فرهنگنامه آزادی؛ حمید مصدق و فدریکو گارسیا لورکا

آیا شعر می‌تواند به سلاحی علیه استبداد و صدای آزادی تبدیل شود؟

حمید مصدق، شاعر، حقوق‌دان و استاد دانشگاه، از چهره‌های ماندگار ادبیات مقاومت و پایداری ایران است. دوره اصلی فعالیت‌های ادبی و اجتماعی او از دهه ۴۰ تا ۷۰ شمسی را شامل می‌شود؛ سال‌هایی که جامعه ایران زیر سایه اختناق و سرکوب دیکتاتوری می‌سوخت. مصدق با تحصیل در رشته حقوق و علوم سیاسی و سپس اخذ مدرک فوق‌لیسانس حقوق اداری، تنها یک شاعر نبود، بلکه دادخواهی بود که از زبان شعر به‌عنوان سلاحی علیه ظلم و استبداد بهره می‌برد.

چرا «درفش کاویانی» به نمادی برای نبرد با دیکتاتوری تبدیل شد؟

اثر جاودانه او، منظومه «درفش کاویانی»، بازآفرینی حماسی قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک ماردوش است که به نمادی ماندگار برای نبرد ملت با دیکتاتوری بدل شد. شعر او نه مرثیه‌ای برای شکست، بلکه بانگ بیداری، دعوت به قیام و تجلی اتحاد و همبستگی در برابر حاکمیت سرکوب بود.

از اشعار مشهور او:

«من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟ چه کسی با دشمن به ستیزد؟»

جمله زیر نیز از او نقش شده است:

«ما به آزادی ارادت می‌ورزیم و بر این پیمان خونین ایستاده‌ایم تا بپاشد بند زنجیر ستم از دست و پای خلق.»

لورکا چگونه از شاعر آزادی به نماد مقاومت در برابر استبداد تبدیل شد؟

فدریکو گارسیا لورکا، شاعر، نمایشنامه‌نویس و هنرمند آزادی‌خواه اسپانیایی، که به دلیل دفاع از حقوق محرومان در ابتدای جنگ داخلی اسپانیا، توسط جوخه‌های مرگ دیکتاتوری فرانکو به شهادت رسید، به نمادی جهانی از مظلومیت هنر و فرهنگ در برابر جنایات استبداد تبدیل شد.

او در مصاحبه‌ای معروف با روزنامه «ال‌سول»، پیش از ترورش به دست مزدوران استبداد، نقل به مضمون گفته بود: در جامعه‌ای که تحت سلطه استبداد و سرکوب است، خفه کردن صدای آزادی‌خواهان هرگز نمی‌تواند مشعل آزادی را خاموش کند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط