خط قرمزی که آزادی بدون آن معنا ندارد

من دوباره سلام می‌کنم به برادرمون احسان و برادر حبیب. اولاً بسیار بسیار ممنون که همچین فرصتی رو شما به ما دادید که هم با شما یه خورده درد دلمونو بگیم، هم با خلق قهرمان ایران که به واقع در ۱۲۰ سال گذشته از هیچ فداکاری کوتاهی نکردند برای رسیدن به اون مقصد نهایی که همانا آزادی و استقلال ایران باشه. و می‌خوام تأکید بکنم روی کلمه استقلال که بدون استقلال آزادی هم میسر نخواهد شد. و بعد با درود فراوان به تمام شهدای راه آزادی در این ۱۲۰ سال، به خصوص در ۶۱ سال گذشته که سازمان مجاهدین خلق ایران با درس‌آموزی از لغزش‌های این ۱۲۰ سال گذشته و درآوردن نقاط ضعفی که باعث شده جنبش‌های قبلی متأسفانه به نتیجه نرسن و اگر بخوام خیلی خلاصه درک خودم از این بگم، همانا داشتن یک تشکیلات حرفه‌ای انقلابی و سازمان انقلابی و ایدئولوژی انقلابی برای رساندن این همه تلاش، این همه فدا از طرف خلق قهرمان ایران به اون مقصد نهایی باشه.

از نسل قدیم تا کانون‌های شورشی؛ یک مسیر با یک هدف

و باز علاوه بر تشکر از شما که ماهایی که خارج از ایران هستیم به واقع اگر شما نبودین مثل خیلیای دیگه غرق می‌شدیم توی این دنیای بورژوازی و وجود و فداکاری و ازخودگذشتگی شما مجاهدین خلق ایران از اشرف ۱ تا اشرف ۲ تا اشرف ۳ که الان در آلبانی هست و کانون‌های شورشی که در ایران هستند با فداکاری اعضای سازمان مجاهدین، اعضای نوتر سازمان مجاهدین که اتفاقاً از طریق همین سیمای آزادی وصل شدن اکثرشون، مثل پویا قبادی، مثل وحید بنی‌عامریان، مثل بابک علی‌پور و آخرین شهید سازمان مهدی خانکی که به واقع سرمشق ما هستند. چیزی هستند، کسانی هستند که به ما انگیزه میدن که به اون قولی که دادیم تا اونجایی که می‌تونیم وفادار بمونیم.

اینم اضافه بکنم من از اوایل سال ۵۹ که به آمریکا بودم، آستین تگزاس بودم، از طریق مهران ابراهیمی با سازمان آشنا شدم. اون موقع که چند تا از هواداران سازمان اون موقع شهید فرید عطار که در فروغ، عملیات بزرگ فروغ جاویدان شهید شد، بچه‌ها زندان رفتن اینجا و اون اولین قدمی بود که من برداشتم و آشنا شدم با هواداران سازمان که تلاش‌مون در آزاد کردن اون موقعی بچه‌ها که برای افشا کردن فریدون هویدا در یک سالانه سخنرانی دانشگاه تگزاس آستین فعالیت کردند و به خاطر همون به زندان افتادند و اعتصاب غذا رفتند.

به هر حال از اون موقع تا حالا تقریباً ۴۶ سال، کمی بیشتر از ۴۶ سال می‌گذره. افتخار اینو دارم، به واقع بزرگ‌ترین افتخار من در زندگی‌م همین اینه که یک هوادار کوچک از سازمان مجاهدین باشم و بتونم یک ذره از اون تمام فداکاری‌هایی که همه داخل ایران و شما انجام میدین، من هم یک گوشه کوچیکشو بتونم بلند بکنم و در کنار و در رکاب سازمان مجاهدین، به‌خصوص به‌خصوص برادر عزیزم، رهبر انقلاب نوین مردم ایران برادر مسعود رجوی و خواهر عزیزم رئیس‌جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران خواهر مریم رجوی، در رکاب اون‌ها آن‌قدر که می‌تونیم فعالیت بکنیم.

وقتی رسانه مستقل است؛ هزینه آزادی را چه کسی می‌پردازد؟

اشاره‌ای کردم به اینکه آزادی بدون استقلال به دست نمیاد و این در واقع موضوع برنامه الانه که خب شما مسئولش هستین، سیمای آزادی، که این امکانو به ما میده که یک کمی از این کمک‌هایی رو که وظیفه‌مونه، اینم می‌خوام اضافه بکنم، ما به واقع وظیفه‌مونه، بیشتر از این هم باید بکنیم. هر روزی که نکنیم، اگر چند تا توییت ندیم، اگر جلسه‌ای نباشه، این‌قدر شما برای ما وقت می‌ذارین برادر بهنام، برادر احسان توی جلسه‌های هفتگی که ما رو آگاهی بدن که بتونیم به این راهمون ادامه بدیم، تشکر بکنم و ممنونم از همه این‌ها.

بهای این آزادی اینه که خب از هیچ کشوری، هیچ دولتی، سازمان پول نمی‌گیره و نخواهد گرفت و تنها تعهد سازمان و این جنبش به ایران و مردم ایران و خلق قهرمان ایران باشه. در این راستا یک مقدار کمی کمک‌هایی از چند نفر گرفتیم به اضافه بخشی که خودمون داریم، می‌خواستم اون مبالغو اعلام بکنم. یکی از هواداران به اسم حسین ۲۵۰ دلار، یک هوادار دیگه که خواست که اسمشو نبریم ۲۵۰ دلار، و از طرف صدف و خودم هم ۳۴ هزار و ۵۰۰ دلار که مجموعش میشه ۳۵ هزار دلار تقدیم سازمان مجاهدین، مقاومت ایران و مشخصاً در اینجا سیمای آزادی خواهیم کرد.

ابوالقاسم رضایی در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ روز سوم ـ قسمت دوم

ابوالقاسم رضایی در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ روز سوم ـ قسمت سوم

ابوالقاسم رضایی در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ روز سوم ـ قسمت چهارم

ابوالقاسم رضایی در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ روز سوم ـ قسمت پنجم

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط